تبليغاتX
نوشته های دلخواه

نوشته های دلخواه

کلیت این واقعه را جهت اطلاع مردم کشور عزیزمان و به دستور حضرت آيت الله حائري شيراز ي نماينده مقام معظم رهبري در استان فارس و امام جمعه محترم شيراز عرض می کنم :
دیشب بعد از سخنرانی، حدود ساعت 21:10 متوجه انفجاری در محل کانون شدیم و بعد از کارشناسی گروه های متخصص، به اين نتيجه رسيدند که شخصی مواد منفجره را در زیر قفسه ای که مربوط به نمایشگاه معراج شهدا می باشد، قرار داده است. در این قفسه آثاری از شهدا من جمله لباس، پوتین، چکمه، کلاه آهنی، پوکه های خمپاره منور و پوکه توپ به عنوان گلدان استفاده شده بود که با انفجار این ها تبدیل به ترکش شده و متاسفانه منجر به جراحت شدید و شهادت جمعی از دوستانمان شد و در بررسی دقیق با توجه به اینکه در زیر قفسه، چاله ای ایجاد شده است معلوم گرديده که در آن مکان مواد منفجره کار گذاشته شده بوده است. و شدت انفجار به حدي بوده است كه موج آن قفسه را به آسمان پرت کرده، به سقف حسینه زده و برگشت خورده است. لازم به ذكر است كه این مواد منفجره در کیفی که در زیر قفسه بود، جاسازی شده بود.
در دیدار امروز بنده با آیت الله حائری نماینده مقام معظم رهبری در استان فارس در ساعت 7 صبح، ایشان بیاناتی را بیان نموده اند که که چکیده آن جهت اعلام به ملت عزیز ایران به شرح زیر است:
هیچ مواد منفجره ای در این نمایشگاه معراج شهدا وجود نداشته است و تمام قدرت این انفجار به این قفسه بوده است که به عنوان ترکش بعد از انفجار عمل کرده است. موج انفجار به قدری شدید بود که قفسه 600 کیلویی را پرتاب کرده است و نفراتی را قطعه قطعه کرده است و حدود 170 نفر را مجروح کرده است و در سقف حسینه شکاف عظیمی ایجاد کرده است كه طبیعتا مي توان نتيجه گرفت كه مقدار مواد منفجره زیاد بوده است.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 10:51  توسط علیرضا خادمی  | 

 شنبه شب حوالی ساعات 21:30 انفجار بمبی مهیب در حسینیه ای واقع در خیابان شهید آقایی شیراز محل سخنرانی سید محمد انجوی نژاد بیش از 100 مجروح و 10 کشته به جای گذاشت.

در خیابان شهید آقایی جمعیتی بیش از 2000 نفر از مردم که با صدای انفجار در محل حادثه حاضر شده بودند و نیروهای امنیتی و بسیج و امداد رسانان هلال احمر مانع از ورود اتومبیل های شخصی به محل حادثه بودند.

در پی کسب خبر در خصوص مجروحین این حادثه نیروهای امنیتی از انتشار خبر امتناع می کردند و تنها به آمار جزیی کشته شدگان آن هم در دقایق اولیه حادثه اکتفا می کردند و از جمعیت حاضر میخواستند که محل حادثه را ترک بکنند و با ازدحام خود مانع از امداد رسانی نیروهای هلال احمر نشوند . مجروحین این انفجار به بیمارستان نماری و درمانگاه محمد رسول الله منتقل شده اند.

 

در ضمن با وجود گذشت 2 ساعت از حادثه همچنان ماشین های یکان ضد شورش در محل حادثه مستقر بودند.

سید محمد انجوی نژاد از روحانیون با نفوذ در بین جوانان شیرازی و نیروهای بسیج است، وی  مسئول کانون ره پویان وصال است که هر شنبه شب در محل حسینیه جلسات سخنرانی خود را با حضور تعداد زیادی جوان برگزار می کند.

در ضمن طی کسب اطلاع ازمحل حادثه سید محمد انجوی نژاد از این بمب گذاری آسیبی ندیده است .  گفته می شود که این عملیات بمب گذاری متوجه گروهی از وهابیون در شیراز بوده اما هنوزهیچ گروهی مسئولیت این انفجار را به عهده نگرفته است و مسئولین امنیتی انتظامی تا این لحظه هیچ مطلب خاصی را اعلام نکرده و در حال بررسی و تحقیق بر روی این حادثه هستند.

