تبليغاتX
نوشته های دلخواه

نوشته های دلخواه

خانه احزاب ایران با ارسال نامه ای خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه با اشاره به ورود مسلحانه یگانهای انتظامی به دفتر سازمان دانش آموختگان و پلمپ این دفتر، خواستار رسیدگی قوه قضاییه به این مسئله شده است. متن نامه حسین موسوی تبریزی رییس خانه احزاب ایران خطاب به رییس قوه قضاییه بدین شرح است:

حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی
رییس محترم قوه قضاییه
با سلام
احتراما نظر به اینکه وفق بند 6 ماده 6 اساسنامه خانه احزاب ایران یکی از اهداف تشکیل این نهاد "دفاع از حقوق قانونی احزاب و گروههای سیاسی" می باشد و با توجه به برخورد اخیر(18تیر86) با سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی که طی نامه شماره10424/ک مورخ 20 تیر 86 بوسیله دبیرکل آن سازمان به خانه احزاب منعکس گردیده است توجه به مطالب ذیل حائز اهمیت است:
1- سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی بعنوان یکی از تشکلهای سیاسی و قانونی عضو خانه احزاب مجوز فعالیت خود را از کمیسیون ماده 10 احزاب اخذ نموده است.

2-به موجب ماده 17 قانونی احزاب، جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی مصوب سال 1360 که برای اجرایی شدن اصل 26 قانون اساسی تصویب شده است، در صورتیکه فعالیت تشکیلاتی یک گروه منشا تخلفاتی باشد که در ماده 16 همین قانون ذکر گردیده است، کمیسیون ماده 10 احزاب می تواند برحسب مورد مبادرت به دادن تذکر کتبی، اخطار توقیف پروانه و یا تقاضای انحلال آن تشکل از دادگاه را نماید

لذا ورود مسلحانه یگان انتظامی به دفتر سازمان و دستگیری افرادی که حضور داشته اند و پلمپ دفتر هیچگونه توجیه قانونی ندارد. انتظار می رود ضمن پیگیری امر و برخورد با افرادی که بر خلاف مقررات قانونی ، فضا را برای فعالیت احزاب و گروههای سیاسی قانونی نا امن می نمایند مقرر نمایید نسبت به احقاق حقوق قانونی این سازمان و اعضا جهت رفع موانع پیش آمده، اقدامات قانونی به عمل آید و تذکرات لازم جهت جلوگیری از اعمال مشابه داده شود

سید حسین موسوی تبریزی
رییس شورای مرکزی خانه احزاب ایران

منبع : ادوارنیوز

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 9:14  توسط علیرضا خادمی  | 

خانه احزاب ایران با ارسال نامه ای خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی رییس قوه قضاییه با اشاره به ورود مسلحانه یگانهای انتظامی به دفتر سازمان دانش آموختگان و پلمپ این دفتر، خواستار رسیدگی قوه قضاییه به این مسئله شده است. متن نامه حسین موسوی تبریزی رییس خانه احزاب ایران خطاب به رییس قوه قضاییه بدین شرح است:

حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی
رییس محترم قوه قضاییه
با سلام
احتراما نظر به اینکه وفق بند 6 ماده 6 اساسنامه خانه احزاب ایران یکی از اهداف تشکیل این نهاد "دفاع از حقوق قانونی احزاب و گروههای سیاسی" می باشد و با توجه به برخورد اخیر(18تیر86) با سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی که طی نامه شماره10424/ک مورخ 20 تیر 86 بوسیله دبیرکل آن سازمان به خانه احزاب منعکس گردیده است توجه به مطالب ذیل حائز اهمیت است:
1- سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی بعنوان یکی از تشکلهای سیاسی و قانونی عضو خانه احزاب مجوز فعالیت خود را از کمیسیون ماده 10 احزاب اخذ نموده است.

2-به موجب ماده 17 قانونی احزاب، جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی مصوب سال 1360 که برای اجرایی شدن اصل 26 قانون اساسی تصویب شده است، در صورتیکه فعالیت تشکیلاتی یک گروه منشا تخلفاتی باشد که در ماده 16 همین قانون ذکر گردیده است، کمیسیون ماده 10 احزاب می تواند برحسب مورد مبادرت به دادن تذکر کتبی، اخطار توقیف پروانه و یا تقاضای انحلال آن تشکل از دادگاه را نماید

لذا ورود مسلحانه یگان انتظامی به دفتر سازمان و دستگیری افرادی که حضور داشته اند و پلمپ دفتر هیچگونه توجیه قانونی ندارد. انتظار می رود ضمن پیگیری امر و برخورد با افرادی که بر خلاف مقررات قانونی ، فضا را برای فعالیت احزاب و گروههای سیاسی قانونی نا امن می نمایند مقرر نمایید نسبت به احقاق حقوق قانونی این سازمان و اعضا جهت رفع موانع پیش آمده، اقدامات قانونی به عمل آید و تذکرات لازم جهت جلوگیری از اعمال مشابه داده شود

سید حسین موسوی تبریزی
رییس شورای مرکزی خانه احزاب ایران

منبع : ادوارنیوز

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 9:13  توسط علیرضا خادمی  | 

رادیو صدای المان گفتگویی با حمیدرضا مومنی فرزند نوجوان عبدالله مومنی انجام داده است :

وقتی زنگ خانه را زدند‌، فکر کردم پدرم آزاد شده‌است»



با حمید رضا، پسر ۱۳ساله‌ی عبدالله مومنی گفتگویی داشتیم. او که در این روزها انتظار پدر را داشته‌است،‌ می‌‌گوید:

«وقتی مأمورها زنگ زدند‌، من فکر کردم پدرم آزاد شده‌. بعد که آمدند بالا و دستبند را دست پدرم دیدم، فهمیدم اشتباه کردم. ۴نفر بودند و اول خودشان را از نیروی انتظامی معرفی کردند. بالا که آمدند، ما متوجه شدیم که مأمور اطلاعات هستند. مادرم اول نگذاشت آن‌ها وارد شوند. ولی بعد با حکم قضایی واردشدند.»



او از دیدنِ پدر با دست بند ناراحت است و می‌گوید: « پدرم را با دست بند دم در آوردند و دست بند زده با ما روبرو کردند. مگر پدر من به جز کتاب و علم و قلم چه کار دیگری کرده‌بود؟»



حمیدرضای نوجوان می‌گوید: «مأموران دوساعت تمام خانه‌ را زیر و رو کردند، همه جا را از مواد غذایی گرفته تا کتاب و کمد و وسایل شخصی را گشتند و چند کارتن کتاب، جزوه، دست‌نوشته و سی‌دی را با خودشان بردند.»



او نگران وضعیت روحی و جسمی پدرش است. نگران شکنجه. لاغری پدر طی ۹روز برایش حکایت از فشارهای زندان دارد.

«وقتی داشت لباس عوض می‌کرد کبودی‌هایی روی بدنش بود. او به ما گفت در انفرادی به‌سرمی‌برد و ۲۴ساعت یک چراغ بالای‌ سرش روشن است. هواخوری هم ندارد. پدرم گفت که در شرایط بدی بوده و هیچ خبری از بیرون نداشته‌است. تمام این مدت فکر می‌کرده همه‌ی دوستانش آزاد شده‌اند. تا امروز به پدرم اجازه ملاقات با وکیل را ندادند. به ما هم اجازه ملاقات نمی‌دهند.»



از او می‌پرسم اگر بدانی، الان پدرت سخنت را می‌شنود، به او چه می‌گویی؟

« دوست دارم به او بگویم همیشه در کنارم باشد، همیشه پیشم باشد

منبع:ادوارنیوز

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 9:12  توسط علیرضا خادمی  | 

منزل بهرام فياضي عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران كه از روز 18 تيرماه در بازداشت به سر مي برد از سوي ماموران امنيتي مورد تفتيش قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار ادوارنيوز، در جريان بازرسي از منزل بهرام فياضي وي نيز به همراه ماموران حضور داشته است و با بيان جملاتي نسبت به وضعيت نگهداري خود در زندان اعتراض كرده است. 

گزارش مي افزايد اين عضو شوراي مركزي سازمان ادوار تحكيم گفته است :‌ "مرا تنها در روزهاي اول بازداشت مورد ضرب و شتم قرار داده اند اما در مورد ساير افراد اينگونه نبوده است."

وي همچنين ضمن گلايه از چگونگي بازداشت خود و ابراز اين نكته كه تاكنون حتي از امكان هواخوري در زندان نيز بي بهره بوده است گفته كه به همراه چند نفر ديگر در يك سلول نگهداري مي شوند.

در جريان اين بازرسي ماموران امنيتي برخي از وسايل شخصي بهرام فياضي از جمله رايانه وي را با خود برده اند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 9:9  توسط علیرضا خادمی  | 

اکبر گنجی مهمترین ناراضی سیاسی ایرانی در مصاحبه با روز به تشریح دیدگاههای خود در خصوص برخوردهای صورت گرفته در هفته اخیر پرداخته است:

با اکبر گنجی، در روزهایی که یک به یک بر تعداد زندانیان کشور و به ویژه دانشجویان افزوده می شود، از علل فشار بر فعالین جامعه مدنی و راه های حمایت از آنان سخن گفته ایم. مصاحبه در پی می آید.


اصولا این همه فشار روی دانشجویان، زنان، کارگران و... ناشی از چیست؟
دولت جمهوری اسلامی، رژیمی است که از قدرتمند شدن جامعه به شدت می هراسد. یک نظام استبدادی را وقتی می توان تداوم بخشید که جامعه ضعیف باشد. لذا هر جا که می بینند جریاناتی به نام زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان و غیره در حال شکل گیری است که می تواند علایق، منافع و ترجیحات مختلف اجتماعی را متشکل و به این ترتیب جامعه را قدرتمند سازد، همه نیروی خود را معطوف به سرکوب آن گروه ها می کنند. رژیم جمهوری اسلامی به خوبی واقف است که جامعه قدرتمند، راهگشای دموکراسی و جامعه ضعیف، متناسب با دیکتاتوری و خودکامگی است. از همین روست که نیروهای خود را به تمامی متوجه سرکوب سازمان یابی جامعه کرده است.

