ادوارنیوز: بیش از هفتصد دانشجو و فعال زن با انتشار بیانیه ای نسبت به اعمال غیر قانونی سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاهها توسط سازمان سنجش، اعتراض کردند.
در بیانیه ای که بیش از چهارصد دانشجوی دختر و فعال زن امضا کرده اند ، آمده است :
هم زمان با انتشار این بیانیه ، نزدیک به سیصد دانشجوی پسر نیز در بیانیه جداگانه ای سهمیه بندی را به زیان مردان نیز ارزیابی کرده ونسبت به آن اعتراض کردند.متن این بیانیه بدین شرح است :
"برخورداری شهروندان از حقوق و فرصتهای برابر از پایههای عدالت و از پیششرطهای دموکراسی است. رُجحان گروهی بر گروه دیگر و اعطای فرصت و حق ویژه به آن گروه با لحاظ کردن ویژگیهای بیولوژیکی، با معیار عدل و انصاف همخوانی ندارد. همانطور که یک سیاهپوست در تعیین رنگ پوست خود نقشی نداشته و یک بلوچ، نژاد خود را خود تعیین نکرده، یک زن نیز قبل از آنکه پا به جهان هستی بگذارد کروموزومهای جنسیاش را خود انتخاب نکرده است. در نتیجه تفاوت گذاشتن بین سیاهان و سفیدان، بلوچ و فارس و یا زن و مرد و قائل شدن حق و یا فرصت ویژه برای هر کدام دور از عدل و انصاف است. شایستگی یک فرد در جامعه را نه خصوصیات ذاتی و بیولوژیکی آن فرد، که میزان تلاش و بهرهوری او تعیین میکند.
سهمیهبندی جنسیتی از مصادیق رُجحان گروهی بر گروه دیگر با در نظر گرفتن معیارهای بیولوژیکی است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی که در بهمنماه سال 86 منتشر کرده از اعمال سهمیهبندی جنسیتی در آزمون ورودی مراکز و مؤسسات آموزش عالی خبر داده است. در بخشی از این گزارش آمده:
"سازمان سنجش در سال 1385 (برای 26 رشته) و در 1386 (برای 39 رشته) با اعمال سیاست متناسبسازی آزمون سراسری، ضرایبی را به صورت 30-40 درصد زن 30-40 درصد مرد و مابقی به صورت رقابتی برای «توزیع دانشجویان بر حسب جنسیت» در نظر گرفته است."
گفتنی است که در سالهای گذشته، پسران سهم بیشتری از دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا را به خود اختصاص دادهاند. بدیهی است همان طور که در نظر گرفتن سهمیهی ویژه برای دختران در این مقاطع ناعادلانه و ظلم در حق دانشجویان پسر است، در نظر گرفتن سهمیهی ویژه برای پسران شرکت کننده در آزمون سراسری ورودی دانشگاهها نیز ناعادلانه و ظلم در حق آزمون دهندگان دختر است.
دختران، تا پیش از این، در بسیاری از رشتهها بیش از هفتاد درصد از آمار پذیرفتهشدگان را به خود اختصاص میدادند و در نتیجه با در نظر گرفتن سهمیهی 30-40 درصدی، بسیاری از آنان از ادامهی تحصیل محروم میشوند. هر چند که در ظاهر امر، سهمیهبندی جنسیتی به نفع پسران است چرا که به آنان فرصت بیشتری برای ادامهی تحصیل میدهد اما «توزیع دانشجویان بر حسب جنسیت» نه تنها نیمهی مؤنث را دچار خسران خواهد کرد که به نیمهی مذکر جامعه نیز آسیب خواهد رساند. محروم کردن تعدادی از دختران با استعداد برای حضور در دانشگاه و برخورداری از آموزش عالی، مردان جامعه را از خدماتی که آنان میتوانستند به جامعه ارائه دهند محروم میکند.
بیشک یکی از دلایل اِعمال سهمیه بندی جنسیتی – در کنار ناتوانی دولت در ایجاد فرصتهای شغلی – باورِ قانونگزاران به نقشهای کلیشهای زن و مرد است. پافشاری بر نقش «خانهداریِ» زن و «نانآوریِ» مرد، بدون در نظر گرفتن واقعیتهای دنیای متکثر امروز، پر و بال دادن به کلیشههاست. در یک جامعهی کلیشه پرور، زنان و مردان نقشهای از پیش نوشته شده را بازی میکنند و نقابهایی که دیگران ساختهاند را به چهره میاندازند. ناتوانی زن و مرد در ایفای نقشهای از پیش نوشته شده باعث بروز افسردگی و اختلالات روحی و روانی در آنها میشود. کلیشههای جنسیتی، فرصتهای نابرابر را توجیه میکند؛ فرصتهای نابرابر به روابط نابرابر میانجامد و روابط نابرابر به آسیبهای اجتماعی و فرهنگی دامن میزند. وظایف خانه و بیرون از خانه، خانهداری و نانآوری، میبایست به طور مساوی بین مرد و زن تقسیم شود ویا مرد و زن فعالانه در برگزیدن نقشهایشان مشارکت داشته باشند.
سهمیهبندی جنسیتی از آن رو که با عدالت سازگار نیست و همهی شهروندان، اعم از زن و مرد را صدمه می رساند باید با اعتراض مواجه شود. ما دانشجویان پسر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی نیز همصدا با دانشجویان دختر اعتراض خود را به اعمال سهمیه بندی جنسیتی اعلام میداریم و خواهان آن هستیم که هر کس با توجه به استعداد و تلاش خویش آیندهی خود را رقم بزند."