تبليغاتX
نوشته های دلخواه

نوشته های دلخواه

عضویت و فعالیت تشکیلاتی برای بسیاری از فعالین سیاسی هنوز به مثابه پذیرفتن دعوتی از جانب یک میزبان گرامی برای حضور در یک مهمانی است که هر کدام برای به دست گرفتن نبض مجلس میهمانی و ربودن گوی سبقت تمام توان خود را در بذله گویی و شیرین نمایی به کار بندند .

 

تصور وضعیتی که عده ای ساز خویش را کوک کنند و در دستگاه دلخواه خود شروع به نواختن کنند چندان دور از ذهن نیست و تقارن بی مانندی با وضعیت کار تشکیلاتی  در ایران دارد. حال آن که در همان مهمانی هم مدعوین باید چهارچوب مجلس را رعایت کنند و تابع جمع باشند و عدم تبعیت از رفتار جمع به مجموعه ی مذکور صدماتی جدی وارد خواهد کرد .

 

تلقی مهمان بودن با تلقی عضو تشکیلاتی منسجم بودن چندان متفاوت نیست چرا که در هر کدام باید تابعیت جمع و تصمیمات جمعی از بزرگان ، را رعایت کرد حداقل تا زمانی که عضوی از اعضای آن مجموعه باشیم و حضور فیزیکی در آن جمع داشته باشیم .

 

تلاش عده ای برای تک روی های منفعت طلبانه باعث به وجود آمدن ذهنیت های منفی و غیر واقعی از سوی هوادران و اعضای آن تشکیلات سیاسی گشته ، که این مورد مانعی برای ادامه ی فعالیت های آن تشکیلات در قالب اساسنامه و عدم رسیدن به اهداف بلند مدت و استراتژی سازمانی مورد انتظار خواهد شد .  

 

حالت فوق بیشتر در برهه ی انتخابات نمود عینی می یابد تا جایی که گاهی به جدایی اعضای یک مجموعه خواهد انجامید، در حالی که تا قبل و بعد از این ایام کمترین فعالیتی را از طرف این عده نمی توان دید و تنها موسم انتخابات برای آنان میدان سیاست ورزی و موضع گیری خواهد شد .

موضع گیری هایی که با تکیه به شخصیت حقوقی برگرفته از تشکیلات نسبت به برخی رویدادهای سیاسی اتخاذ می گردد که از طنز ماجرا با موضع گیری سازمانی متفاوت است .

 

اعلام موضع یک تشکیلات نشان از اجماع اعضای شورای مرکزی آن مجموعه می باشد که سایر اعضا را ملزم به رعایت و پیروی از آن می کند حال اینکه این اعضا از طریق رای گیری برای ایفای نقش سازمانی خود انتخاب گردیده اند.

 

این رفتارهای غیر منطقی  در بین ما ایرانیان تبدیل به یک عادت همیشگی شده آن گونه که بسیاری از کارشناسان علوم سیاسی نداشتن روحیه ی کار دسته جمعی را یکی از مهمترین موانع رسیدن به دمکراسی   می دانند و نسبت به رعایت اخلاق و چهارچوب آن حساسیت ویژه ای نشان می دهند.

 

Alirezakhademi-iran@yahoo.com

مطلب فوق در آدرس زیر منتشر شد:

http://www.advarnews.us/article/print/6851.aspx

 

 



+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 21:6  توسط علیرضا خادمی  | 

کانون زنان ایرانی -بیش از 900 نفر از فعالان سیاسی -اجتماعی با امضای بیانیه ای خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط لیلا حیدری شدند .در بخشی از این بیانیه که به ابتکار جمعی از زنان آذربایجانی تهیه شده ،آمده است:لیلا حیدری هنگام ملاقات با همسر زنداني خود، بهروز صفري (از فعالان سياسي آذربايجان) بازداشت و اكنون پنجمين ماه دستگيري خود را در بند 209 زندان اوين در حالي مي‌گذراند كه به‌ گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حمله‌های قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتي مسوولان بهداري نسبت به وضعيت او هشدار داده‌اند.