در چنین شرایطی چه باید کرد؟
سردرگمی عجیبی ما را گرفتار کرده است. یا از طریق انقلاب و جنگ مسلحانه به دنبال تسخیر دولت هستیم و یا هیچ کاری جز شرکت در انتخابات نمی کنیم. در هر دو حال "لنینیست" هستیم. یعنی تنها راه تحول را تسخیر دولت می دانیم. در حالیکه تنها راه درست رسیدن به دموکراسی، متشکل کردن جامعه است؛ متشکل کردن علایق مختلف، منافع و ترجیحات مختلف و همچنین هویت های گوناگون. اینها باید بتوانند متشکل شوند تا جامعه قوی شود. تا زمانی که جامعه قدرتمند نشود، دموکراسی پدید نخواهد آمد. به همین دلیل امروزه هر گونه پروژه دموکراسی خواهی در ایران باید معطوف به حمایت از جریان هایی باشد که در جهت متشکل کردن علایق و ترجیحات مختلف اجتماعی حرکت می کنند. فراموش نکنیم که دانشجویان در این سال ها زحمات زیادی در این زمینه کشیده و بیش از هر گروه اجتماعی دیگر، از آغاز انقلاب تا به امروز، در این راه هزینه داده اند. دوستان ما در دفتر تحکیم وحدت و خصوصا ادوار تحکیم ، در سالهای اخیربه طور همه جانبه از آزادی و حقوق بشر دفاع کرده اند. هر گاه گروه های مختلف مورد ظلم قرار گرفته اند، این تحکیمی ها و ادواری ها بوده اند که در دفاع از آنان پیشقدم شده و برایشان جلسه گذاشته اند. به همین خاطر معلوم بود که حکومت در یک جایی با اینها برخورد می کند. افرادی که امروز در ایران دستگیر شده اند، به یک معنا تنها صداهای دموکراسی خواهی و آزادی طلبی در ایران هستند. اما متاسفانه ما گرفتار وضعیتی شده ایم که نه تنها برای آزادی و دموکراسی کاری انجام نمی دهیم، بلکه از کسانی هم که در این راه مبارزه می کنند، حمایتی به عمل نمی آوریم و از کنار آنهابی تفاوت می گذریم.

منظور در داخل و خارج است؟
خارج و داخل دو بحث متفاوت دارد؛اپوزیسیون خارج از کشور، با اینکه در اطلاع رسانی واقعیات داخل کشور، از طریق چند سایت، خوب عمل می کند، اما در انجام اقداماتی که حکایتگر یک اپوزیسیون باشد، تاکنون ناتوان بوده است. به صرف صدور بیانیه نمی توان اپوزیسیون ایجاد کرد. عمل جمعی، تشکل ساز است. اگر گروه های خارج از کشور نتوانند روزنامه راه بیندازند، اگر نتوانند یک تلویزیون ملی برای ایران راه بیندازند، اگر نتوانند گردهمایی های اعتراضی به سرکوب گسترده رژیم داشته باشند، ادعای هژمونی و وجود اپوزیسیون را کسی جدی نخواهد گرفت. جمعیت میلیونی ایرانیان خارج از کشور، برای گذار ایران به دموکراسی و زندگی صلح آمیز، بسیار کارها می تواند انجام دهد. در جهان غرب، گردهمایی برای ایرانیان هیچ هزینه ای جز صرف چند ساعت وقت ندارد. اما مسأله آنست که همه ما از گفتمان آرمان خواهانه و ایثارگرانه دهه چهل و پنجاه به گفتمان بی آرمان وکاسب کارانه عبور کرده ایم. گفتمانی که فقط به دنبال فایده است ، اما حاضر به پرداخت هیچ نوع هزینه ای نیست. حداقل کاری که اینک ایرانیان خارج از کشور برای دفاع از پیکارگران آزادی و حقوق بشر داخل می توانند انجام دهند، برگزاری سراسری و گسترده و همزمان" روز اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران" در کلیه کشور های جهان است. غیر از این یعنی دچار انفعال شده ایم و انفعال یعنی بی برنامه گی و پذیرش آنچه پیش می آید. همه ما گرفتار انفعال غیر قابل توجیه ایم. هر کس در برابر نقض حقوق بشر سکوت نماید، اخلاقاً در نقض حقوق بشر و سرکوب مشارکت دارد. جوانانی چون عبدالله مومنی که شبانه روز برای آزادی فعالیت می کنند و تنها چیزی که به دست می آورند، زندان است ، باید ما را به فکر وادارند. روشنفکری ایران، همیشه از مردم اسطوره سازی کرده است. هیچ کس نمی پرسد جمعیت میلیونی ایرانی خارج از کشور، که فرهیخته و بسیار ثروتمند است، برای گذار ایران به دموکراسی چه کرده است یا چه می کند؟ اگر در جامعه جهانی خجالت می کشد بگوید رئیس جمهور کشورش، احمدی نژاد است، برای آنکه او رئیس جمهورش نباشد، چه کرده است؟ آیا اگر کسی بگوید با مجموعه فعالیت هایی که شما داشته اید نشان داده اید که صلاحیت بیش از احمدی نژاد را ندارید، سخنی گزاف گفته و ما حق داریم دلخور شویم؟نباید از مردم اسطوره ساخت؛ آن هم مردمی که در طول تاریخ بلند خود فقط نظام های خود کامه ساخته اند. نظام سیاسی هر کشوری لباسی در حد قد و قامت مردم آن کشور است. اگر آن لباس کوچکتر از آنها باشد، لباس دریده خواهد شد. اگر مدعی هستیم، رژیم سلطانی ولایت مطلقه فقیه حق ما نیست، که نیست، باید آن را در عمل نشان دهیم.

البته بعضی ها اعلامیه داده اند...
مسئله ما با صدور اطلاعیه حل نمی شود. تغییر گفتمان غیر دموکراتیک دهه های 40 و 50 به گفتمان دموکراتیک امروز، بسیار مثبت است. آن گفتمان به دموکراسی ختم نمی شد. در مقاله یوتوپیای لنینیستی شریعتی به بخشی از مشکل اشاره کردم. آن بحث را همچنان پیش خواهم برد تا دریافت خود را از مسأله بیان نمایم. اما آن گفتمان اگر چه بهداشتی نبود و نمی توانست به دموکراسی ختم شود، ولی در عین حال نکات مثبتی هم داشت. یکی از ویژگی های آن گفتمان این بود که به هر حال آرمانی وجود داشت و افراد برای آرمان هایشان مبارزه می کردند؛ اما ما نه تنها ایدئولوژی های توتالیتر را کنار نهادیم، بلکه آرمان خواهی را هم رها کرده ایم. مبارزه را هم تعطیل کرده ایم و اندکی نمی اندیشیم که اگر تا ابد در باره مفهوم آب بحث و گفت و گو کنیم، از دل مفهوم آب ، آب بیرون نمی آید. اگر تا ابد در باره مفهوم آزادی و دموکراسی گفت و گو کنیم، از دل این مفاهیم آزادی و دموکراسی بیرون نخواهد آمد. نسل دهه چهل و پنجاه، فلسفه و تئوری را مسخره می کرد ، آن را بورژوایی می خواند و فقط به پراتیک می اندیشید. نسل امروز به درستی به دنبال نظریه و تئوری است، اما عمل را به فراموشی سپرده و دموکراسی را به " روش" و " داور حل منازعه" تقلیل داده است. دموکراسی " ارزش " و " آرمان" تلقی نمی شود و تصور می شود که مفت به چنگ می آید. از این رو، " فایده گرایان بدون هزینه" یعنی کسانی که بدون پرداخت هزینه لازم برای رسیدن مقصد، می خواهند دولت را در چنگ بگیرند، کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و دیگر مبارزان آزادی را تنها گذاشته اند. ما نه تنها هیچ کاری برای اینان انجام نمی دهیم، بلکه در حد رساندن صدای آنان به گوش جهانیان نیز کاری نمی کنیم. به فکر زندانیان باشیم، آنها را تنها نگذاریم، همه ما در زندانی شدن آنها اخلاقاً مسئول هستیم. شجاعانه با وجدان خود روبرو شویم.

منبع : ادوار نیوز 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 20:24  توسط علیرضا خادمی  | 


