تبليغاتX
نوشته های دلخواه

نوشته های دلخواه

ادوارنیوز:340 تن از فعالان سیاسی و دانشجویی با انتشار بیانیه ای به صدور احکام سنگین کمیته انضباطی برای دانشجویان دانشگاه آزاد سنندج اعتراض کرده و خواستار توقف روند برخوردهای غیرقانونی و سرکوبگرانه بر ضد دانشجویان دانشگاه آزاد شدند:


جنبش دانشجویی ایران که همواره پیشروی مبارزات آزادیخواهانه و ضد استبدادی مردم ایران در نیم قرن گذشته بوده است اینک به دلیل پیگیری و طرح مطالبات تاریخی خود، تحت شدیدترین فشارهای نودولتیان مهرورز قرار دارد.
ریاست جمهوری که جمهوری اش جز چند صد نفر را در بر نمی گیرد در مضحکه ای تلخ از ترفیع درجه دانشجویان ستاره دار سخن می راند .
هولوکاستی علمی در حال وقوع است و بسیاری از نخبگان مورد قتل عام علمی قرار
می گیرند.
در این بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی در حالیکه از کوچکترین حقوق اولیه خود نیز محروم هستند و کوچکترین کنش های آنها با سخت ترین وا کنشهای انتقامی روبرومی گردد ، چراغ مبارزه را در پس تند باد ها روشن نگاه داشته اند .

اگر چه فعالیتها ی سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و صنفی در این دانشگاه اقدامی انتحاری قلمداد می گردد ؛ اما هستند بسیاری که پای در این عرصه نهاده ومی نهند .
مدتی است که تعدادی از دانشجویان دانشگاه آزاد سنندج از سوی کار به دستان بدکردار محکوم به مجازات هایی شده اند.
این بارمسوولان دانشگاه آزاد اسلامی بی تدبیری و مخالفت خود با هرگونه فعالیت سیاسی را با تعلیق و تبعید دسته جمعی هفت دانشجوی کرد نشان داده اند .

روسای دانشگاه آزاد اسلامی، آزاد از هر قانون ونظارت و یا پاسخگویی در برابر دانشجویان تنها مجری دستورات ریاست این دانشگاه هستند.
البته از مسئولانی که در برابر قتل یک دانشجوی دانشگاه آزاد در سبزوار حتی در حد صدور یک بیانیه و یا انجام تحقیقاتی مختصر و اطلاع نتایج به دانشجویان دریغ ورزیده اند اینگونه اعمال و رفتار دور از انتظار نبوده و نخواهد بود.
صدور احکام انضباطی علیه این دانشجویان ؛ آن هم بدون در نظر گرفتن حق دفاع ایشان ، سند دیگری بر اوراق کتاب قطور مبارزات دانشجویان افزود.

ما امضاء کنندگان این بیانیه ضمن هشدار به مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی نسبت به تشدید فضای خفقان و سرکوب علیه دانشجویان ؛ نگرانی و اعتراض خود را نسبت به این احکام غیر قانونی و ناعادلانه اعلام کرده ، خواستار لغو این احکام و بازگشت این دانشجویان به دانشگاه هستیم

امضای من هم در ذیل این بیانیه موجود است
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 11:29  توسط علیرضا خادمی  | 