 

اخبار بعدی به محض اطلاع برای شما ارساال خواهد شد.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 13:4  توسط علیرضا خادمی  | 

ادوارنیوز: بیش از هفتصد دانشجو و فعال زن با انتشار بیانیه ای نسبت به اعمال غیر قانونی سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاهها توسط سازمان سنجش، اعتراض کردند.
در بیانیه ای که بیش از چهارصد دانشجوی دختر و فعال زن امضا کرده اند ، آمده است :
  
هم زمان با انتشار این بیانیه ، نزدیک به سیصد دانشجوی پسر نیز در بیانیه جداگانه ای سهمیه بندی را به زیان مردان نیز ارزیابی کرده ونسبت به آن اعتراض کردند.متن این بیانیه بدین شرح است :
 
"برخورداری شهروندان از حقوق و فرصت­های برابر از پایه­های عدالت و از پیش­شرط­های دموکراسی است. رُجحان گروهی بر گروه دیگر و اعطای فرصت و حق ویژه به آن گروه با لحاظ کردن ویژگی­های بیولوژیکی، با معیار عدل و انصاف هم­خوانی ندارد. همان­طور که یک سیاه­پوست در تعیین رنگ پوست خود نقشی نداشته و یک بلوچ، نژاد خود را خود تعیین نکرده، یک زن نیز قبل از آن­که پا به جهان هستی بگذارد کروموزوم­های جنسی­اش را خود انتخاب نکرده است. در نتیجه تفاوت گذاشتن بین سیاهان و سفیدان، بلوچ و فارس و یا زن و مرد و قائل شدن حق و یا فرصت ویژه برای هر کدام دور از عدل و انصاف است. شایستگی یک فرد در جامعه را نه خصوصیات ذاتی و بیولوژیکی آن فرد، که میزان تلاش و بهره­وری او تعیین می­کند.
 
سهمیه­بندی جنسیتی از مصادیق رُجحان گروهی بر گروه دیگر با در نظر گرفتن معیارهای بیولوژیکی است. مرکز پژوهش­های مجلس شورای اسلامی در گزارشی که در بهمن­ماه سال 86 منتشر کرده از اعمال سهمیه­بندی جنسیتی در آزمون ورودی مراکز و مؤسسات آموزش عالی خبر داده است. در بخشی از این گزارش آمده:
"سازمان سنجش در سال 1385 (برای 26 رشته) و در 1386 (برای 39 رشته) با اعمال سیاست متناسب‌سازی آزمون سراسری، ضرایبی را به صورت 30-40 درصد زن 30-40 درصد مرد و مابقی به صورت رقابتی برای «توزیع دانشجویان بر حسب جنسیت» در نظر گرفته است."
 
گفتنی است که در سال­های گذشته، پسران سهم بیشتری از دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا را به خود اختصاص داده­اند. بدیهی است همان طور که در نظر گرفتن سهمیه­ی ویژه­ برای دختران در این مقاطع ناعادلانه و ظلم در حق دانشجویان پسر است، در نظر گرفتن سهمیه­ی ویژه برای پسران شرکت کننده در آزمون سراسری ورودی دانشگاه­ها نیز ناعادلانه و ظلم در حق آزمون دهندگان دختر است.
 