روند برخورد با فعالان دانشجويي و تشکل‌هاي قانوني منتقد و رسانه‌هاي مستقل ، ابعاد تازه‌اي يافته است . بازداشت اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و تهاجم بي‌سابقه به دفتر سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي ( ادوار تحکيم وحدت ) و بازداشت سخنگووبرخی ديگر از اعضا و همکاران و مراجعه کنندگان به اين سازمان و مهر و موم دفتر تشکلي قانوني و رسمي بدون حکم قانوني وبا شليک گلوله و ايجاد رعب و وحشت و ضرب وشتم وتازيانه به بهانه‌هايي که در هيچ مرجع صالح قانوني ثابت نشده است ، نشانه‌هايي بس هشداردهنده به همه کساني است که سرانجام انقلاب ملت ايران و سرنوشت نظام برآمده از آن را چنين بي‌پروا به حقوق ملت و بي‌توجه به آزاديهاي انساني مردم و بي‌انگيزه در دفاع از مظلوم در مقابل ظالم ، نمي‌خواسته‌اند .
به‌نام اسلام ، به‌نام انقلاب ، به‌نام شهدا ، به‌نام مردم ، به‌نام محرومين و مستضعفين ، به‌نام پيشرفت ، به‌نام عدالت ، به‌نام عطوفت و مهر و به‌نام هرآنچه در اين آب و خاک اعتبارو منزلتي داشته است ، و به خاطر عقده و کينه ناشی از انتقادات و اعتراضات صريحی که از سوی دانشگاهيان و گروهها واحزاب و مطبوعات مستقل نسبت به عملکرد آفت زا و بحران ساز و مشوش دولت نشينان و رئيس آن صورت گرفته است ،نجيب‌ترين جوانان و دانشجويان منتقد را به بند و حبس کشيده و در چشم روز روشن و به بي قانوني‌ترين شکل دفتر سازماني قانوني و رسمي را با شليک گلوله مهر و موم کرده، سخنگو و ساير افراد حاضر در دفتر سازمان را بازداشت نموده ، به مضحکترين دليل ( نقص دادرسی در حکمی که 6 ماه از آن گذشته) روزنامه‌هاو رسانه‌های منتقد را تعطيل و توقيف می‌نمايند.و فعالين بي دفاع کارگري را که هر زمان خواسته‌اند احضار و بازداشت کرده‌اند اين بار به سبک دستگيري دزدان در خيابان اسيرمي‌کنند.
آيا اين از نشانه‌هاي عملياتي شدن تئوري نصر بالرعب و تحقق الگوي استيلاي خلافت اسلامي نيست ؟ آيا فقيهان و متفکران شيعي مدافع حقوق انسانی که به اتکای آموزه‌هاي امام اول شيعيان ، کندن خلخال از پاي زني يهودي را شايسته مرگ مي‌دانند ، در تمام اين ساليان ، به قدر کندن خلخالي، جفاو بي‌عدالتي بر خلق خدا و کتمان حقيقت و بدعت در دين خدا نديده‌اند ؟ آيا پاسخ نظام به جواناني که از مسالمت‌آميزترين روشها ، براي بيان نظرات خود استفاده کرده‌اند ،ضرب و شتم و زندان است ؟ آيا مطالبه حاکميت قانون و رعايت حقوق شهروندي از سوي حاکمان ، اقدام عليه امنيت ملي است ؟ آيا درخواست اجراي عدالت از نظام قضايي کشور و رعايت حقوق متهمين سياسي و مطبوعاتي براساس قانون اساسي ، توطئه است؟ وآيا تقاضاي عمل به وعده‌هاي مردم فريب سرداده شده در هنگام انتخابات از رئيس دولت و اعتراض به کاستي‌ها و انتقاد از ناکارآمدی‌هايی که امنيت کشور و منافع ملی را به مخاطره افکنده است ، تشويش اذهان عمومي است ؟آيا اعتراض دانشجويان پلي تکنيک به رئيس دولت به خاطر ستاره‌دارشدن وتحديد فعاليتها آنقدر بر ايشان و دولتيان سخت آمده که دانشجويان و دانشگاهيان را به دستور پدرخوانده معنوي اشان اينگونه مستوجب زندان و ضرب وشتم و برخورد مي‌دانند؟ آيا نشستن در دفتر يک سازمان قانونی که دارای مجوز رسمی فعاليت از وازرت کشور همين حاکميت است جرم ‌است که بايد به خاطر آن با شلاق و تازيانه نواخته شد وبا دستبند و تحقير و توهين بازداشت گرديد؟
مي‌توان به سؤالات فوق ، نکات بسيار ديگري را که نشانگر شکاف عميق ميان ايده‌ و عمل حاکميت است افزود. حوادث اخير در شرايطي است ، که روند تحولات داخلي به موازات ادامه بحران سياست خارجي ، شرايط دشواري را پيش رو قرارداده است . بررسي نحوه رفتار با منتقدان داخلي طي ساليان گذشته نشان از ربط وثيق ميزان کارامدي دولت‌ها در حل مسائل مردم با گشايش سياسي در داخل دارد. همچنانکه به ميزان توفيق دولت‌ها در حل مسائل اينجهاني مردم، از شدت مواضع ايدئولوژيک حکومت در داخل و خارج کاسته شده است . بررسي شرايط دولت‌هاي پس از انقلاب و بررسي مواضع و اقدامات آنان با شرايط عمومي کشور ، نشان مي‌دهد فجايع بزرگ براي ملت‌، آن هنگام حادث شده است که دولتها بجاي پرداختن به مسائل اصلي کشور و ارائه برنامه‌هاي مشخص به شعارهاي بحران سازو منحرف کننده افکار عمومي پرداخته وبه جاي زمين حواله به آسمان ، به جاي دنيا از آبادي آخرت و به جاي امروز به روز موعود ، وعده مي‌دهند . روند تشديد مواضع ايدئولوژيک حکومت و گسترش خشونت در داخل و تنش‌زدايي در خارج ، سه روند مبهم پيوسته‌اي هستند که امروز مي‌توان به اتکا تشکيل دولت اصولگراي به ظاهر آخرت‌گرا ، در انتظار تشديد روند ارعاب و برخورد با منتقدين و ترويج خشونت و نابودي بنيانهاي جامعه مدني بود.
مخالفت گسترده نو حاکمان با نهادها و تشکل‌هاي مستقل و نشان دادن داغ و درفش به کساني که الگوهاي مطلوب حکومت را نپسنديده و به آن انتقاد دارند، تلاشي مجدد براي استقرار نظام يکه‌سالار و جامعه‌اي تک‌صدايي است که در آن جز صداي حاکمان شنيده نشود .طرفه آنکه اينهمه يک دست شدن حاکميت براي اجراي منوياتشان کفايت ننموده و تاب شنيدن کوچکترين نواي منتقدي را از ايشان ستانده است.
درحاليکه شرايط عمومي کشور در وضعيت نگران‌کننده‌اي است و تصويب قطعنامه‌هاي جديد تحريم ايران ، قريب‌الوقوع است ، به نظر مي‌رسد جنگ‌طلبان داخلي که طي ساليان اخير ، انبوه‌ بهانه‌ها و نشانه‌هاي لازم براي درگير کردن ملت ايران در جنگي ديگر را فراهم کرده‌اند . با تشديد روند نقص حقوق بشر و بستن همه مجاري تغيير مسالمت‌آميز سياستها ، برنامه‌ها و روشهاي اداره کشور از داخل، زمينه‌هاي بروز جنگي خانمانسوز و نابودکننده را تمهيد مي‌کنند . براين اساس پيشگيري از تداوم روند تخريب بنيانهاي جامعه مدني ايران در داخل و جلوگيري از مخاطرات ناشي از تنش‌زدايي دولتمردان در سياست خارجي ، از اولويت‌هاي اصلي دلسوزان و فعالان مستقل سياسي و اجتماعي است .
از اينرو، ضمن هشدار به نهادها و مقامات مسئول در خصوص تداوم اين روند موارد زير را متذکر مي‌گردد:
ا- سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم وحدت) خواهان آزادي هرچه سريعترسخنگو و دبير تشکيلات اين سازمان جناب آقای عبدا... مومنی ميباشد که سابقه درخشان بيش از ده سال مبارزه مسالمت آميز و قانونی وی در جهت استقرار دموکراسی وتحقق آزادی وپيگيری حقوق شهروندی ودفاع از حق تضيع شده همه افراد و گروههای مظلوم جامعه در طول سه دوره عضويت وی در شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت در سالهای گذشته و قريب دو سال مسووليت سخنگويی سازمان بر کسی پوشيده نبوده و نيست.
2- همچنين اين سازمان آزادی فوری اعضای خود ونيزسايرافراد بازداشت شده در دفتر اين سازمان که بی هيچ بهانه و دليلی و تنها به جرم حضور در دفتر يک سازمان قانونی ورسمی بازداشت شده‌اند را خواستار بوده و با توجه به پلمپ غير قانونی و بی دليل دفتر اين سازمان فک اين پلمپ و بازگشايی فوری آن را از مسوولين قضايی مجدانه مطالبه می‌نمايد.
3- ضمن ابراز تاسف از برخورد بی‌تدبيرانه وغير قانونی صورت گرفته با تحصن محدود و نمادين اعضای شجاع شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت آزادی فوری ايشان را تقاضا داشته و انتظار دارد که حق برگزاری تجمعات مسالمت آميز همه شهروندان طبق اصل 27 قانون اساسی و براساس حقوق مسلم شهروندی مندرج در اعلاميه جهانی حقوق بشراز سوی حاکميت به رسميت شناخته شود .

4 -سازمان دانش‌آموختگان ايران اسلامی ( ادوار تحکيم وحدت ) با توجه به روند خطرناک در پيش گرفته شده از سوی دولت نهم وکارگزارانش در برخورد با منتقدين در احزاب و گروهها و مطبوعات مستقل و دانشجويان از همه دلسوزان سربلندی ايرانيان وعزت ومنافع ايران زمين و فعالين گروهها و احزاب انتظار دارد که در قبال اين روند کوتاهی ننموده وبه طور جددر مقابل تداوم چنين روندی ايستادگی نموده واز گسترش خودکامگی و ترکتازی نوحاکمان ممانعت به عمل آورند که در صورت کوتاهی، خود در نوبت بعدی هجمه و حمله ايشان قرارخواهند گرفت. و به متوليان امر نيز توصيه می‌نمايد که با حمايتهای نابجا از سياستهای خانمانسوز اتخاذ شده از سوی دولت نشينان موجبات اضمحلال و نابودی زير ساختهایاندک سياسی، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی توسعه و پيشرفت ايران و خسران خود را بيش از اين فراهم ننمايند.


شورای سياست‌کذاری سازمان دانش‌اموختگان ايران اسلامی
(ادوار تحکيم وحدت)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 20:20  توسط علیرضا خادمی  | 

تعدادی از بازداشت شدگان 18 تیرماه با در تماس تلفنی با خانواده های خود از نگهداری شان در بند امنیتی 209 زندان اوین خبر داده اند.


به گزارش خبرنگار ادوارنیوز عبدالله مومنی سخنگو و مسئول واحد تشکیلات سازمان دانش آموختگان ، بهرام فیاضی عضو شورای مرکزی این سازمان و حبیب حاجی حیدری مسئول روابط عمومی سازمان ادوار در تماسهای تلفنی با خانواده هایشان از بازداشت خود در بند 209 اوین خبر داده اند.



همچنین مجتبی بیات عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم نیز با خانواده خود تماس گرفته است.

آخرین اخبار حاکی است هیچکدام از 6 عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که در بامداد 18 تیرماه در برابر دانشگاه پلی تکنیک بازداشت شده اند تاکنون با خانواده های خود تماس نگرفته و هیچ اطلاعی از محل نگهداری آنان در دست نیست

منبع : ادوار نیوز

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:47  توسط علیرضا خادمی  | 

با توجه به موج جدید بازداشت فعالان دانشجویی و انتقال ایشان به بند 209 اوین که در آن قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي مصوب مجلس شورای اسلامی رعایت نمی گردد متن قانون زیر جهت اطلاع منتشر می شود:


ماده واحده - از تاريخ تصويب اين قانون، كليه محاكم عمومي، انقلاب و نظامي دادسراها و ضابطان قوه قضائيه مكلفند در انجام وظايف قانوني خويش موارد ذيل را به دقت رعايت و اجراء كنند. متخلفين به مجازات مندرج در قوانين موضوعه محكوم خواهند شد:


1 - كشف و تعقيب جرايم و اجراي تحقيقات و صدور قرارهاي تامين و بازداشت موقت مي بايد مبتني بر رعايت قوانين و با حكم و دستور قضايي مشخص و شفاف صورت گيرد و از اعمال هرگونه سلايق شخصي و سوء استفاده از قدرت و يا اعمال هرگونه خشونت و يا بازداشت هاي اضافي و بدون ضرورت اجتناب شود.


2 - محكوميت ها بايد بر طبق ترتيبات قانوني و منحصر به مباشر، شريك و معاون جرم باشد و تا جرم در دادگاه صالح اثبات نشود و راي مستدل و مستند به مواد قانوني و يا منابع فقهي معتبر (در صورت نبودن قانون) قطعي نگرديده اصل بر برائت متهم بوده و هر كس حق دارد در پناه قانون از امنيت لازم برخوردار باشد.


3 - محاكم و دادسراها مكلفند حق دفاع متهمان و مشتكي عنهم را رعايت كرده و فرصت استفاده از وكيل و كارشناس را براي آنان فراهم آورند.


4 - با دادخواهان و اشخاص در مظان اتهام و مرتكبان جرايم و مطلعان از وقايع و كلا در اجراي وظايف محوله و برخورد با مردم، لازم است اخلاق و موازين اسلامي كاملا مراعات گردد.