متن کامل این بیانیه و اسامی امضا کنندگان به این شرح است:

هم اكنون كشور ما در شرايطي به سر مي‌برد كه روز به روز بر محدوديتهاي فردي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در آن افزوده مي‌شود. اين تضييقات، پيامدهاي بسيار نامطلوب‌تري را گريبانگير جامعه خواهد كرد. زنان آذربايجان اعتراض خود را به ادامه اين روند اعلام كرده و خاطرنشان مي‌كنند:

1 ـ تشديد فيلترينگ سايتها و و توقيف نشريات و اخطار به آنها مبني بر اجتناب از طرح مسائل جدي اجتماعي و ... موجب به بن بست كشيدن روند دمكراتيزه كردن جامعه و بي محتوايي مطبوعات و جرايد شده و نهايتا جريانات اجتماعي را به سوي حركات افراطي‌ سوق خواهد داد. ما زنان آذربايجان، اعتراض خود را به توقيف نشريات، از جمله توقيف ماهنامه "ديلماج" كه به تحليل معضلات آذربايجان و انعكاس قابليتهاي آن مي پرداخت و در صدد ارتقاء بار تئوريك فعالان اجتماعي آن بود و علاوه بر آن تريبوني آزاد براي جنبش مستقل زنان آذربايجان نيز محسوب مي‌شد، اعلام مي‌كنيم. نمونه‌هاي متعدد ديگري را مي توان برشمرد، از جمله نشريه دانشجويي "تلنگر" كه براي طرح مسائل زنان با انتشار اولين شماره خود توقيف شد و هيات تحريريه ومدير مسوول آن به حراست دانشگاه تبريز فرا خوانده شدند.

ما خواستار رفع لغو امتیاز و توقیف نشریات مستقل آذربایجان و پایان دادن به ارعاب مدیران مسوول مطبوعات هستیم و اخطار به ماهنامه‌ها و فصلنامه‌هايي كه برخي شماره‌هاي خود را به طرح مسائل زنان اختصاص مي‌دهند، محكوم مي‌كنيم.

2 ـ جنبش زنان آذربايجان همچنان كه از پيشتازان " كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان" بود- چنان چه در ابتدا بيشتر شهرهاي پبشتازاين حركت، بعد از تهران از شهرهاي آذربايجان بودند ـ معتقد است، آشنايي زنان با حقوق داشته و نداشته‌شان، مهمترين راه براي تعيين و تثبيت خواسته‌هاي آنان به شمار مي‌آيد. ما كماكان حامي كمپين به عنوان كف مطالبات زنان هستيم و اين را حق مسلم و ابتدايي هر كسي مي‌دانيم كه ذيل خواسته‌هاي خود را امضا كند. ما هر گونه تهديد يا دستگيري و ارعاب فعالان جنبش زنان را محكوم مي‌كنيم.

3 ـ احقاق حقوق زنان، هدف مشترک فعالان جنبش زنان است. در حالي که زنان ترک، کرد، عرب و... خواسته‌های مدنی خود را با دیگر زنان فعال در جنبش زنان پیوند زده‌اند، در راستاي احقاق حقوق ملي خويش و... نيز مبارزه مي‌کنند و بیشترین هزینه‌ها را متحمل می‌‌شوند. چنان چه در ماههای گذشته، شاهد دستگیری زنان دگراندیش ترک در نقاط مختلف آذربایجان بوده‌ایم؛ زنانی که هم دغدغه برابری زنان ومردان را دارند و هم دغدغه برابری حقوق اقوام و ملل ايراني را. اما آن چه تامل‌برانگيز است، عدم پوشش خبری مناسب دستگیریهای فوق، چه از جانب جنبش زنان ایران و چه از جانب دیگر گروهها و فعالان سیاسی است. نتیجه اتخاذ چنین رویکردی بازگذاشتن دست سرکوب‌گران است که با خیال راحت و به‌دور ازنظارت ناظران حقوقی و افکار عمومی، به اتهامات واهي تجزیه‌طلبی و بدون در نظر گرفتن کمترین حقوقي، با بیرحمانه ترین برخوردها، اين افراد را دستگیر و روانه زندان می‌كنند و همین امر ظلمی مضاعف در حق این فعالان است.