دختران، تا پیش از این، در بسیاری از رشته­ها بیش از هفتاد درصد از آمار پذیرفته­شدگان را به خود اختصاص می­دادند و در نتیجه با در نظر گرفتن سهمیه­ی 30-40 درصدی، بسیاری از آنان از ادامه­ی تحصیل محروم می­شوند. هر چند که در ظاهر امر، سهمیه­بندی جنسیتی به نفع پسران است چرا که به آنان فرصت بیشتری برای ادامه­ی تحصیل می­دهد اما «توزیع دانشجویان بر حسب جنسیت» نه تنها نیمه­ی مؤنث را دچار خسران خواهد کرد که به نیمه­ی مذکر جامعه نیز آسیب خواهد رساند. محروم کردن تعدادی از دختران با استعداد برای حضور در دانشگاه و برخورداری از آموزش عالی، مردان جامعه را از خدماتی که آنان می­توانستند به جامعه ارائه دهند محروم می­کند.
بی­شک یکی از دلایل اِعمال سهمیه بندی جنسیتی – در کنار ناتوانی دولت در ایجاد فرصت­های شغلی – باورِ قانون­گزاران به نقش­های کلیشه­ای زن و مرد است. پافشاری بر نقش «خانه­داریِ» زن و «نان­آوریِ» مرد، بدون در نظر گرفتن واقعیت­های دنیای متکثر امروز، پر و بال دادن به کلیشه­هاست. در یک جامعه­ی کلیشه پرور، زنان و مردان نقش­های از پیش نوشته شده را بازی می­کنند و نقاب­هایی که دیگران ساخته­اند را به چهره می­اندازند. ناتوانی زن و مرد در ایفای نقش­های از پیش نوشته شده باعث بروز افسردگی و اختلالات روحی و روانی در آن­ها می­شود. کلیشه­های جنسیتی، فرصت­های نابرابر را توجیه می­کند؛ فرصت­های نابرابر به روابط نابرابر می­انجامد و روابط نابرابر به آسیب­های اجتماعی و فرهنگی دامن می­زند. وظایف خانه و بیرون از خانه، خانه­داری و نان­آوری، می­بایست به طور مساوی بین مرد و زن تقسیم شود ویا مرد و زن فعالانه در برگزیدن نقش­­هایشان مشارکت داشته باشند.
 
سهمیه­بندی جنسیتی از آن رو که با عدالت سازگار نیست و همه­ی شهروندان، اعم از زن و مرد را صدمه می­ رساند باید با اعتراض مواجه شود. ما دانشجویان پسر دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی نیز هم­صدا با دانشجویان دختر اعتراض خود را به اعمال سهمیه بندی جنسیتی اعلام می­داریم و خواهان آن هستیم که هر کس با توجه به استعداد و تلاش خویش آینده­­ی خود را رقم بزند."
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:34  توسط علیرضا خادمی  | 

