تبليغاتX
نوشته های دلخواه

نوشته های دلخواه


از زمان بالا گرفتن موضوع فعالیتهای هسته ای ایران تحلیل ها و موضع گیری های بسیار متفاوت و گاه متناقضی از سوی تحلیلگران و محافل سیاسی ارائه می شد ، صرفه نظر از درستی یا نادرستی این تحلیل ها در این نوشتار سه دیدگاه اصلی که بیشتر مورد بحث و مناظره قرار گرفته را بررسی می کنم و در پایان به تحلیلی که بیشتر به واقعیت نزدیک بوده اشاره ای خواهم کرد .

1- دیدگاه گروه اول عین تفکر حاکم بر دولت نهم به ریاست محمود احمدی نژاد است که انرژی هسته ای را حق مسلم ایران می داند و برای دستیابی به این حق حاضر به هیچ گونه عقب نشینی در مواضع خود در خصوص برنامه های که صلح آمیز می خوانند نیستند و هیئت حاکم بر شورای امنیت سازمان ملل را متهم به فرمانبرداری از امریکا عضو دائم و دارای حق وتوی شورای امنیت می کنند. و با ذکر این نکته که هنوز بسیاری از کشورهای جهان دارای بمب اتم هستند از جمله اسرائیل در منطقه ی خاورمیانه سعی در هدایت افکار عمومی به سمت مظلوم نمایی و حق طلبی کشور خود را دارند و با این استدلال قطعنامه های اخیر شورای امنیت را فاقد وجاهت قانونی و ضد حقوق ملت ایران می دانند . حتی مشوق های ارائه شده از سوی کشورهای 5+1 را تنها در جهت محروم سازی ایران از حقوق هسته ای می داند، مشوق های که چه از سوی موافقان و متحدین ایران مانند چین و روسیه و چه از سوی مخالفین برنامه های اتمی ایران مانند امریکا کشور به گفته این گروه متخاصم ، ارائه شده را نپذیرفته و عقب نشینی از دیدگاه های خود را بی ابرویی و سازش کاری در برابر زورگویی جامعه ی جهانی می دانند که در نهایت باعث متزلزل شدن نظام خواهد شد. این گروه همواره در موضع گیری های خود پیش از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت احتمال ارجاع پرونده ایران را بسیار بعید و دور از ذهن می دانستند و هشدار های مقامات اتحادیه اروپا و امریکا را جدی نمی گرفتند و تمامی هشدارها را در جهت متشنج کردن فضای بین المللی بر علیه ایران تلقی می کردند و با ارائه ی تحلیل های نادرست اذهان عمومی را به سمت برتری و قدرت مطلق ایران در برابر کشورهای صاحب کرسی دائم در شورای امنیت هدایت می کردند.از جمله می توان به سرمقاله های روزنامه ی کیهان که نماینده ی دیدگاه های افراطی حاکمیت است توجه نمود که تحلیل های متضاد و متناقض خود پیرامون برنامه های هسته ای چنان مشهود است که احتیاجی به توضیح بیشتر در این زمینه نیست.

2- گروه دوم که حمایت بیشترین آحاد جامعه را در پشت سر خود دارند همانند گروه اول انرژی هسته ای را حق مسلم ایران می داند اما با این تفاوت که راه دستیابی به این حق را بسیار متفاوت تر از رفتار دور از خرد هیئت حاکمه ی دولت می دانند، برای رسیدن به این حق به هر وسیله ای متوسل نمی شوند، وسایلی که لزوما به کار بستن آنها اثر بخشی و نتیجه ی مشخصی ندارد و حتی شرایط ایران را از این که هست بدتر و سخت تر می کند و کشور را از هدف اصلی خود دور می سازد. تعدادی از گروه های اصلاح طلب به اصطلاح چپ مذهبی و چپ لیبرال و عده ی محدودی از محافظه کاران سنتی و تکنوکرات های دولت هاشمی در این طبقه قرار دارند. دیدگاه این گروه که در دولت قبلی به ریاست سید محمد خاتمی به خوبی دنبال می شد توانست تا حدودی اعتماد کشور های اروپایی و ایالات متحده را به دست آورد و بدگمانی سابق بر این را از بین ببرد. مذاکره و برخورد های صحیح دیپلماتیک را می توان بهترین مشخصه ی این طیف فکری دانست. بر اساس تحلیل ها و نظرات این گروه در صورت متوقف نکردن غنی سازی اورانیوم توسط ایران ، کشور به ورطه رویارویی مستقیم با دولت های درگیر مسئله اتمی ایران خواهد رفت و ناگزیر باید در جریان مذاکرات به نحوی رفتار نمود تا به فرمولی مشترک دست یافت که هم متضمن منافع ملی ایران و هم به نوعی احترام و تمکین از خواست و اراده ی جهانی را به همراه داشته باشد . فعالان دانشجویی دفتر تحکیم وحدت ، سازمان ادوار تحکیم وحدت، جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب به عنوان سازمان های سیاسی مطرح در این طیف فکری قرار دارند.

3- گروه سوم دارای دیدگاه افراطی است که از سویی موافق رفتار حاکمیت ایران( گروه اول) است و از سوی دیگر در آرزوی بر اندازی حاکمیت است. حمایت این تفکر از حاکمیت ایران کاملا عامدانه و در جهت نیل به امال افراطی و دور از منطق و خرد این گروه است. این گروه برنامه های هسته ای ایران را مورد حمایت قرار می دهند با این امید که رفتار دور از عقل حاکمیت ایران فضای جهانی را کاملا بر علیه ایران آماده سازد و امریکا به عنوان کشور آماده ی جنگ در منطقه ی خاورمیانه با حمله نظامی به تاسیسات اتمی و زیرساخت های اصلی ایران، نظام حاکم را کاملا ضعیف ساخته تا بتوان با حرکت های مسلحانه نظام را بر انداز و نابود ساخت.قسمتی از نیروهای اپوزسیون خارج از کشور با این طرز تفکر اقدام به راهپیمایی و تظاهرات مقابل کنسولگری های جمهوری اسلامی می کنند.

