آیت الله طالقانی ، نامی که برای نوشتن سطری چند در وصف او تردید را کنار می نهم . نوشتن برای طالقانی نه به خاطر نسبتی است که با دینداری معرفت اندیش دارم و نه به خاطر نسبتی که با سیاست دارم بلکه به دلیل سیاست ورزی مردی روحانی با محوریت منافع ملی کشور است . مردی که منافع ملی را در اولویت برای رفتار سیاسی خویش قرار داد و عطای منافع ملی را به لقای شریعت نبخشید . مردی که آنقدر بزرگ بود که بسیاری سعی در کم رنگ کردن نقش او در انقلاب 57 ایران داشتند اما باز هم نقش بی بدیل این روحانی خردمند را نتوانستند کم رنگ سازند تا آنجا که در منزلت و جایگاه سیاسی ویژه او همگان لب به ستایش می گشایند .
از کودکی پدرم داستان نمایندگی طالقانی را این گونه تعریف می کرد که هنگام راه یافتن طالقانی به مجلس او به جای نشستن بر روی صندلی های مجلس بر روی زمین مجلس نشست و وقتی دلیل این کارش را از او پرسیدند این طور جواب داد که اگر من بر روی صندلی های نرم مجلس بنشینم رنج و بدبختی طبقات فرودست جامعه را فراموش خواهم کرد .
درباره طالقانی بسیار می شود گفت و نوشت همان طور که پیشتر هم بسیاری از همراهان و دوستداران او گفتند و نوشتند امااگر قرار باشد روی وجهی از شخصیت او دست گذاشت و در مقام مقایسه با قدرت طلبان امروزی برآمد همین رفتار و نگاه خاص او به عرصه قدرت است . این نگاه که نشات گرفته از اندیشه ی دینی او بود آن چنان باید مورد تامل قرار بگیرد تا شاید قدرت طلبی و پایبندی به آرمان ها و وعده های داده شده به شکلی به دیگر مطرح گردد.
حذف چهره های همچون طالقانی و شریعتی و مطهری با تمام انتقاد های که از سوی مخالفان یا حتی موافقان اندیشه های آنها بر روی تفکرات این سرمایه های ملی اجتماعی وارد است همواره با موضع گیری های بسیار تندی از سوی موافقان و همراهان آنها روبه رو بوده . حال آن که باید بر روی ظرفیت اندیشه ی این مصلحین و تاثیر گذاری بر توده های مردم نگاه مجددی شود .
طالقانی و دیگر مصلحین اجتماعی را باید شناخت و آموخت که آنها با قدرت حاکمه چه نسبتی داشتند و چگونه به ساختار قدرت راه یافتند . باشد تا طالقانی را باز بشناسیم و او را الگوی خویش قرار دهیم.
از کودکی پدرم داستان نمایندگی طالقانی را این گونه تعریف می کرد که هنگام راه یافتن طالقانی به مجلس او به جای نشستن بر روی صندلی های مجلس بر روی زمین مجلس نشست و وقتی دلیل این کارش را از او پرسیدند این طور جواب داد که اگر من بر روی صندلی های نرم مجلس بنشینم رنج و بدبختی طبقات فرودست جامعه را فراموش خواهم کرد .
درباره طالقانی بسیار می شود گفت و نوشت همان طور که پیشتر هم بسیاری از همراهان و دوستداران او گفتند و نوشتند امااگر قرار باشد روی وجهی از شخصیت او دست گذاشت و در مقام مقایسه با قدرت طلبان امروزی برآمد همین رفتار و نگاه خاص او به عرصه قدرت است . این نگاه که نشات گرفته از اندیشه ی دینی او بود آن چنان باید مورد تامل قرار بگیرد تا شاید قدرت طلبی و پایبندی به آرمان ها و وعده های داده شده به شکلی به دیگر مطرح گردد.
حذف چهره های همچون طالقانی و شریعتی و مطهری با تمام انتقاد های که از سوی مخالفان یا حتی موافقان اندیشه های آنها بر روی تفکرات این سرمایه های ملی اجتماعی وارد است همواره با موضع گیری های بسیار تندی از سوی موافقان و همراهان آنها روبه رو بوده . حال آن که باید بر روی ظرفیت اندیشه ی این مصلحین و تاثیر گذاری بر توده های مردم نگاه مجددی شود .
طالقانی و دیگر مصلحین اجتماعی را باید شناخت و آموخت که آنها با قدرت حاکمه چه نسبتی داشتند و چگونه به ساختار قدرت راه یافتند . باشد تا طالقانی را باز بشناسیم و او را الگوی خویش قرار دهیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 7:34  توسط علیرضا خادمی
|