<FONT size=3>ادوارنیوز: شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در اعتراض به ممانعت از خروج آقایان عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان و دکتر آقاجری اطلاعیه ای صادر کرد. </FONT></P>
<P><FONT size=3>متن این اطلاعیه به این شرح است : </FONT></P>
<P><FONT size=3>در پی دعوت دانشگاه MIT امریکا جهت شرکت در سمینار «تاریخچه دمکراسی و جنبش اصلاحات در ایران »، ماموران امنيتي روز یکشنبه پانزدهم بهمن، در اقدامي كاملا غيرقانوني و غيرموجه مانع از سفر آقايان عبدالله مومني عضو شوراي مركزي و سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی(ادوار تحکیم وحدت) دكتر هاشم آقاجري استاد دانشگاه، به خارج از كشور شدند و گذرنامه ايشان را بدون ارائه هرگونه مجوزي جلب كردند. </FONT></P>
<P><FONT size=3>اين اقدام غيرقانوني پيش از هر چيز تاكيدي دوباره بر اين شعار متوليان قدرت است كه «هيچ صدايي از ايران جز صداي ما نبايد شنيده شود» ، كه با توسل به هر ابزاري و دست يازيدن به بين‌ترين اعمال نافي قانون، سعي در سركوب بيان هرگونه انديشه منتقدي دارد و در وهله بعد نتيجه بدست گرفتن امور كشور توسط جرياني است كه حتي در نقض قوانين داخلي و دخالت در امور دستگاه قضايي نيز مرزي براي خود نمي شناسد. </FONT></P>
<P><FONT size=3>از منظر قوانين جاري كشور (ماده 133 قانون آيين دادرسي كيفري) تنها هنگامي مي توان مانع خروج احدي از كشور شد كه اولا در جريان تحقيقات مقدماتي و ثانيا در تكميل يك قرار تاميني و ثالثا با دستور يك مقام قضايي چنين قراري صادر شده باشد، در حالي كه هيچ يك از اين شروط در مورد آقايان مومني و آقاجري قابل انتساب نيست. از سوي ديگر متصديان مربوطه در مبادي خروجي كشور براساس فهرستي كه دستگاه قضايي در اختيار آنها مي‌گذرد چنين محدوديتي را اعمال مي كنند و درحالي كه گذرنامه آقايان مومني و آقاجري ممهور به مهر خروج از كشور نيز شده است، اقدام غيرمتعارف ماموران امنيتي، جز يك عمل خودسرانه نمي تواند تعبير شود، چرا كه هيچ گونه مجوز قانوني براي آن نمي توان تصور نمود. مطابق اعلاميه جهاني حقوق بشر و ديگر اسناد حقوق جهاني بشر كه دولت ايران بدانها ملزم است آزادي رفت و آمد حق هر انساني است و «هركس حق دارد هر كشوري و از جمله كشور خود را ترك كند …» (بند دوم از ماده 13 اعلاميه جهاني حقوق بشر)، اصل سي و سوم قانون اساسي نيز بر همين مضمون اشاره دارد. </FONT></P>
<P><FONT size=3>مع الوصف آنچه قابل رويت است آنكه، طیفی از حاكميت كه به بسیاری از تعهدات حقوقي خود در زمينه حقوق شهروندان خود مطابق قوانين داخلي و تهعدات بين المللي بي‌اعتنا است، از سوي ديگر پروژه ايزوله‌سازي فعالان سياسي در ايران را نيز پي‌گيري مي‌كند چنانكه مشابه اقدام اخير چندي پيش در رابطه با سفر آقاي تقي رحماني نيز رخ داد. </FONT></P>
<P><FONT size=3>منع از آزادي رفت و آمد شهروندان و تعدي به اين حق طبيعي و بديهي، شاهكاري است كه تنها مي‌توان از قدرتمدارانی سراغ گرفت كه «النصربالرعب» را سرلوحه امور خود قرار داده اند و مطابقت با تفكر حاكم را تنها حق و تكليف اتباع خود مي دانند. </FONT></P>
<P><FONT size=3>مسئولان پي‌گير چنين شيوه هايي نبايد از ياد ببرند كه اعمال اين روش‌ها نه تنها منجر به ايجاد تكصدايي و وحدت‌ نظر جعلي نخواهد شد بلكه تعدي و تجاوز به حقوق ذاتي شهروندان، عاملي در جهت تضعيف همبستگي ملي و توسيع شكاف ميان حكومت و ملت خواهد بود. <BR><BR><STRONG>شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)</STRONG> <BR><BR></FONT></P>
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 18:30  توسط علیرضا خادمی  | 

چهل و هفت سازمان غير دولتي در بيانيه اي خطاب به كارشناسان ميراث فرهنگي و باستان شناسان از آنها ‏خواستند كه گزارش عادلانه اي از يافته هاي علمي خود در سد سيوند را براي افراد و مسولان در همايش ازايه ‏دستاودرهاي كاوش در محوطه هاي تاريخي سد سيوند ارايه كنند. اين افراد در بيانيه خود خواستار توقف ‏ساخت سد سيوند و عدم آبگيري آن شده اند "چرا كه نه‌تنها به ‏گفته‌ي گروهي از كارشناسان - كه تحت تأثير فضاي سياسي و غيرعلمي تحميل‌شده قرار نگرفته‌اند - مطالعات جامع و دقيق ‏كارشناسي هنوز به پايان نرسيده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعه‌بار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد ‏زده است".