سه دیدگاه فوق هر کدام با دیگری در قسمتی از تحلیل خود مشترک و دارای همپوشانی هستند هر چند این اشتراک به یک تحلیل واحد و مشخص ختم نمی شود. اما از میان این سه گروه دیدگاه و تحلیل های گروه دوم بیشتر به واقعیت عینی در عرصه سیاست خارجی و رفتار کشورهای درگیر با برنامه ی اتمی ایران نزدیک بود و به وقوع پیوست. تحلیل هایی که بر اساس واقعیت های جهانی که بسیار بدیهی به نظر می رسیدند ،ارائه می شد مرحله به مرحله به حاکمیت این هشدار را می داد که در نهایت این رفتار خارج از عرف جهانی و دیپلماتیک باعث ایجاد هزینه های سنگین برای میهن خواهد شد. درست زمانی که روزنامه های افراطی جریان راست سنتی در ایران ایستادگی در برابر جامعه ی جهانی و عدم تمکین از خواسته های آنها را در سر مقاله های خود درج می کردند عده ای از کارشناسان این رفتار ها را مستمسکی در جهت خواسته های جامعه ی جهانی می دانستند و هشدار های لازم را به دولتمردان ایران می دادند تا به شرایطی که در حال حاضر در آن به سر می بریم دچار نیاییم . شرایطی که برای برگرداندن آن به حال عادی و وضعیت سفید یا بسیار دیر شده که زمان زیادی برای جبران آن زمان لازم است و یا برگشتن بسیار محال به نظر می آید.


Alirezakhademi_iran@yahoo.com

مطلب فوق در سایت زیر منتشر شد:

http/www.melliun.org/didgah/d07/04/03khademi.htm

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 1:34  توسط علیرضا خادمی  | 

نوروزتان پیروز
سال نو مبارک

سال نو فرا رسید سالی دیگر از پیش رویمان گذشت آنچنان که هر ساله این گذر زمان را شاهدیم و کمتر این تازه شدن ها را درخودمان اعمال کنیم هر سال مثل سال های پیشین و حتی با تقلیل فضایل اخلاقی که شاید سابق بر این در ما نمودی حقیقی داشته .
بهار آغاز زیستنی دوباره است زیستنی تازه به دور از بدی ها و کژی ها.
سال نو را به همه ی ایرانیان وآزادیخواهان سراسر جهان تبریک میگویم و آرزوی آزادی همه ی زندانیان سیاسی عقیدتی در میهن عزیزم ایران را دارم.


+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 12:22  توسط علیرضا خادمی  | 

واقعیت امر خیلی از اوقا ت چیزی فراتر از این ذهنیت ما است . ذهنیتی که در بسیاری از اوقات احساس برتری نسبی یا حتی مطلق در قیاس با اذهان و افکار دیگر دارد . حال اگر پذیرفتن واقعیت همان ذهنیت سابق باشد این ترس و واهمه برای ادمی پیش می آید که ذهنیت موجود ( فعلی ) تمام رویداد های آینده هر قدر هم که دور از عینیت باشد را قادر به کشف و پیشبینی باشد. این که نکند همواره ذهن جستجوگر در عالم درون خود نشانه های سطحی را پیوندی بر احوال و اوضاع آینده بداند و برهمین اساس دست به عمل زند بی آنکه عواقب و دستاورد آن عمل و رفتار را در نظر داشته باشد بیم و دلهره ی موجود اینجاست که موجودیت می یابد.

بسیاری در تکاپوی کسب دانایی و معرفت بر تمایز خود با دیگران و نوع نگاه غالب آنها پی خواهند برد و بی پرده و حائل کلنجار رفتن با عرف پسندیده ی جامعه ی خویش را بر می گزینند و بی آنکه به عاقبت کار بیاندیشند دست به انتخاب وعمل می زنند. در نظر عوام این گونه به مبارزه پرداختن با الگوهای تثبیت یافته جامعه حماقتی بیش نیست که در اکثر موارد هم فرجام رو به زوال و تباهی دارد. شاید اگر تعهد اهل دانایی و علم نبود این نظریه در وجه غالب خود بروز می یافت.

هر آنچه که درقسمت بالا ذکر شد شاید کمی فیلسوفانه باشد اما من هیچ گاه ادعای فهم فلسفه و غور در مکاتب و آرای فیلسوفان و متئلهان را نداشته و ندارم. چیزی که این روزها ذهن مرا به خود مشغول ساخته همین انتخاب و دست به عمل زدن است پیش تر ازان که فرصت انتخاب سوخت شود و آنگاه مجبور شوید تن به عمل به تنها گزینه ی باقی مانده دهید. گزینه ای که اگر در زمان خودش انتخاب می شد می توانست مثمر ثمر واقع شود و شرایط را به گونه ای دیگر تغییر دهد. حال باز هم تردید و تشکیک مرا در بر گرفته و گزینه های موجودم چنان مهم و اساسی هستند که انتخاب از میان انها و برگزیدن یکی، تنها یکی از آنها برایم بسیار سخت است با توجه به این مهم که به هیچ وجه عاقبت این گزینش برای من سود حقیقی و عینی ندارد و تنها شاید در صورت موفق بودن در این گزینش دشوار ذره ای از بار خاطر و تعهد من نسبت به این موضوع را بکاهد و آزادی وجدان از دست رفته ام را به خویشتنم باز گرداند.

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 12:17  توسط علیرضا خادمی  |