5 - اصل منع دستگيري و بازداشت افراد ايجاب مي نمايد كه در موارد ضروري نيز به حكم و ترتيبي باشد كه در قانون معين گرديده است و ظرف مهلت مقرره پرونده به مراجع صالح قضايي ارسال شود و خانواده دستگيرشدگان در جريان قرار گيرند.


6 - در جريان دستگيري و بازجويي يا استطلاع و تحقيق، از ايذاي افراد نظير بستن چشم و ساير اعضاء، تحقير و استخفاف به آنان، اجتناب گردد.


7 - بازجويان و ماموران تحقيق از پوشاندن صورت و يا نشستن پشت سر متهم يا بردن آنان به اماكن نامعلوم و كلا اقدام هاي خلاف قانون خودداري ورزند.


8 - بازرسي ها و معاينات محلي، جهت دستگيري متهمان فراري يا كشف آلات و ادوات جرم براساس مقررات قانوني و بدون مزاحمت و در كمال احتياط انجام شود و از تعرض نسبت به اسناد و مدارك و اشيايي كه ارتباطي به جرم نداشته و يا به متهم تعلق ندارد و افشاي مضمون نامه ها و نوشته ها و عكس هاي فاميلي و فيلم هاي خانوادگي و ضبط بي مورد آنها خودداري گردد.


9 - هرگونه شكنجه متهم به منظور اخذ اقرار و يا اجبار او به امور ديگر ممنوع بوده و اقرارهاي اخذ شده بدينوسيله حجيت شرعي و قانوني نخواهد داشت.


10 - تحقيقات و بازجويي ها، بايد مبتني بر اصول و شيوه هاي علمي قانوني و آموزش هاي قبلي و نظارت لازم صورت گيرد و با كساني كه ترتيبات و مقررات را ناديده گرفته و در اجراي وظايف خود به روش هاي خلاف آن متوسل شده اند، براساس قانون برخورد جدي صورت گيرد.


11 - پرسش ها بايد، مفيد و روشن و مرتبط با اتهام يا اتهامات انتسابي باشد و از كنجكاوي در اسرار شخصي و خانوادگي و سوال از گناهان گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غيرموثر در پرونده مورد بررسي احتراز گردد.


12 - پاسخ ها به همان كيفيت اظهارشده و بدون تغيير و تبديل نوشته شود و براي اظهاركننده خوانده شود و افراد باسواد در صورت تمايل، خودشان مطالب خود را بنويسند تا شبهه تحريف يا القاء ايجاد نگردد.


13 - محاكم و دادسراها بر بازداشتگاههاي نيروهاي ضابط يا دستگاههايي كه به موجب قوانين خاص وظايف آنان را انجام مي دهند و نحوه رفتار ماموران و متصديان مربوط با متهمان، نظارت جدي كنند و مجريان صحيح مقررات را مورد تقدير و تشويق قرار دهند و با متخلفان برخورد قانوني شود.


14 - از دخل و تصـرف ناروا در اموال و اشياي ضبطي و توقيفي متهمان، اجتناب نموده و در اولين فرصت ممكن يا ضمن صدور حكم يا قرار در محاكم و دادسراها نسبت به اموال و اشياء تعيين تكليف گردد و مادام كه نسبت به آنها اتخاذ تصميم قضايي نگرديده است در حفظ و مراقبت از آنها اهتمام لازم معمول گرديده و در هيچ موردي نبايد از آنها استفاده شخصي و اداري به عمل آيد.


15 - رئيس قوه قضائيه موظف است هياتي را به منظور نظارت و حسن اجراي موارد فوق تعيين كند. كليه دستگاههايي كه به نحوي در ارتباط با اين موارد قرار دارند موظفند با اين هيات همكاري لازم را معمول دارند. آن هيات وظيفه دارد در صورت مشاهده تخلف از قوانين، علاوه بر مساعي در اصلاح روشها و انطباق آنها با مقررات، با متخلفان نيز از طريق مراجع صالح برخورد جدي نموده و نتيجه اقدامات خود را به رئيس قوه قضائيه گزارش نمايد.


قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز سه شنبه مورخ پانزدهم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و سه مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 16/2/1383 به تاييد شوراي نگهبان رسيده است. رئيس مجلس شوراي اسلامي - مهدي كروبي

 

منبع : ادوارنیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 18:49  توسط علیرضا خادمی  | 

پیشروی در مسیر خواسته ها و آرزوهای ایرانیان پیرامون آزادی و جمهوری خواهی طی یک صد سال اخیر با تلاطم و افت و خیز های بی شماری مواجه بوده است. این مسیر صعب به همت مردان و زنان بلند طبع و آزاده به پیش رانده شده است هرح چند که موانع در این مسیر نیز کم نبوده اند. صبر و تحمل سختی ها جوهره و تنها راه موفقیت بوده است. این همان صبری است که ایوب داشت و این همان صبری است که پیش گامان تحقق جامعه آزاد و دمکراتیک در ایران دارند.

حمله به دانشجویان و سازمان های پیشرو در مسیر عدالت خواهی و آزادی خواهی دیگر اکنون به یک عادت تبدیل شده است. بستن مطبوعات یک امر عادی است و روزنامه نگاران هر روز منتظرند که روزنامه شان فردا بسته شود. دانشجویانی که منفعل نشده اند و هنوز برای آرمان های شان مبارزه می کنند در فشار شدید قرار دارند. در این میان سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم) نیز از این قائده مستثنی نیست.بازداشت غیر قانونی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه امیر کبیر و حمله به دفتر مرکزی این سازمان در روز 18 تیر که سال روز حمله به کوی دانشگاه است دلیلی بر همین مدعاست. سازمان دانش آموختگان که سازمانی رسمی و دارای مجوز فعالیت است طی سال های اخیر بارها مورد حمله قرار گرفته است و به اتهامی واهی دبیر کل آن ماهها را در زندان به سر برده است.

هر چند که مواد بسیاری در قانون اساسی کشور متضمن حقوق تجمع کنندگان، آزادی بیان، محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی، مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش است اما توجه به آن بسیار کم است و عملا توسط ضابطین رعایت نمی شود. بنابر اصل 26 قانون اساسی احزاب، جمعیت‏ها، انجمن‏های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت. اما متاسفانه بارها نشان داده شده است که به این اصل با این روشنی و وضوح ترتیب اثری داده نمی شود. لذا ما هم چون اسلاف خود خواهان رعایت قانون اساسی کشور هستیم تا در این مسیر آزادی هایی که به ملت در آن نوید داده شده است متحقق گردد.

بدینوسیله شورای منطقه فارس سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی بازداشت غیر قانونی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و حمله به دفتر این سازمان و بازداشت غیر قانونی اعضای شورای مرکزی و فعالین سازمان را محکوم می کند و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط آنان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:46  توسط علیرضا خادمی  | 

يك هزار مدافع حقوق برابر با صدور بيانيه اي خواستار آزادي فوري دانشجويان زنداني شدند .آنها در بيانيه خود گفته اند كه زنان و مادران این سرزمین، در برابر خشونت «پدران حکومتی» بر فرزندان این سرزمین خاموش نخواهند ماند.

متن اين بيانيه و اسامي امضا كنندگان به اين شرح است:

امروز در سالگرد واقعه 18 تیر، شش تن از فعالان جنبش دانشجویی: بهاره هدایت (دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و فعال جنبش زنان) به همراه پنج تن دیگر از اعضای شورا مرکزی تحکیم (محمد هاشمی، علی نیکو نسبتی، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی و علی وفقی) که با استناد به اصل 27 قانون اساسی مبنی بر آزادی اجتماعات، در مقابل دانشگاه امیرکبیر (در خیابان ولیعصر)، کنار هم نشسته بودند (و پلاکاردهایی برای آزادی دوستان شان در دست داشتند)، دستگیر و زندانی شدند. این شش فعال دانشجویی آنجا نشسته بودند تا بگویند چرا پس از گذشت 2 ماه از بازداشت 8 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (عباس حکیم زاده، علی صابری، احمد قصابان، مقداد خلیل پور، مجید توکلی، پویان محمودیان، مجید شیخ پور، احسان منصوری) با نادیده گرفتن کلیه قوانین و ضوابط آیین دادرسی، از داشتن وکیل محروم هستند و 2 نفرشان هنوز از تماس یا ملاقات با خانواده خود محروم مانده و در انفرادی به سر می برند؟
صبح امروز این شش جوان عدالت خواه، مظلومانه نشسته بودند تا خواهان آزادی هرچه سریعتر دوستان دانشجوی خود شوند. اما نه فقط تحصن کوچک و مسالمت آمیز و قانونی شان با خشونت و دستگیری آنها پایان داده شد بلکه چند ساعت بعد ناگهان به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت نیز یورش برده و با پلمب غیرقانونی آن، همه کسانی را که در آن مکان حضور داشتند (عبدالله مومني، بهرام فياضي، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، عزت الله قلندری، حبیب حاج حیدری، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند) بازداشت کرده اند و امروز بهاره هدایت، به عنوان تنها دختر در میان جمع 16 جوان دستگیرشده دیگر، احتمالا یکه و تنها در بخش زندان زنان زیر فشار روحی و روانی بیشتری قرار داد.
پیش از آن نیز برای برخی از فعالان دانشجویی دیگر که در جنبش زنان نیز فعال هستند، احکام سنگین و غیرقابل باوری صادر کرده اند. نمونه بسیار تاسف برانگیز آن، حکم سنگین دلارام علی است که در تجمع قانونی و مسالمت آمیز 22 خرداد میدان هفت تیر مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و در دادگاه انقلاب به 2 سال و 10 ماه حبس قطعی و 10 ضربه شلاق محکوم شد یا آزاده فرقانی، نسیم سلطان بیگی و بهاره هدایت، که صرفا به اتهام شرکت در تجمع قانونی و مسالمت آمیز 22 خرداد، به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شدند. به راستی معلوم نیست بر سر قانون اساسی که حق تجمع و تحصن را با صراحت به رسمیت شناخته، چه آمده است، که این چنین حتا از تحصن مدنی شش نفر از فعالان دانشجویی که به تنهایی بر زمین سرد محیط متعلق به خودشان (یعنی دانشگاه) روی زمین نشسته اند نه تنها جلوگیری می شود بلکه آنان را زندانی می کنند و 10 نفر دیگر را لابد به جرم «تجمع در آپارتمانی کوچک» متعلق به خودشان (دفتر ادوار تحکیم) بازداشت می کنند؟
آن 8 نفر دانشجوی جوان دانشگاه پلی تکنیک و امروز این 16 جوان فعال در جنبش دانشجویی و نیز دختران جوان و مدافع حقوق برابر همچون بهاره هدایت، دلارام علی و... همگی فرزندان سرافراز این جامعه و نیز جنبش زنان هستند که امروز بدون هیچ ضابطه ای به زندان ها سپرده شده اند یا احکام سنگین دریافت کرده اند. ما زنان این مرز و بوم ، این جوانان برومند را با خون جگر بزرگ کرده ایم و آنان را در جامعه ای مملو از اعتیاد رو به گسترش مواد مخدر، و جرم و خشونت رو به تزاید، سالم و آزادمنش بار آورده ایم، ما آنان را بزرگ کرده ایم تا با شور و ایمان لایزال شان به احقاق حق و آزادی، برای سرزمین شان خوشبختی و عدالت به ارمغان آورند، تا زندگی ساز شوند، تا ارزش های زیبای برابری انسان ها را پاس بدارند، تا شعله های امید به فردای بهتر را زنده نگه دارند. پس چرا باید مورد ضرب و شتم قرار گیرند و زندانی شوند و از آموخته های انسانی مادران شان در «اعتراف نامه ها»، به «توبه» مجبور شوند ؟ شما ای «پدران حکومتی»، بدانید ما زنان ایران زمین با احساس و عشق مادرانه، این جوانان را با وجود هزاران تنش و خشونتی که در جامعه ایجاد کرده اید، بزرگ کرده ایم و به آنان آموخته ایم که هرآن چه خوبی و زیبایی و رفاه و خوشبختی را برای خود می خواهند با بقیه مردم هموطن شان تقسیم کنند. این موج خشونتی که امروز راه انداخته اید، خواهی نخواهی مادران این مملکت را در برابر خودتان قرار داده اید.
ما زنان همواره در زندگی خود صبور بوده ایم تا زندگی بهتری برای فرزندان مان بسازیم، اما بدانید اگر پای زندگی فرزندان مان به میان آید، «صبر» و «خاموشی» را فراموش خواهیم کرد. چرا که امروز احساس می کنیم وظیفه انسانی و اخلاقی و نیز مادرانه ماست که فرزندان مان را از خشونت و تحمل مجازات های غیرمنصفانه و غیرقانونی، حفظ کنیم و البته می دانیم هیچ سلاحی نداریم به جز عشق به آینده فرزندان سرزمین مان، از این رو با چنگ و دندان هم که شده آن را پاس خواهیم داشت. همچون وقتی که در خانواده سینه سپر می کنیم و جگر گوشه هایمان را از خشونت برخی «پدران» کم تحمل شان حفظ می کنیم، امروز نیز در برابر این موج خشونت، سینه مادرانه خود را سپر خواهیم کرد و برای آزادی فرزندان مان لحظه ای از تلاش دست نخواهیم کشید.

امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا (با نام کوچک):
آتنا موسوی زاده / آتوسا مجتهدی / آتیه مرادی / آدینه طباطبایی / آذر مقامی / آرزو اسلامی / آرزو ترکتاز / آرزو عابدینی / آرزو علی مدد / آرزو مهیمنی / آزاده احمدی ابهری / آزاده بنايي / آزاده خسروشاهی / آسيه اميني / آسیه نشیبا / آفاق محدی / آفرین آذرمهر / آمنه شیر افکن / آمنه فتاحی / آوا توفیق / آویده نهاوندیان / آیدا ابوالحسنی / آذر کلانتری / آرزو عابديني / آزاد مرادیان / آزاده کریمی / آنا بیگلری / آيدا بهمنيار / آتش منفرد / آزاده آتین / آفاق گل محمدی / احترام شادفر / اختر نظم دار / اشرف خسروی / افسانه گودرزی / افسانه وفائي / افسر خدیوی / اقدس مرعشی / اميده حقيري / انوشا شهسواری / انوشه ضرغام / اکتای داراب زند / اکرم اصانلو / المیرا علی حسینی / الناز انصاری / الناز ناطقی / الهام اصلانی / الهام رفيع زاده / الهام عبادتی / الهام قیطانچی / الهه امانی / ایراندخت فامیلی / افسانه برزویه / بنفشه حجازی / بنفشه رنجي / بنفشه پاک منش / بهار بهساز / بهار ذوالفقاری / بهار محمد قلی پور / بهاره آقا محمدي / بهاره فاميلي / بهاره ورهرامی / بهاره کاشانی / بهاره مستقیم زاده / بهاره موسوی / بهجت عبدخدایی / بهناز شکاریار / بهناز مهرانی / بیتا جمال پور / بینا داراب زند / بهاره رهایی / بهاره ورهرامی / بهجت حسینی / بهجت میرابی / پانته آ عسكريان / پانیذ احمدزاده / پرتو ایراندوست / پرتو نوری اعلا / پرتو آقاشاهی / پرتو سیاوشی / پرستو الهیاری / پروانه باطنی / پروانه قاسمیان / پروانه وحیدمنش / پروشات شکرلو / پروین اردلان / پروین ضرابی / پروین محسنی / پری صبوری / پریا نعمتی / پريسا هاشمي / پریشا تهرانی / پریسا احمدیان / پریسا بی نیاز / پریسا مرعشی / پریسا کاکائی / پریسا کریمی / پریسا نامور / پریشاد تهرانی / پریناز صمیمی / پریناز نعیمی / پگاه حمزه اي / پگاه سجادی / پوران فتحی / / پرستو سرمدی / پروین نیامیر/ پریا سبحانی / پرتو توانگر / تارا نجداحمدی / تاراسپهری فر / ترانه امین / ترانه بنی یعقوب / ترانه روستا / تینا احرامی / ثریا جهان جو / ثریا یعقوبی / ثمینا رستگاری / ثریا عزیز پناه / ثریا فلاح / ثمر صفي خاني / جلوه جواهری / جوانه جواهري / چاوری مومنی /حديث جاوداني / حوا سلیمی / حوریا صبوری / حوریا سامی/ حوریه حسین پور / خاتون دشتستانی / خدیجه مقدم / خجسته عسگری / خورشید آقابابایی / دل افروز کریمی / دریا فروهر / دل آویز جهانبانی / دلبند تبریزی / دلداده موسویان / دنا آشوری / دنیا دادگر / راحله عسگری زاده / راضیه زکی پور / رضوان مقدم / رضوانه حقیری / روجا بندری / روحی افسر / روشنک قریشی / رویا پاکزاد / رویا طلوعی / راضيه رييسي / ربابه جلیل نژاد / ريحانه ورهرامي / رامش حق پرست / رزا فرج اللهی / رسا کشاورز / روح انگیز مکارم / روژین رضایی / ریحانه حقیقی / ریحانه نامدار / زارا امجدیان / زهرا بهرامی / زهرا بیگدلی / زهرا جوكار / زهرا منش پور / زهرا مجتهدی / زهرا شهری / زهرا عمادپور / زهرا وطن خواه / زهرا خاورانی / زهرا کفاش زاده / زهرا صادقی / زهرا علی بازی / زهرا مالکی / زهرا هاشمی / زهرا کلانتری / زهره ارزنی / زهره اسد پور / زهره رجبی / زهره علم منش / زهره نصرالله / زهره پوستی / زهره عامری / زهره عمادی / زهره همایی فر / زیبا لاهیجی / زیبنده مهراب زاده / زینب بحرینی / زینب پیغمبرزاده / زینب مجتهد طباطبایی/ / زینب سینایی / زری سالاری / زهرا بيگلري / زهرا بيگدلي/ زهرا علی کردی / زهره عراقی / ژاله سالاری / ژیلا بنی یعقوب / ژیلا کاشف / سارا اسمي زاده / سارا ایمانیان / سارا داوودیان / سارا كرمانيان / سارا لقمانی / سارا محمدی اردهالی / ساره سالاری / سپهر مساکنی / سپیده امیرکافی / سپیده یوسف زاده / ستاره سجادی / سحر ابونصر / سحر افاضلی / سحر رضا زاده / سحر سجادی / سرمه میهنی / سعيده اسلامي / سعیده سعیدی / سلاله برقانی / سميرا احمدی / سميه فريد / سرور خواجه نوری / سمیرا صدری / سمیرا کلهر / سمیه رویین تن / سهیلا شفقی / سودابه سیرجانی / سوسن طهماسبی / سيمين دخت فاميلي / سیما حسین زاده / سیما نجاتی / سیما هادیان فر / سیمین امینی / سیمین بهبهانی / سیمین دخت فامیلی / سیمین دها / سیمین مرعشی / سیمین مشتاق منش / سحر نظم دار / سرور منشی زاده / سعيده سعيدي / سهیلا انصاری / سهیلا تنباکو زاده / سهیلا قاسمی / سهیلا همت / سودابه کاظمی / سوگل رحيمي / سولماز فدايي / سیما همت / سارا زندی / سارا سعیدی / سبیکه خورشیدی / سپیده گیلاسیان / سجاد نیکنام / سمانه اصفهانی / سیمین مینایی پور / شعله ایرانی / شعله شاهرخی / شهرزاد هادیان / شهره موحدی / شهلا انتصاری / شهلا اعزازی / شهلا جعفریان / شهلا شرف / شهلا لاهیجی / شهین رمضانی / شهین محمدی / شيدا اقدسي زاده / شیدان وثیقی / شیرین امیری / شیرین عبادی / شیرین کریمی / شیما فرزادمنش / شیوا پورمند / شیوا دولت آبادی / / شهین شکاری / شکوه میرزادگی / شیرین آذرخشی / شیوا مقدم / شروین پارسی / شقایق علیپور / شهلا شفیعی / شهناز بهرامی / شیدا رهنما / شیرین جهانگیرزاده / صبا کهربائیان / صبح ناز داراب زند / صديقه بحرائي / صديقه مصابي / صدیقه بیگدلی / صدیقه مقدم / صدیقه کشاورز/ صفیه شجاعی / صديقه بيگلري / صدیقه رادفر / صدیقه نصیری / صنم موسوی / طاهره رضایی / طلعت تقی نیا / طلعت مینایی پور / طیبه رحیم زاده / طراوت بهروزی نیا / عارف قراخانی / عاطفه جعفری / عاطفه شفیعی / عاطفه گندم آبادی / عاطفه یوسفی / عزت گوشه گیر / عسل اخوان / عسل پیرزاده / عسل رضوي / عسل سردار / عسل مهربانی / عطیه وحیدی منش / عفت ماهباز / عالیه مطلب زاده / عاطفه پهلوان / غزال اکبری / غزال شولی زاده / غزاله عسگر زاده / غزال شولي زاده / غزل آیتی / فائزه اثنی عشری / فاطمه پیغمبرزاده / فاطمه حقيري / فاطمه خشرو / فاطمه دهدشتی نیا / / فاطمه حقيقت جو / فاطمه فرهنگ خواه / فاطمه محمدي / فاطمه مقدم / فاطمه موسوی / فتانه عباسی / فخری شادفر / فخری نامی / فربیا اسدی / فرخنده اصفهانی زاده / فرخنده جبارزادگان / فرزانه آئینی / فرزانه رسولی / فرزانه زحلی / فرزانه سید سعیدی / فرزانه طاهری / فرزوزان زندی / فرشته جودکی / فرشته داودی / فرشته مولوی / فرناز اردبیلی / فرناز فرضی / فرناز فرضی / فرنوش تهرانی / فروغ قره داغي / فريبا مجد / فریبا داودی مهاجر / فریبا شمس / فریده غائب / فریده فرحی / فریده قاسمی / فریده یزدی / فیروزه فروردین / فیروزه مهاجر / فاطمه آرام نژاد / فاطمه پارسايي /فاطمه شاه نظری / فاطمه وكيليان / فرزانه راجی / فريده درودچي / فریده صنعت گر / فریده عسگرپور / فاضله خلیلی نژاد / فاطمه استاد / فاطمه پارسايي / فاطمه نجاتی / فتانه دوکوهی نژاد / فرانک طنین / فرزانه برقعی پور / فرزانه مرادی / فروزان مطوری / فریده دلبری / فهیمه بیدخوری / فیروزه رمضان زاده / کارین دال / کتایون گودرزی / کتایون زنده دل / کتایون میرزاده / كيانا خسروي زاد / گل اندام زنده رودی / گلبر مهری / گلبرگ باشی / گلرخ کربلایی / گندم احتشام / گوهر بيات / گوهر شميراني / گيلان نصيری / گیتا احمدی / گیتا هاشمی / گیسو جهانگیری / گلرخ فرجادی / گلنوش کردستانی / ليلي مظاهري / لیلا ساکی / لیلی فرهادپور / لاله شاكري / لیلا ارشد / لیلا نظری / محبوبه بيات / محبوبه حسین زاده / محبوبه كرمي / محبوبه محبی / مرجان نمازی / مرجان بهبودی / مرسده هاشمی / مرضیه بهصومی / مرضیه سپیدبر / مريم جعفري / مريم ضيا / مريم قراخانلو / مریم افشاری / مریم بهرمانی / مریم بهرمن / مریم حسین خواه / مریم خیابانی / مریم سطوت / مریم شبانی / مریم معصوم زاده / مریم ملک / مریم مولوی / مریم نکودست / مریم کسایی / مریم یوسفی / مژگان تقی نیا / مژگان جعفریان / مژگان ملکیان / مستوره ابری زاده / معصومه قلی زاده / معصومه لقماني / ملاحت زارع پور / ملوک ملا حسینی / ملیحه رزازان / ملیحه محمدی / مونا مهرنیا / منصوره به كيش / منصوره شجاعی / منیژه گازرانی / منیژه مرعشی / مهرانگیز کار / مهراوه فردوسی / مهسا جزینی / مهسا مهرداد / مهشاد شمس / مهشید راستی / مهناز جعفری / مهناز شمس / مهناز محمدی / مهين علي بابايي / مهین پوری / مهین آذرپناه / مهین خوانساری / مهیندخت پورنسب / مونا قاسمیان / مونیکا دالبی / میترا افشار / میترا ایرانی / میرا قربانی فر / / میهن امیدوار / محبوبه ضييا / محبوبه وفايي / مريم ياسميني / میرا قربانی فر / ملیحه بشنوایی / مهین اسرایی / مولود بشنوایی / ميترا خليلي / مینا صمدی / مرضیه بهارستانی / مریم پارسی / مریم محسنی / ملیحه سبطی / مهتاب غیاثی / مهرو ملالی / ميتراخليلي / میترا بهادریان / مینا صفار / نادره اشرفی / نازلي فرخي / نازنین محمدنژاد / نازنین محکمی / ناهيد داداشي / ناهید توسلی / ناهید جعفری / ناهید خیرآبادی / ناهید خیرابی / ناهید میرحاج / ناهید واحدیان / ناهید کشاورز / نجمه نجدی / نجمه واحدي / ندا عبداللهی / نرگس پورحسینی / نرگس جودکی / نرگس معمار صادقی / نرگس کشتکار / نریمان رحیمی / نسرین صمدی / نسرین معارفی / نسيم خسروي / نسیم بنی کمالی / نسیم تنها / نسیم سرابندی / نسیما شریعت / نغمه زماني / نفیسه آزاد / نفیسه زارع / نگار انسان / نگار چگنی / نگار رحيمي / نگار عسگران / نگین فیروزه ای / نوشابه امیری / نوشین احمدی خراسانی / نوشین نوپرست / نوشین کشاورزنیا / نیره توحیدی / نیلوفر انسان / نیلوفر گلکار / نیلوفر مهدیان / نیلوفر کشمیری / نینا عابدینی / نینا مرتضوی / نیوشا درخشان / نیکی ایرانی / نیکی ایرانی / نازلی نجاتی / نازنین محکمی / نرگس آذري / نرگس محمدي / نسرین ستوده / نسيم بهمنيان / نسیم طاری / نیلوفر بیضایی / نجوا مزدایی / نرگس سیدحسینی / نسترن ساوری / نسترن سید حسینی / وجیهه مقدم / وحیده مولوی / وحیده ثلاثی / ونوشه آريا / ويدا تقدسي / ویدا مینایی پور / ویدا غزل آیتی / ویدا باستانی / ویدا بیگلری / ویدا قنبر پور / ویکتوریا آزاد / هانا دارابی / هانیه سلیمی / هانیه یوسفیان / هایده تابش / هایده قهرمانی / هدا بيت مشعل / هدی توحیدی / هدی کیانی راد / هدی امینیان / هما خداوردي / هما مداح / همدم رسولی / هنگامه شهیدی / هوشمند حسن نیا / هاله سينكي / هاله صفرزاده / هما عابدي / هاله سالاری / هما زردابی منش پورحیدری / یاسمن صبوری / یاسمن فرهی بزرگ / یاسمن طهوری / یاسمن تورنگ / یاسمن حاجی باشی