جنبش زنان آذربايجان، ضمن ابراز نارضايتي خود از تهديد، بازداشت و شكنجه فعالان اجتماعي و سياسي آذربايجان كه اغلب آنها در شرايط بسيار بدي به سر مي برند، معتقد است، ادامه اين روند بر كينه و نفرت مردم اين خطه افزوده و باز تاكيد مي‌كنيم، راه را براي حركات افراطي هموار مي‌‌كند. ما زنان عميقا درك مي‌كنيم كه خانواده‌ها و همسران اين زندانيان از جمله عطيه طاهري همسر سعيد متين‌پور، رقيه عليزاده همسر عباس لساني و خانواده‌هاي رضا متين پور و جليل غني‌لو و... بسيار معذب تر از خود آنها هستند.

ما خواهان آزادي اين زندانيان، به ويژه آزادي فوري و بدون قيد و شرط ليلا حيدري هستيم كه به هنگام ملاقات با همسر زنداني خود، بهروز صفري (از فعالان سياسي آذربايجان) بازداشت و اكنون پنجمين ماه دستگيري خود را در بند 209 زندان اوين در حالي مي‌گذراند كه به‌ گفته منابع خبری و بنا به گزارشِ گزارشكران حقوق بشر، بارها در زندان دچار حمله‌های قلبی و میگرن شده است، بطوری که دو بار در حین بازجویی، بیهوش شده و حتي مسوولان بهداري نسبت به وضعيت او هشدار داده‌اند.

ما زنان آذربایجانی فعال در جنبش زنان، ضمن تاکید و توجه بر حقانیت مطالبات قومی (ملي)، خواستار آزادی هر چه سریعتر لیلا حیدری، باتوجه به وخامت وضع سلامتی او هستیم و از تمامی فعالان جنبش زنان و نهادهای مدنی و فعالان سیاسی انتظارداریم با امضای بیانیه، با ما همصدا شده و زنان آذربایجان را یاری دهند.

(در ثبت اسامی از ذکر عناوین، مناصب،احزاب و انجمن ها خودداری شده است.)

امضای من نیز در ذیل امضا کنندگان بیانیه است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 9:44  توسط علیرضا خادمی  | 

مأموران وزارت اطلاعات روز 18 شهریورماه با مراجعه به منزل سپیده پورآقایی در کرج، وی را بازداشت و به بند 209 زندان اوین انتقال دادند.

این فعال حقوق بشر که بیش از 90روز است در بند 209 نگهداری می شود، حدود 60 روزدر سلول انفرادی به سر برد و پس از آن به اتاقهای 3 نفره این بند انتقال یافت.

پورآقایی فارغ التحصیل رشته زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد کرج که پیش از این مدتی در روزنامه توقیف شده " گزارش روز" فعالیت کرده است، در 2 سال گذشته در زمینه حقوق بشر و دفاع از زندانیان سیاسی به فعالیت می پرداخت.

نگهداری پورآقایی در بازداشت موقت در بازداشتگاه امنیتی 209 در حالی صورت می گیرد که به گفته خانواده وی، بازجویی های او از حدود 1 ماه پیش به پایان رسیده است.

چند روز پس از بازداشت این فعال حقوق بشر، سایت امنیتی " بولتن نیوز" در گزارشی وی را از نزدیکان هاله اسفندیاری دانست و اتهام جاسوسی را متوجه وی کرد.

در ماههای گذشته روزنامه ها و خبرگزاری های حکومتی با انتشار گزارشهای مختلف ، تلاش در جهت مخدوش نمودن چهره فعالان جامعه مدنی دارند.

ما امضا کنندگان این بیانیه، اعتراض خود را نسبت به ادامه بازداشت سپیده پورآقایی اعلام کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط وی می باشیم.

