این لایحه را از دستور خارج کنید
با آغاز سومین سال فعالیت دولت نهم، هیئت دولت لایحه ای را تحت عنوان "حمایت از خانواده" به منظور بررسی و تصویب به مجلس شورای اسلامی فرستاده است. این لایحه بنا به ادعای ارائه دهندگان اش به دلیل «لزوم تطبیق قوانین جاری با مسائل روز» و «رفع کاستی ها و نواقص در قوانین موجود ِ حاکم بر نهاد خانواده» پیشنهاد شده است، حال آن که مواد مندرج در لایه چنین ادعایی را رد می کند. این لایحه نه تنها تطبیقی با واقعیات زندگی زنان امروز ایرانی ندارد بلکه قوانین پیشنهادی آن عقب گردی ۴۲ ساله را به نمایش می گذارد.
در شرایطی که جامعه ایران بیش از گذشته بر ضرورت استقرار قوانین عادلانه و انسانی تاکید دارد و در حالی که زنان و مردان عدالت طلب بسیاری حول حرکت های دسته جمعی (از جمله کمپین یک میلیون امضاء) برای تغییر قوانین تبعیض آمیز تلاش می کنند و به قوانین نابرابر و ظالمانه ای چون دیه، ارث، شهادت اعتراض دارند و خواهان وضع قوانین عادلانه و برابر در ازدواج، طلاق، سرپرستی فرزند، تابعیت، خروج از کشور و نیز لغو چند همسری (تعدد زوجات) هستند، متاسفانه ماده ۲٣ این لایحه پیشنهادی، نه تنها به شان و کرامت انسانی زن توجهی نکرده و خواستار منع تعدد زوجات نشده است بلکه در عملی تعجب برانگیز یک گام هم به عقب برگشته و حق اجازه همسر در ازدواج مجدد مرد را که پیش از آن در قانون وجود داشته از زن سلب کرده و انجام آن را تنها منوط به تمکن مالی مرد و تعهدی «بدون ضمانت اجرایی» از سوی مرد بر اجرای عدالت بین همسران دانسته است!
لایحه نویسان قانون خانواده به واقع این لایحه را برای مردان نوشته اند نه زنان، چرا که چنانچه مجلس شورای اسلامی لایحه پیشنهادی دولت را تصویب کند مردان فرصت طلب براحتی می توانند تنها با پرداخت مهریه همسر خود، و سپردن تعهدی ضمنی بر اجرای عدالت بین همسران، زن دیگری اختیار کنند در حالی که هنوز ازدواجی رخ نداده است و معلوم نیست قاضی از چه طریق قرار است پی به عادل بودن مرد ببرد. این درحالی است که در شهرهای کوچک و دور افتاده و روستاها به دلیل تسلط مردان بر زندگی زنان و ناچیز بودن مهریه آنان، مرد می تواند به راحتی مهریه را پراخت کرده و زن مجبور است بدون داشتن حق طلاق و حتی حق اعتراض، به زندگی تحقیر شده خود ادامه دهد. به راستی دولت مردان بر اساس کدام منطق و عقلانیتی چنین لایحه ای را در جهت «تحکیم بنیان خانواده» و «تطبیق با واقعیات روز» دانسته اند؟ به واقع، این چه لایحه ای است که معیارهای انسانی را با میزان های مالی شوهران می سنجد و به جای آنکه برای کاهش پیامدهای بی حقوقی زنان مثلا در نداشتن حق طلاق، تدبیری بیاندیشند دغدغه افزایش حقوق غیرانسانی مردان را دارد؟!
لایحه ی به واقع "حمایت از مردان خانواده" نواقص متعدد دیگری هم دارد. از جمله در ماده ۲۵ آن ذکر شده است وزارت اقتصاد و دارایی موظف است سالانه مبلغی را به عنوان مهریه متعارف اعلام کند و از مهریه های بالاتر از حد معمول در هنگام ثبت ازدواج، به صورت تصاعدی مالیات وصول نماید. این بدان معناست که از این پس عروسان جوان در مقابل نداشتن حق طلاق و اجازه ازدواج های مجدد و بی قید و شرط برای مردان، مجبور خواهند بود برای مهریه ای که هنوز دریافت نکرده اند و معلوم هم نیست تا پایان زندگی مشترک آن را دریافت خواهند کرد یا نه، در زمان عقد، مالیات مهریه خود را به دولت پرداخت نمایند.