مردان حامی این بیانیه:
آبتین بهداروند / آرسن نظریان / آرش بهمني / آرش بیژن زاده / آرش حافظی / آرمان حجتی / آرمان رادمنش / آندارانیک آندراسیان / آیدین حسن لو / آیدین فرنگی / آرش کاویانی / آیدین حسنلو / ابراهيمي مددي / ابراهیم رحمتی / ابراهیم شیزلی / ابراهیم عبدالله زاده / ابوالفضل حقيري / احسان مصلح / احمد باطبی / احمد زاهدی / احمد زیدابادی / احمد عبادی نسب / احمد فرهادی / احمد نجاتی / احمد کیهان / ارشیا نوری / اسماعيل شبان، / افرا فاميلي / افشین شمس / اكبر مهدی / الیاس خلج / امجد امجدی / امیر امیرقلی / امیر جوینده / امیر حسین امیری / امیر راعی فرد / امیر نیک پی / امیر عباس نخعی / امیر ملک نیا / امین شجاعی / امین طباطبایی / ايرج اورجی گيوی / اکبر عطری / البرز زاهدي / ایمان براتیان / ایمان پاکنهاد / ایمان ممبینی/ ارشیا نوری / ابوذر ملكي / افشیان امیرشاهی / اصلان اصلانیان / امير ميرخاني / البرزکلانتری / ایمان معمار / ابوالقاسم کیا / احسان تهامی / احمد خاندوزی / اشکان دوستی / بردیا حیدری / بلال مرادویسی / بهرام چوبین / بهرام سپاس گزار / بهرنگ محمدی / بهروز خلیق / بهروز فدائی / بهزاد توفيقيان / بهزاد مهرانی / بهزاد هوشمند / بهزاد کریمی / بهمن احمدی امویی / بهمن امینی / بهنام دارایی زاده / بهنام سپهرمند / بیژن اقدسی / بیژن پیرزاده / بیژن مشاور / بابک امیرخسروی / باربد گلشیری / بهروز اسد نژاد / بهروز طاهری / بهزاد حق پناه / بهزاد طاهري / بیژن افتخاری / بوکان آسیم / پژمان خرسند / پژمان رحیمی / پژمان موسوی / پويان چنگيزيان / پویا پویایی / پویان تحویل داری / پیام ابوطالبی / پیمان مجتهدپور / پژمان خرسند / پیمان سید حسینی / تقی رحمانی / جادی میرمیرانی / جاوید پاینده / جعفر پناهي / جعفر حسين زاده / جمشید قراچه داغی / جهان ولیان پور / جواد لگزيان / جواد موسوی خوزستانی / جعفر رسولي / جواد رحيم پور / جواد علايي / حجت شریفی / حجت مرتضوی / حجت نارنجی / حسام الدین وثوقی / حسن اسدی / حسن جعفری / حسن درويش پور / حسن رضایی / حسن زهتاب / حسن عامري / حسن عرب زاده حجازی / حسين باستاني / حسين حقيري / حسين منتظر حقيقی، / حمید آذر / حمید بی آزار / حمید پیمانی / حمید حمیدی / حمید رضا حسینی / حمید رضا رضایی / حمید رضا رمضانی / حمید گل محمد زاده / حمید رضا امینی / حمیدرضا عسگری نژاد / حامد ايران شاهي / حامد صادقی صفت / حميدرضا ابراهيم زاده / حسن اسدی زیدآبادی / حسين لقمانيان / حسين مجاهد / حسین کلانتری / حميد هداوند / حنیف مزروعی / حامدروزی طلب / حسین کبیر / حمید سرداری / خلیل مومنی / داریوش اسفاری / داریوش مرادی / داوود رضوي / داوود نوائیان / دکتر حسام فیروزی / دانیال دادگر / داود نوروزی / داریوش معمار / رئوف طاهری / رحیم قابل نژاد / رضا بحری / رضا رحيم پور / رضا فرخزاد / رضا قاضي نوري / رضا گوهر زاد / رضا مرزبان / روح الله علي / روزبه آغاجری / روزبه درنشان / رئوف طاهري / رشید اسماعیلی / رضا احمدی / رضا چرندابی / رضا خندان / رضا سیدی پور / رضا كي پور / رامتین زارع / رامین اخلومدی / رمضان استاد / روح ا.. کلانتری / روزبه گیلاسیان / ساسان آقایی / ستار اميني / سجاد نيكنام / سراج میر دامادی / سعيد ترابيان / سهراب خوشبویی / سهیل آصفی / سيامك طاهري / سيامك فريد / سيد فريد حسين زاده / سیام نوشین مختاری / سیامک فرید / سیامک کلهر / سیاوش سعادتیان / سیدحسین میرکریمی / ساسان .م. ک.عاصی / سروش عالی / سعيد حبيبي / سید مجتبی سادات / سیروس عالی / ساسان میزبان / سروش مظفر / سعید پورحیدر / سهند عارف / شاهین زینعلی / شايا شهوق / شهاب فیضی / شهاب میرزایی / شهراد شهردنه / شهرام شیدایی / شهرام عدالتی / صادق نوابی / صادق کار/ صابر شيخ لو / عباس امیری / عبدالله اکرامیان / عسگرداوودی / علي اكبر آزاد / علي صمد / عليرضا جباري / عليرضا علي / عليرضا فخر / عليرضا كرماني / علی اصغر حقیری / علی اصغر رمضانپور / علی افشاری / علی اوحدی / علی اکبر آزاد / علی اکبر خسروشاهی / علی اکبری / علی پور نقوی / علی رضا کرمانی / علی صادقی / علی صمد / علی عباد نسبی / علی عبدی / علی فتوتی / علی قائدی / علی مختاری / علی مقیمی / علی ملیحی / علی نیکویی / علی هاشمی / علی کلائی / علیرضا ارشادی فر / علیرضا شعبانی شجاعی / علیرضا صفایی / عباس رهایی / عبدالحميد پراوري / علي مليحي / علی ایرانپور / علی شفقی / عمار ملكي / علی ایرانپور / علی دباغیان / علی سطوتی / علی نبوی / علی کاظمی / علی کلایی / عیسی آزاد / غلامرضا جعفری/ ف.تابان / فرامرز بهنام، / فرخ نعمت پور / فرزاد جاسمی / فرزاد عليزاده / فرزين اميري / فرشاد شعبانی / فرهاد داوودی / فرهاد كبير / فرهاد مجد فراهانی / فرهاد مرادیان / فرود سیاوش پور / فريد هاشمي / فرید دهدزی / فواد مجیدی / فريد مدرسي / فرهاد موحدنیا / فرهاد حیدری گوران / فرهاد مرادیان / كاوه رضايي كاوه كرمانشاهی / ک سلطانی / کاظم شکری / کاظم علمداری / کاظم کردوانی / کاوه داد / کاوه ستایش / کاوه مظفری / کوروش گلنام / کیانوش یاسایی / كيوان صميمي / كيوان مهرگان/ کیومرث کاویانی / گرجي مرزبان/ کیومرث سلیمانیان / لقمان قدیری / مازیار سمیعی / مجتبی رزمی / مجتبی سمیعی نژاد / مجيد تولايي / مجید عبدالرحیم پور / مجید ملکی / محسن نژاد / محسن حسن نژاد / محسن حقيري / محسن عباسپور / محسن عبداله زاده / محمد استکی / محمد آشور / محمد باقر پور / محمد بهزادي / محمد رستمی / محمد زارع / محمد زارعی / محمد زهرایی / محمد علی تارخ / محمد علی حاج هاشمی / محمد علی سبحانی / محمد علی مختاری / محمد فلاح نيا / محمد مهديان / محمد ميلاني / محمدصادقی / محمدعلی دادفر / محمدعلی سیدنژاد / محمود معتقد / محمود معلم طبرسی / مرتضی صادقی / مسعود بهنود / مسعود شوکری / مسعود طاهری / مسعود نجیمی / مسعود هاشمی / مسعود میر / مصطفي تنها / مصطفی خسروی / مظفر کوچک جلالی / منصور بوستانی / منصور بيات زاده / منصور حيات غيبي / مهداد معصومی / مهدي زارع / مهدی احمدی دیبا / مهدی افشارنیک / مهدی امین زاده / مهدی حسین زاده / مهدی زارع مهدیه / مهدی سامع / مهدی فتاپور / مهدی فخرزاده / مهران حمزه ای / مهرداد بهارآرا / مهرداد درویش پور / ميرمحمود يگانلي / مجتبي جهاني / مجتبي فتحي / مجتبی خاک پور / مجتبی رزمی / مجيد بك نظري / محمد دادفر / محمد رستمی / محمد رضايي / محمد صادقی / محمد ملكي / مرمی نیستانکی / مسعود توانگر / مهدي اسماعيلي / مهدي حبيبي / مهدي فخرزاده / مهرداد حيدري / مهرداد رهایی / مهرداد شهلایی / مازیار رایج / محسن حسینی / مرتضی توانگر / محسن کریمی / محمد بیکی / مصطفی سبطی / مهدی سیف / مهدی قائنی / نادر حاج محسن / نادر کهن / ناصر صفاریان / نوید نوری فر / نیما قاسمی / نیما مولانی / / نوید هادوی / نیما صفار / وحید انصاری / وحید رحمانیان / وهاب انصاری / وحید امین نیا / هادی فاطمی / هادی ناصری / هادی کهال زاده / هرمز کِی / هژير پلاسچي / همایون نوبرانی / یاسر بهرامی / یاشار گرمستانی / یدالله رویایی