در ابتداي بيانيه آمده است:" قرار است با موافقت رييس «سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري»، آبگيري ‏سد سيوند كه در شمال شهر شيراز و درون تنگه‌ي بُلاغي - ميان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏مراحل پاياني ‏ساخت خود را مي‌گذراند، آغاز ‌شود. همان‌طور كه مي‌دانيد، تنگه‌ي بلاغي يكي از كم‌مانندترين موزه‌هاي طبيعي و زنده‌ي ايران ‏است كه روند زندگى در آن در يك درازاى شگفت‌انگيز ده‌هزارساله قطع نشده است. به عبارتي ديگر در آن مي‌توان از همه‌ي ‏اين دوره‌هاي پيشاتاريخي و تاريخي اسنادي را به‌دست آورد كه نه‌تنها خود آن اسناد از اهميت به‌سزايي در بررسي و شناخت ‏تاريخ و فرهنگ ما برخوردارند (كه آبگيري آن سد مي‌تواند همه‌ي اين آثار را به زير غبار فراموشي و شايد نابودي ببرد)، بلكه ‏خود تنگه يكي از ارزشمندترين سندهاي تاريخ ايران است. هم‌چنين رطوبت برخاسته از درياچه‌ي پشت سد در درازمدت بر ‏زيست‌بوم منطقه تأثير گذاشته و با پديد آوردن و رشد دادن گياهان مخرب بر روي سازه‌هاي دشت پاسارگاد، به ويژه آرامگاه ‏كوروش بزرگ (نماد جهاني ارج‌گزاري به حقوق بشر، و كسي كه به تعبير شادروان علامه طباطبايي در كتاب ديني ما از وي زير ‏نام «ذوالقرنين» به نيكي ياد شده است)، اثرات ويران‌گري بر اين يادمان‌هاي گران‌قدر خواهد داشت".‏

در ادامه بيانيه بر فاجعه بار بودن آبگيري سد سيوند تاكيد شده است:" مي‌خواهيم كه اين سد آبگيري نشود چرا كه نه‌تنها به ‏گفته‌ي گروهي از كارشناسان - كه تحت تأثير فضاي سياسي و غيرعلمي تحميل‌شده قرار نگرفته‌اند - مطالعات جامع و دقيق ‏كارشناسي هنوز به پايان نرسيده، بلكه نتايج آنچه هم كه تاكنون انجام شده دقيقا بر فاجعه‌بار بودن آبگيري اين سد مهر تأييد ‏زده است: خدشه‌دار شدن ثبت جهانی پاسارگاد، تخریب سازه‌های باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آب‌های زیرزمینی، از میان ‏رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آن‌ها، محو وضعیت توپوگرافی منطقه‌ي بلاغی، احتمال وقوع زمين‌لرزه پس از آبگيري و ‏آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آن، هم‌چون نابودي حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هكتار مرتع‏‎ ‎و زمين ‏مرغوب كشاورزي و خاك و هم‌چنين گنجینه‌ي ژنتیکی غنی تنگه، و مهم‌تر از همه، تشويش افكار عمومي و از دست رفتن ‏اعتماد، آسيب‌هايي است كه از آبگيري سد سيوند حاصل مي‌شود. سرمايه‌ي ملي هزينه‌شده براي ساخت اين سد - كه ‏متأسفانه اكثر آن در يك‌سال اخير و هم‌زمان با اوج گرفتن اعتراض‌ها به ساخت آن، هزينه شده است - هيچ قابل قياس با ‏سرمايه‌ي انساني و اثر رواني ناگواري نيست كه بر ايرانيان دوستدار ميراث فرهنگي اين مرز و بوم خواهد داشت، اثري كه ‏شايد بر روند وقايع آتي ايران تأثيرگذار باشد".‏

