نقدی بر مقاله ی بنزین و تاریخ معاصر ایران روزنامه ی هم میهن نوشته ی صادق زیبا کلام.
یادداشت روز شما در تاریخ دوشنبه 31 اردیبهشت در روزنامه ی وزین هم میهن بهانه ای به دستم داد تا نقدی هر چند کوتاه را بر آن یادداشت داشته باشم .
جناب زیبا کلام مطلب شما را خواندم و با قسمت هایی ازآن موافق بودم و بارها این را به طرق مختلف بیان کرده ام این که در کشور ما به طور غیر قابل قبولی ثروت ملی را به هدر می دهیم و یکی از دلایل عمده ی آن هم قیمت پایین انرژی است قیمتی که تنها با سوبسید های بی منطق دولت به بهای نفت یا بنزین حاصل می شود و شهروندان ایرانی هم به همین دلیل و با این استدلال که ایران دومین کشور عضو سازمان اپک در جهان است و به تعبیر عامیانه ی خودشان ایران روی چاه های نفت خوابیده است اقدام به مصرف بی محابای بنزین می کنند بنزینی که بهای جهانی آن بسیار بیشتر از اینها است.تا این جای قضیه را من هم می پذیرم و اتفاقا با شما هم موضع هستم اما گران شدن بنزین در ساختار اقتصادی اجتماعی ایران که بهای بسیاری از محصولات وخدمات با بهای بنزین سنجیده می شود اشتباه بزرگی است . لازم نیست برای شما که حق استادی بر گردن ما دارید توضیح دهم ، از آن جایی که بهتر از من می دانید اقتصاد تک بعدی ایران بر پایه ی فروش بشکه های نفت بنا شده است گران شدن بنزین از اصلی ترین مشتقات نفت چگونه در سراسر جامعه تاثیر روانی خواهد داشت.
بیایید همین تاثیر روانی را با هم مورد بررسی قرار دهیم. گران شدن بنزین در همین چند روز گذشته علارغم ادعای دولتمردان تاثیر بسزای خودش را بر روی سطح عمومی قیمتها گذاشته است . اگر بخواهیم اشاره ای به قیمت یک محصول کشاورزی بکنیم :قیمت لوبیا چیتی درست در همین چند روز گذشته هر کیلویی بالغ بر 1000 تومان افزایش یافته است آیا به سوپر مارکت ها ومیوه فروشی ها و یا نه اصلا به مکانیکی محل خود برای تعمیر ویا تعویض روغن موتور مراجعه کرده اید که با افزایش قیمت های ناگهانی روبه رو شوید ، تازه قسمت عمده ی این افزایش قیمت ها مربوط به زمان پیش از گران شدن بنزین باز می گردد که اعلام خبر گران شدن بنزین این چنین تاثیری را بر سطح عمومی قیمتها گذاشته است. باید منتظر تورم وگرانی روزافزون در سطح عمومی قیمتها باشیم.
در قسمتی از یادداشت خودتان به مزایای گران شدن بنزین اشاره کرده بودید اینکه اگر کسی خواست از اتومبیل سواری اش استفاده کند ترجیح دهد به دلیل گرانی بنزین به وسیله نقلیه ی عمومی روی آورد اما انگار به فرض قضیه باید نگاه دقیقتری داشت . وسیله ی نقلیه ای که مورد اشاره ی شما است بیشتر در همان جوامع دیگر قابل تحمل واعتماد آحاد جامعه هستند نه در جامعه ی ایرانی که اتوبوس های شرکت واحد آن چنان در محاق ترافیک گیر می کنند که هر چقدر هم رانندگان زحمت کش این ناوگان می کوشند تا مسافرین خود را راس ساعت مقرر در ایستگاههای تعیین شده برسانند ، بخت یاورشان نیست . همین وضعیت با یک تفاوت عمده در خصوص مترو هم صادق است متروهای کم ظرفیت وشلوغ که تنها زمانی می توانید وضعیت فوق تصور را در متروی تهران می گذرد در ک کرد که برای رسیدن به محل کار خواسته باشید سوار یا پیاده شدن در مترو را تجربه کنید.
تمام فرمایشات جنابعالی را وقتی می توان به گوش جان پذیرفت که بستر مناسبی برای انجام یک چنین رفتار ناگزیری فراهم باشد نه در شرایطی که ما بسیاری از ملزومات این رفتار را لحاظ نکرده باشیم. از نقطه نظر بسیاری از کارشناسان ترافیک شهری ما نه ناوگان حمل ونقل عمومی مطلوبی داریم و نه خیابان ها و معابر شهری استاندارد که اگربنزین گران شد بهانه ای برای شهروندان باشد که از سیستم حمل ونقل عمومی استفاده کنند همه ی اینها اگر فراهم باشد ما درساختار اقتصادیمان برای گران شدن بنزین هیچ راهکاری را در جهت جلوگیری از تورم ناگهانی سطوح عمومی قیمتها نداریم .
حال بماند که این گران شدن بنزین تنها به قشر زحمت کش جامعه بیشترین آسیب را می رساند نه به مرفهین جامعه ایرانی . آری مسئله بسیار مهمتر از این است همه چیز را باید با هم دید و بعد دست به عمل زد تردید من وامثال من از این ها بسیار فراتر است نمی توانیم به دولتی اقتدا کنیم که همه چیزی را بدون برنامه و کارشناسی های دقیق انجام می دهد .کمی بهتر و بیشتر باید دید جناب زیبا کلام!