منبع:كانون زنان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 20:44  توسط علیرضا خادمی  | 


ادوار نیوز: «علی‌اكبرموسوی خوئینی» دبیركل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در واكنش به بازداشت اعضای شورای مركزی دفتر تحكیم وحدت و برخی از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی گفت: متاسفانه روز گذشته به یكباره مطلع شدیم ابتدا شش نفر از دانشجویان دفتر تحكیم وحدت در یك تحصن مسالمت آمیز مدنی كه در چارچوب قانون اساسی و برای بیان مطالباتشان بود، بازداشت شدند ودركمال تعجب چندی بعد اطلاع پیدا كردیم كه با سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی كه دارای پروانه رسمی از وزارت كشور برخورد می‌شود.


موسوی خوئینی با اشاره به پلمپ دفتر ادوارتحكیم وحدت با اشاره به گذشت 10 روز از هفته قوه قضاییه و مطرح شدن بحث حقوق شهروندی، با بیان اینكه «سخنگوی قوه قضاییه به گونه‌ای اطلاع‌رسانی كرده كه افراد بازداشت شده طبق ماده 610 و 500 كه تبانی برای برهم زدن امنیت كشور و تبلیغ علیه نظام است بازداشت شده‌اند»، گفت: «
 
و این وصله ناچسبی است؛ چرا كه فعالیت‌های این تشكل كاملا قانونی وعلنی بوده است و بنده به عنوان دبیركل سازمان  دانش آموختگان ایران اسلامی این حركت را خلاف قانون می‌دانم  و ضمن محكوم كردن این حركت خواهان آزادی فوری و بی‌قیدوشرط افراد بازداشت شده و هممچنین فك پلمپ دفتر سازمان هستم.»خوئینی در ادامه خاطر نشان کرد:طبق قوانین موجود و ماده 10 احزاب، قبل از هرموضوع یا برخوردی باید تخلفات به دادگاه صالحه ارجاع داده شود و از طریق قانونی پیگیری‌های لازم صورت بگیرد.


   وی ادامه داد:لازم است قبل از هر برخوردی با مجموعه، با نمایندگان حقوقی آن مجموعه تماس گرفته شود و آنها از مشكلات پیش آمده مطلع شوند. اما سازمان ادوار به هیچ عنوان تاكنون هیچ تذكركتبی و رسمی از طرف كمیسیون متولی این امر دریافت نكرده است. جالب آن است كه ما برنامه خاصی در ارتباط با 18 تیر نداشتیم و تنها قرار بود در این ایام اعلام موضعی در خصوص سالگرد 18 تیر داشته باشیم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:27  توسط علیرضا خادمی  | 

 

 الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

دیر مدتی نبود که سعی می نمودند تا از یاد بریم این تاریخ نفرین شده را. ۱۸ تیری که در هر سال آن خشونت آرامش را از دیدگان فرزندان این ملت می ستاد. سالها نگذشته بود بر زخم هایی که بر دل داشتیم. شاید داشت یادمان می رفت «عزت» دیگر در میان ما نیست «اکبر» در خواب ناز فرو رفته و «احمد»مان در کنارمان نیست که بار دیگر دست آشوب آفرین با دشنه ی توطئه زخمی دیگر بر پیکرمان وارد کرد. چگونه است در مملکتی اساسی باشد بر قانون آنگاه حقوق افراد بر اساس همان قانون پایمال می شود. همان قانونی که به صراحت تجمع صنفی و سیاسی را می پذیرد. گویی ترازوی شریعت قدرت طلبی را می ستاید.

از ابتدای سال که سناریوی خشونت در دانشگاه مازندران کلید خورد می دانستیم قدرتمندان تابی بر حضورمان ندارند و این گونه بود که دانشگاهها یکی پس از دیگری به این بازی شوم فراخوانده می شدند. از امیرکبیر تا شهرکرد، همدان تا علامه و لرستان. اما گویی در ۱۸ تیر امسال قرعه ی فال به نام اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) درآمده است تا «محمد هاشمی، حنیف یزدانی، علی نیکونسبتی، بهاره هدایت، علی وقفی و مهدی عربشاهی»(اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت) که صبح روز ۱۸ تیر شجاعانه در برابر دانشگاه امیرکبیر و در اعتراض به زندانی شدن تعدادی از دانشجویان این دانشگاه تحصن نموده بودند توسط نیروهای امنیتی دستگیر شوند. همچنین در ظهر روز ۱۸ تیر نیروهای امنیتی و اقتدارگرا با یورش به دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)، عبدالله مومني (سخنگوي سازمان ادوار تحكيم و عضو سابق شوراي مركزي تحكيم وحدت ) بهرام فياضي (مسئول كميته فرهنگي ادوار تحكيم وحدت ) حبيب حاجي حيدري (مسئول روابط عمومي سازمان ادوار تحكيم وحدت ) مجتبي بيات (عضو سابق شوراي مركزي تحكيم وحدت ) سعيد حسينيا (دبير تشكيلات انجمن اسلامي دانشگاه زنجان ) مسعود حبيبي (عضو دموكراسي خواهان دانشگاه تهران ) مرتضي اصلاحچي (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبائی )، آرش خاندل، اشکان غیاسوند و عزت قلندري (عضو سازمان ادوار تحكيم وحدت) را بدون هیچ گونه دلیل قانونی و تنها به علت حضور در دفتر رسمی سازمان ادوار بازداشت نمودند. گویی قدرتمندان در خیال خام خود این بار به دنبال آن هستند تا سنت نقد دانشجویی را برای همیشه بایگانی کرده باشند.

اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاههای کشور هشدار می دهد که در برابر این هجوم بی شرمانه تاب نمی آورد و سر سودایی دارد در مقابله با این توطئه ی شوم و نیز اعلام می دارد که نمی خواهد انتظار زیادی را بکشد تا دوستانمان (اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، اعضای سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی -ادوار تحکیم وحدت- و نیز تمامی زندانیان سیاسی، دانشجویی کشور) آزاد شوند. همچنین اعتراض خویش را به پلمپ نمودن غیر قانونی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) اعلام داشته و یورش به محل دفتر این سازمان قانونی کشور را که در تمامی مراحل حامی جنبش دانشجویی بوده است را تاب نمی آورد.