ماده ۲ این لایحه حضور سه قاضی را در دادگاه خانواده الزامی و حضور قاضی زن را «حتی المقدور» دانسته است در نتیجه زنان تحقیرشده و رنج کشیده در دادگاه مجبور خواهند بود در مقابل سه قاضی مرد از دردها و انواع فشارهای زندگی مشترک خود سخن گویند و از شخصی ترین مسائل زندگیشان پرده بردارند تا شاید بتوانند در مقابل مردان قاضی از حق خود دفاع کنند. از این رو پرسش این است که چگونه می توان به سادگی از کنار تمام ناگفته های سر به مهر این زنان مظلوم و بی دفاع در دادگاه گذشت و ادعای عدالت و قضاوت داشت؟
براساس ماده ۲۲ لایحه پیشنهادی، ثبت ازدواج موقت (صیغه) کماکان الزامی نیست و تابع آیین نامه ای خواهد بود که موکول به تصویب وزیر دادگستری در آینده ای نامعلوم است. آیین نامه ای که معلوم نیست چیست و حداقل تا زمان تصویب همچنان شاهد گسترش تعداد هرچه بیشتر زنانی خواهیم بود که هیچگاه نمی توانند ثابت کنند همسری دارند و نیز زندگی پررنج کودکانی را نظاره خواهیم کرد که شناسنامه نخواهند داشت و البته مردانی را خواهیم دید که بی رحمانه و بدون هیچ بازخواستی زندگی زنان را به آتش می کشند.
متاسفانه در نظام حقوقی موجود کشور ما، واحد انسانی مرد است و حق و حقوق انسانی زن نیمی از حقوق یک مرد تعریف شده است. سایه این قوانین تبعیض آمیز در زندگی زنان جامعه پهناورمان از قومیت ها، زبان ها و مذاهب مختلف گسترده است و بحران آفرین، و خانواده های بسیاری (به ویژه از طبقات محروم) را متلاشی کرده و می کند. با این وجود دولتمردان ایرانی به جای راه حل منطقی و عادلانه برای بهبود این وضعیت نابسامان، با ارائه لایحه ای غیرانسانی به مردان صاحب ثروت و قدرت امکان بهره گیری از این اختیارات غیرانسانی اما قانونی را داده اند و گویی مصمم شده اند که حرمت و کرامت زنان و مادران سرزمین خود را تا آن جا که می توانند به خفت و حقارت بکشانند، انگار قانون تعدد زوجات کنونی که خود تحقیر مکرر زنان است کافی نبوده که دولتمردان ما آستین همت برای تشدید این تحقیر بالا زده اند. این درحالی است که انتشار خبر این لایحه در افکار عمومی چنان وحشت و سردرگمی در میان خانواده ها باعث شده که از هم اکنون زنگ خطر را برای هر ایرانی آزاده و مدافع حقوق برابر، به صدا درآورده است.
از این روست که ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن اعلام اعتراض شدید خود به وجود قوانین تبعیض آمیز به ویژه قانون تعدد زوجات، خواستار لغو بدون هیچ قید و شرط این ماده قانونی هستیم و اعلام می کنیم چنانچه مجلس شورای اسلامی لایحه جدید پیشنهادی را از دستور کار خود خارج نکند، دست به اقدامات جدی تری خواهیم زد. اگر روزی این لایحه در صحن مجلس مطرح شود، بی شک نمایندگان مجلس بدون حضور و صدای عدالت طلبانه ما در مقابل مجلس، آن روز را نخواهند گذراند.
امضای من هم در ذیل این بیانیه موجود است