در پايان بيانيه با تاكيد بر درخواست توقف ساخت سد سيوند و آبگيري آن، مي خوانيم:" نمي‌دانيم كه از روند پر ‏شتاب ويران‌سازي آثار تاريخي اين سرزمين – در كنار هجمه‌هاي وسيع به خود تاريخ و دستاوردهاي معنوي نياكان خردمندمان ‏‏– تا چه ميزان آگاه هستيد ولي قطعا نيك آگاهيد كه شناخت بهتر تاريخ و فرهنگ ديرينه¬سالمان – كه يادمان‌هايي چون آن‌چه ‏در دشت پاسارگاد هست، نمادهاي آنان به شمار مي‌روند - در ايستادگي امروز ما در برابر فرهنگ¬هاي ديگر نقشي به سزا ‏دارد. شوربختانه هر روز بر بلنداي سيل بنيان‌كن تخريب ميراث فرهنگي - چه غارت غيرقانوني آن و چه تخريب قانوني آن در ‏لفافه‌ي عمران - افزوده مي‌شود. آبگيري و راه‌اندازي اين سد كه - درست يا غلط -‏‎ ‎به نماد مبارزه با بخشي از تاریخ ایران تبدیل ‏شده است، نقطه‌ي اوج چنين حركتي است و اين در حالی است که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و‎ ‎نشیب»‌ترين تاريخ را در جهان داشته، هنوز با ریشه‌ی فرهنگی و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاريخي نشده ‏است. نگران داوري تاريخ باشيد".‏

چهل و هفت سازمان هاي غيردولتي صادركننده بيانيه عبارتند از:‏ 1- كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ (اصفهان)، 2- مؤسسه‌ي مهرآيين (رامهرمز)، 3- انجمن افراز (تهران)، 4- جمعيت ‏سپندارمدان (تهران)، 5- كانون پرستوهاي آزاد (تهران)، 6- مؤسسه‌ي توفا (شوشتر)، 7- كانون جوانان پارس (شيراز)، 8- ‏انجمن فرپاد (شيراز)، 9- انجمن كهن‌دژ (همدان)، 10- انجمن اهورامنش (مرودشت)، 11- كانون آريا (دانشگاه علوم پزشكي ‏تهران)، 12- كانون ايران‌شناسي پاسارگاد (دانشگاه تهران)، 13- انجمن علمي باستان¬شناسي (دانشگاه تهران)، 14- انجمن ‏يادگار نياكان¬ ما (تهران)، 15- انجمن پژواك نو (تهران)، 16- جمعيت حاميان زمين (تهران)، 17- كانون خورشيد (تهران)، 18- ‏خانه¬ي باد و باران (همدان)، 19- جمعيت طبيعت¬ياران (اصفهان)، 20- انجمن مثنوي¬پژوهان (اصفهان)، 21- انجمن وحدت جوانان ‏ايران¬زمين (اصفهان)، 22- كانون پارس‌فرهنگ (اليگودرز)، 23- جمعيت طلايه¬داران انديشه¬هاي نو (فريمان)، 24- موسسه¬ي ‏زيست¬محيطي سبزانديشان (اراك)، 25- انجمن شهداد (اراك)، 26- كانون عرشيان (اراك)، 27- جمعيت آريايي¬ها (مرودشت)، ‏‏28- كانون بارگاه مهر (اصفهان)، 29- كانون ايران‌شناسي دانشگاه علم‌ و صنعت (تهران)، 30- انجمن دوستداران ميراث ‏فرهنگي تاريشا (ايذه)، 31- جمعيت جوانان عصر سبز (يزد)، 32- جمعيت يادگار يزد (يزد)، 33- انجمن دوستداران ميراث ‏فرهنگي افراز (تهران)، 34- انجمن طلايه‌داران فرهنگ (اصفهان)، 35- انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تيران و كرون ‏‏(اصفهان)، 36- انجمن دوستداران‌ ميراث ‌فرهنگي شوش، 37- انجمن انديشه‌ي جوان (اصفهان)، 38- مؤسسه‌ي نويدآوران ‏طراوت (اصفهان)، 39- كانون آينده‌نگري ايران (اهواز)، 40- مؤسسه‌ي علمي – فرهنگي آينده‌نگري (اهواز)، 41- انجمن حمايت ‏از حيوانات (اصفهان)، 42- جمعيت گردشگران آرياووش (اصفهان)، 43- كانون توتم انديشه (اصفهان)، 44- انجمن دوستداران ‏ميراث فرهنگي امرداد (اصفهان)، 45- انجمن اسپارترا (اصفهان)، 46- كانون ايران‌شناسي و گردشگري آريانا (اصفهان)، 47- ‏خانه‌ي فرآوران ايران (تهران

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 13:56  توسط علیرضا خادمی  |