من و تو حق داریم

شب این جنبش نبض آدم باشیم

من و تو حق داریم که به اندازه ی ما هم که شده ما باشیم

گفتنی ها کم نیست من و تو کم باشیم

۱۸ تیر ۱۳۸۶

۱. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان

۲. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک

۳. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

۴. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد

۵. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان

۶. انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه تهران

۷. انجمن اسلامی دانشگاه شهید عباسپور

۸. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک

۹. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران

۱۰. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی

۱۱. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امور اقتصادی تهران

۱۲. انجمن اسلمی دانشجویان دانشگاه شاهرود

۱۳. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سبزوار

۱۴. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان

۱۵. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز

۱۶. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز

۱۷. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی ساری

۱۸. انجمن اسلامی دانشجویان مجتمع نوشیروانی بابل

۱۹. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران

۲۰. انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی ایرانشهر

۲۱. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان

۲۲. انجمن اسلامی دانشجویان طیف مدرن دانشگاه فردوسی

۲۳. انجمن اسلامی دانشجویان طیف مدرن دانشگاه علوم پزشکی مشهد

۲۴. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه همدان

۲۵. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان

۲۶. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

۲۷. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر تهران

۲۸. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان

۲۹. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه

۳۰. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند

۳۱. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام

۳۲. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر

۳۳. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران

۳۴. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 16:23  توسط علیرضا خادمی  | 

ادوارنیوز: با پورش نیروهای امنیتی به محل دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت)تمامی افراد حاضر در آن بازداشت شدند و دفتر مرکزی این سازمان پلمب شد.


پس از بازداشت 6 تن از اعضاي شورای مرکزی  دفتر تحكيم وحدت که در مقابل درب ولي عصر دانشگاه اميركبير متحصن شده بودند ، در آغازین ساعات صبح امروز نيروهاي لباس شخصي با حمله به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت ضمن شليك تير هوايي اقدام به بازداشت حاضران در دفتر آن سازمان كردند.


به گزارش "ادوارنیوز" نیروهای امنیتی پس از شلیک تیر هوایی و با شکستن درب ورودی سازمان دانش آموختگان با اعمال خشونت و به ضرب باتوم افراد حاضر در دفتر آن سازمان را بازداشت به مکان نامعلومی منتقل کردند.


عبدالله مومني ( سخنگو و عضو شورای مرکزی سازمان) بهرام فياضي (عضو شوراي مركزي سازمان) حبیب حاج حیدری (مسئول روابط عمومی سازمان) مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم)، عزت الله قلندری و مرتضی اصلاحچی ، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند از افراد بازداشت شده در دفتر سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) هستند.


گفتنی ست نحوه هجوم نيروهاي امنيتي به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت كه با شليك تير هوايي و اعمال خشونت و شكستن در همراه بوده به گونه اي شديد بوده است كه مردم منطقه با نگراني در محل حاضر مي شوند و جوياي دليل اين حمله مي شوند كه نيروهاي امنيتي براي آرام كردن جو به دروغ خود را مامور مبارزه با مواد مخدر معرفي مي كنند

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:9  توسط علیرضا خادمی  | 

ادوارنیوز: شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت در صبحگاه 18 تیر ماه با صدور بیانیه ای اعلام کرد در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به وضعیت دانشگاههای کشور  بخصوص ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک از ساعت 6 صبح امروز و در برابر درب خیابان ولی عصر دانشگاه امیرکبیر تهران  دست به تحصن زده است:

به نام خدا
برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم
بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت 18 تیر

در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم.


هرچند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم.


شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست.


نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد.


امروز هیجدهم تیرماه ، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.



شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
18 تیرماه 1386

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 17:21  توسط علیرضا خادمی  | 

بالاخره طرح سهمیه بندی بنزین از پایان سه شنبه شب گذشته ، بعد از کشمکش های فراوان و علی رغم موافقان و مخالفان سرسخت این طرح، یک باره و پس از اعلام وزارت نفت به اجرا درآمد.طرحی که سرانجام به نام دولت نهم قرعه خورد تا تمام انتقادات و مخالفتهای علنی طیف وسیعی از اقشار جامعه را بر خود بخرد. دراین مطلب نگارنده این سطور سعی در بررسی و تحلیل اثرات و پیامدهای احتمالی اجرای این طرح با توجه به شرایط نامطلوب و بی سامان اقتصادی کشور خواهد پرداخت . این طرح در حالی اجرا شد که هنوز بسیاری از صاحبان خودرو کارت های سوخت هوشمند خود را از مراکز راهنمایی رانندگی کشور دریافت نکرده بودند که این خود عده ای را برای استفاده از خودروهای خود دچار مشکل ساخت . درهمین چند روز گذشته مخصوصا شب آغازین طرح جایگاه های بنزین با صف های طولانی مواجه شد که تا به امروز سابقه نداشت و رانندگانی را پذیرا بود که با اعصاب خراب در کشمکش با یکدیگر برای بنزین زدن از استفاده ی الفاظ رکیک به دولت به هیچ وجه پرده پوشی نمی کردند تا آنجا که این دامنه ی این خشونت ها و درگیری های لفظی و فیزیکی منجر به آتش زدن 12 جایگاه (به روایت دیگر بیش از این ارقام ) توزیع بنزین تنها در تهران ، تخریب بخشی از جایگاه های بنزین مورد ذکر و تخریب چندین بانک و غارت فروشگاه های بزرگ و با تاسف از دست رفتن جان چند جوان در شهرستان یاسوج و غیره شد. فقر عمومی ، ماهیت تورم زای بنزین و نداشتن سیستم حمل و نقل مناسب شهری دلایلی است که مخالفین به نسنجیده بودن این طرح نسبت می دهند. با این مقدمه به بررسی بیشتر پیامد های این طرح می پردازیم. 1- آثار و تبعات اقتصادی) " همیشه در آخر کار این مردم هستند که مورد ستم واقع می شوند " از قدیم الایام این جمله را زیاد می شنیدیم که به راستی همین مورد آخر که مربوط به اجرای طرح سهمیه بندی بنزین است مصداق عینی این جمله شده است. لازم نیست به مقدار سهمیه هر خودرو اشاره ای کنم که توضیح واضحات است اما در باب تبعات و آثار مخرب اقتصادی این طرح تنها می توانم به تورم و گرانی ناگهانی و گسترده در سطح عمومی قیمتها تحلیلی مختصر داشته باشم . علارغم ادعای مسئولین امر در دولت نهم مبنی بر عدم تاثیر مستقیم سهمیه بندی بنزین بر روی سطح عمومی قیمت ها و استفاده از اهرم های ویژه خود برای مهار این گرانی ها این ادعا هم در همان ابتدا مانند بسیاری از ادعا های دیگر دولت متحقق نشد . زیرا هنوز دیدگاه تفکر حاکم بر بسیاری از حوزه ها علی الخصوص حوزه علم اقتصاد پوپولیستی و توده گرایانه باشد در غیر این صورت هیچ تفکر صحیح و سالمی اصول اولیه علم اقتصاد را انکار نخواهد کرد .شاید از اقتصاد تک محصولی ایران توقع بیش از این داشتن اشتباه محض است. اگر کمی جزئی تر به این بحران نگاه داشته باشیم در خواهیم یافت که وقتی میزان سهمیه وسایل نقلیه و سواری ها به میزان تنها چند ساعت مصرف آنها هم نخواهد رسید نقل و انتقال بسیاری از کالا ها ابتدا با تاخیر و سپس با سختی و مشکلات اساسی مواجه خواهد شد . بدیهی است که برای رانندگان مقرون به صرفه نخواهد بود که در شرایط فعلی و با نرخ های قبلی اقدام به ارائه ی خدمت به واحد های اقتصادی شوند و چون بازار احتیاج شدیدی به این نقل و انتقالات کالایی دارد مجبور به پرداخت نرخ ها ی جدید است که در نوع خود بسیار سرسام آور و از سوی دیگر بسیار ناگریز هستند. حال عده ای بر این باورند که مردم هنوز تنشان داغ است و متوجه مصرف بی محابا ی خود از بنزین سهمیه بندی شده نیستند . اصل بحران حدود یک هفته ی دیگر نمایان خواهد شد که بسیاری از رانندگان برای کار کردن با خودروهای خود دچار کمبود باقیمانده ی سهمیه بنزین خواهند شد همان های که بی توجه به جدی بودن این طرح قائل به رعایت این طرح نبودند. 2- آثار روانی و اجتماعی ) الف : آثار روانی اعتماد شکننده ی آحاد جامعه ی ایرانی به دولت همواره به عنوان اصلی در حکوت داری مورد غفلت واقع شده چرا که همین روی آوردن مردم به موج پوپولیستی احمدی نژاد و پشت کردن به دولت اصلاحات به دلیل بر آورده نشدن خواسته ها و مطالبات مردم نتایج غفلت حکومت گران و سیاست ورزان بوده که این روزها به حد بالای انزجار عمومی رسیده است . انزجاری که در زمان برگزاری انتخابات بعدی مردم را دیگر به سمت برنامه ها و چهره های این تفکر حاکم نخواهد برد که قصد وارد شدن به این بحث را در نوشته ی حاضر ندارم و آن را موکل به نوشته ی دیگر خواهم کرد. این که آثار روانی اجرای این طرح و گرانی و تورم نا به هنگام در این برهه ی زمانی که چرخ های اقتصادی ایران به زور محرک های غیر طبیعی می چرخید تا کجا خواهد رسید باز هم به قسمت قبلی نوشته می توانیم بازگردیم . ب: آثار اجتماعی با گذشت چند هفته از اجرای این طرح شاهد از بین رفتن قسمتی از مشاغل جامعه خواهیم شد که به تدریج باعث گسترش فساد ، فحشا ، ناامنی های اجتماعی و فساد های مالی خواهد شد. مبرهن است که ترجیح و تمایل عده ای به جای کار کردن در شرایط فعلی از جمله رانندگان مشاغل کاذب و غیر قانونی خواهد بود .اجبار برای سیر کردن شکم خانواده برای آحاد جامعه چندان غیر قابل تحمل خواهد شد که دیگر فضای رعایت فضیلت های اخلاقی در بین مردم جای خود را به فضای رذیلت های اخلاقی خواهد داد. اگر چه هنوز دولتمردان بر سنجیده بودن این طرح پایفشاری می کنند اما خبط بزرگ دولت نهم حداقل در این برهه ی زمانی ، وقتی خطرناک تر از این ها خواهد شد که تحریم های ایران بر سر غنی سازی اورانیوم شکل عینی تری به خود بگیرد و مردم را کمی جدیدی تر درگیر این بحران کند . زمانی که همین 40 درصد بنزین وارداتی به ایران صادر نشود ، زمانی که نفت ایران به واسطه ی این تحریم ها صادر نشود و غیره . Alirezakhademi_iran@yahoo.com
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 7:23  توسط علیرضا خادمی  |