کانون زنان ایرانی -بیش از 900 نفر از فعالان سیاسی -اجتماعی با امضای بیانیه ای خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط لیلا حیدری شدند .در بخشی از این بیانیه که به ابتکار جمعی از زنان آذربایجانی تهیه شده ،آمده است:لیلا حیدری هنگام ملاقات با همسر زنداني خود، بهروز صفري (از فعالان سياسي آذربايجان) بازداشت و اكنون پنجمين ماه دستگيري خود را در بند 209 زندان اوين در حالي مي‌گذراند كه به‌ گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حمله‌های قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتي مسوولان بهداري نسبت به وضعيت او هشدار داده‌اند. متن کامل این بیانیه و اسامی امضا کنندگان به این شرح است: هم اكنون كشور ما در شرايطي به سر مي‌برد كه روز به روز بر محدوديتهاي فردي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در آن افزوده مي‌شود. اين تضييقات، پيامدهاي بسيار نامطلوب‌تري را گريبانگير جامعه خواهد كرد. زنان آذربايجان اعتراض خود را به ادامه اين روند اعلام كرده و خاطرنشان مي‌كنند: 1 ـ تشديد فيلترينگ سايتها و و توقيف نشريات و اخطار به آنها مبني بر اجتناب از طرح مسائل جدي اجتماعي و ... موجب به بن بست كشيدن روند دمكراتيزه كردن جامعه و بي محتوايي مطبوعات و جرايد شده و نهايتا جريانات اجتماعي را به سوي حركات افراطي‌ سوق خواهد داد. ما زنان آذربايجان، اعتراض خود را به توقيف نشريات، از جمله توقيف ماهنامه "ديلماج" كه به تحليل معضلات آذربايجان و انعكاس قابليتهاي آن مي پرداخت و در صدد ارتقاء بار تئوريك فعالان اجتماعي آن بود و علاوه بر آن تريبوني آزاد براي جنبش مستقل زنان آذربايجان نيز محسوب مي‌شد، اعلام مي‌كنيم. نمونه‌هاي متعدد ديگري را مي توان برشمرد، از جمله نشريه دانشجويي "تلنگر" كه براي طرح مسائل زنان با انتشار اولين شماره خود توقيف شد و هيات تحريريه ومدير مسوول آن به حراست دانشگاه تبريز فرا خوانده شدند. ما خواستار رفع لغو امتیاز و توقیف نشریات مستقل آذربایجان و پایان دادن به ارعاب مدیران مسوول مطبوعات هستیم و اخطار به ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هايي كه برخي شماره‌هاي خود را به طرح مسائل زنان اختصاص مي‌دهند، محكوم مي‌كنيم. 2 ـ جنبش زنان آذربايجان همچنان كه از پيشتازان " كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان" بود- چنان چه در ابتدا بيشتر شهرهاي پبشتازاين حركت، بعد از تهران از شهرهاي آذربايجان بودند ـ معتقد است، آشنايي زنان با حقوق داشته و نداشته‌شان، مهمترين راه براي تعيين و تثبيت خواسته‌هاي آنان به شمار مي‌آيد. ما كماكان حامي كمپين به عنوان كف مطالبات زنان هستيم و اين را حق مسلم و ابتدايي هر كسي مي‌دانيم كه ذيل خواسته‌هاي خود را امضا كند. ما هر گونه تهديد يا دستگيري و ارعاب فعالان جنبش زنان را محكوم مي‌كنيم. 3 ـ احقاق حقوق زنان، هدف مشترک فعالان جنبش زنان است. در حالي که زنان ترک، کرد، عرب و... خواسته‌های مدنی خود را با دیگر زنان فعال در جنبش زنان پیوند زده‌اند، در راستاي احقاق حقوق ملي خويش و... نيز مبارزه مي‌کنند و بیشترین هزینه‌ها را متحمل می‌‌شوند. چنان چه در ماههای گذشته، شاهد دستگیری زنان دگراندیش ترک در نقاط مختلف آذربایجان بوده‌ایم؛ زنانی که هم دغدغه برابری زنان ومردان را دارند و هم دغدغه برابری حقوق اقوام و ملل ايراني را. اما آن چه تامل‌برانگيز است، عدم پوشش خبری مناسب دستگیریهای فوق، چه از جانب جنبش زنان ایران و چه از جانب دیگر گروهها و فعالان سیاسی است. نتیجه اتخاذ چنین رویکردی بازگذاشتن دست سرکوب‌گران است که با خیال راحت و به‌دور ازنظارت ناظران حقوقی و افکار عمومی، به اتهامات واهي تجزیه‌طلبی و بدون در نظر گرفتن کمترین حقوقي، با بیرحمانه ترین برخوردها، اين افراد را دستگیر و روانه زندان می‌كنند و همین امر ظلمی مضاعف در حق این فعالان است. جنبش زنان آذربايجان، ضمن ابراز نارضايتي خود از تهديد، بازداشت و شكنجه فعالان اجتماعي و سياسي آذربايجان كه اغلب آنها در شرايط بسيار بدي به سر مي برند، معتقد است، ادامه اين روند بر كينه و نفرت مردم اين خطه افزوده و باز تاكيد مي‌كنيم، راه را براي حركات افراطي هموار مي‌‌كند. ما زنان عميقا درك مي‌كنيم كه خانواده‌ها و همسران اين زندانيان از جمله عطيه طاهري همسر سعيد متين‌پور، رقيه عليزاده همسر عباس لساني و خانواده‌هاي رضا متين پور و جليل غني‌لو و... بسيار معذب تر از خود آنها هستند. ما خواهان آزادي اين زندانيان، به ويژه آزادي فوري و بدون قيد و شرط ليلا حيدري هستيم كه به هنگام ملاقات با همسر زنداني خود، بهروز صفري (از فعالان سياسي آذربايجان) بازداشت و اكنون پنجمين ماه دستگيري خود را در بند 209 زندان اوين در حالي مي‌گذراند كه به‌ گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حمله‌های قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتي مسوولان بهداري نسبت به وضعيت او هشدار داده‌اند. ما زنان آذربایجانی فعال در جنبش زنان، ضمن تاکید و توجه بر حقانیت مطالبات قومی (ملي)، خواستار آزادی هر چه سریعتر لیلا حیدری، باتوجه به وخامت وضع سلامتی او هستیم و از تمامی فعالان جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالان سیاسی انتظارداریم با امضای بیانیه، با ما همصدا شده و زنان آذربایجان را یاری دهند.

امضای بنده نیز در ذیل این بیانیه آمده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:28  توسط علیرضا خادمی  |