امضای من نیز در ذیل این بیانیه درج شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 9:35  توسط علیرضا خادمی  | 

مجلسی که ترکیب آن پیشاپیش تعیین شده است،فاقد اهمیت لازم برای موضع گیری نیروهای سیاسی در خصوص شرکت یا عدم شرکت مردم است
منبع: ادوار نيوز
ادوارنیوز: سازمان دانش اموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت) با صدور بیانیه ای در خصوص انتخابات پیش روی مجلس هشتم اعلام موضع کرد. متن بیانیه سازمان دانش اموختگان به شرح زیر است:
در حالي كه كشورهاي جهان يكي پس از ديگري انتخابات آزاد،دموکراتیک و عادلانه را تجربه مي‌كنند، متاسفانه در كشور ما هر چه زمان به پيش مي‌رود، بر دامنه محدوديت‌هايي كه عادلانه وآزاد بودن انتخابات را مخدوش مي‌كند، افزوده مي‌شود.
تجربه انتخابات پارلماني در جمهوري اسلامي نشان مي‌دهد كه فقط انتخابات مجلس اول، كم و بيش به معيارهاي يك انتخابات آزاد و عادلانه نزديك بود، اما با گذشت زمان، انتخابات مجلس از اين معيارها به طور فزاينده‌اي فاصله گرفته است.
با اين همه، از انتخابات مجلس دوم به بعد، به رغم فقدان ملاك‌هاي انتخابات آزاد كه ورود منتقدان و مخالفان مسالمت جوي نظام را به عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي ممنوع مي‌كرد، حداقلي از رقابت بين گرايش‌ها و سليقه‌هاي مختلف گروههاي درون نظام وجود داشت كه اين خود، برخي از طبقات و اقشار اجتماعي را براي حضور در پاي صندوق‌هاي راي و تاثيرگذاري بر نتيجه انتخابات ترغيب مي‌كرد.
با توجه به فضاي جهاني و اعمال فشارهاي روز افزون بين‌المللي عليه ايران، تصور مي ‌شد كه مسئولان نظام جمهوري اسلامي براي ارائه چهره‌اي مقبول تر از خود به افكار عمومي جهان، در انتخابات مجلس هشتم از شدت محدوديت‌ها بكاهند و زمينه انتخاباتی رقابتي – هر چند طبق معمول غير آزاد و ناعادلانه وغیر موثر – را فراهم كنند..
از طنز روزگار اما، مجريان و ناظران انتخابات مجلس هشتم در اين دوره از انتخابات بر سختگيري‌ براي تاييد صلاحيت داوطلبان نمايندگي مجلس افزودند به گونه‌اي كه نه فقط بسياري از مديران بلند پايه دولت‌هاي پيشين امكان حضور در انتخابات را نيافتند، بلكه در اكثريت قاطع حوزه‌هاي نمايندگي نيز جاي حد اقلي از رقابت بين جناح هاي درون نظام باقي نمانده است.
بنابراين از نگاه سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحکیم وحدت) برگزاري انتخابات مجلس هشتم با كيفيت كنوني، ضمن آنكه ميزان تكيه نظام سياسي بر رضايت عمومي را در سطح بين‌المللي به چالش خواهد كشاند و راه را براي اعمال فشارهاي جهاني عليه جمهوري اسلامي هموارتر خواهد كرد،علاوه بر این در حوزه داخلي حتی آن دسته از نيروهاي سياسي را كه همچنان مبارزات پارلمانتاريستي را بهترين روش براي اصلاح امور مي‌دانند، نااميدتر و دلسردتر مي‌كند.
اين روند متاسفانه هشدارهاي سازمان دانش آموختگان و بسياري از نيروهاي سياسي روشنفكري در انتخابات های پیشین، مبني بر عدم امكان اصلاحات مورد نياز جامعه در چارچوبي كه اراده آزاد وموثرمردم براي تعيين سرنوشت خود به رسميت شناخته نمي‌شود و تنها به صورت و فرم نهادهاي انتخاباتي توجه دارد را قرين حقيقت كرده است.
در واقع مجلسي كه تركيب آن پيشاپيش به نحوي تعيين شده باشد، از آن ميزان از اهميت برخوردار نخواهد بود كه نياز به موضع گيري نيروهاي سياسي در مورد شركت يا عدم شركت مردم در آن باشد.
اسفند 1386
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 23:3  توسط علیرضا خادمی  |