به همين جهت، انتخابات اخيرشوراهاي شهر و مجلس خبرگان صرف نظر ازنتايج آن درحالي به پايان رسيد که موضوع سلامت راي ها، همچنان به عنوان معمايي حل نشده، بار ديگر در جعبه سياه سياست پنهان ماند.
کساني که با نظام انتخاباتي درايران آشنا هستند، بر اين نکته وافقند که به دليل شکل و ماهيت راي دهي و راي شماري در کشور، موضوع تغيير آرا در درصد هاي مختلف، پديده اي شايع وامکان پذير است. به خصوص درانتخاباتي که فاصله ميان کانديداها به هم نزديک است. تنها درمواردي که فاصله بين کانديداها بسيار زياد است، عملا دستکاري هاي متداول تاثيرچنداني ندارد و باعث جابجا شدن نهايي اشخاص نمي شود. مانند انتخابات دوم خرداد سال 1376 که درآن راي بيست ميليوني سيدمحمد خاتمي دربرابر هفت ميليون راي ناطق نوري قرارگرفت.
به علاوه، کساني که با وزارت کشور وسيستم انتخاباتي نيز آشنا هستند، اين ضرب المثل که "هرکسي در وزارت کشور است معمولا راي خودش را از صندوق ها بيرون مي آورد" را بارها شنيده اند. اين مثل به ويژه در دوران خاتمي بي اعتبار شد وديديم که درانتخابات دور دوم شوراهاي شهر، درحالي که اصلاح طلبان در راس وزارت کشوربودند، هر 15 نفر اعضاي شوراي شهر را اصول گرايان به خود اختصاص دادند.
اصلاح طلبان که با شعار تقويت دموکراسي درعرصه بودند، به درستي، به دليل حفظ اصولي که برآن پاي مي فشردند، هيچگاه نخواستند حتي مصطفي تاج زاده را به عنوان نفر شانزدهم ليست تهران با روش هاي مختلف متداول، بر جاي پانزدهم بنشانند واو را به شورا بفرستند. اين موضوع آنچنان براي آنان مهم بودکه بعد از انتخابات، اصلاح طلبان، حفظ سلامت انتخابات و تعويض کامل ترکيب شورا ها را افتخار خود مي دانستند.
با اين وجود پس از آن، دخالت برخي نهادهاي ناظردر انتخابات رياست جمهوري که محمود احمدي نژاد را به کاخ رياست جمهوري فرستاد، موضوع "سلامت انتخابات" را به عنوان نگراني عمده اي مطرح کرد. اين نگراني درحدي بود که کساني مانند هاشمي رفسنجاني و کروبي که از نظر بسياري ازمردم به نوعي سهامداران اصلي قدرت نظام جمهوري اسلامي به شمار مي روند گفتند از پيگيري شکايت خود عاجزند و پناه به خدا بردند.
چشم پوشي بر آن انتخابات و نحوه نظارت و اجرا و همچنين حضور نهادهاي مختلف، باعث اتفاقاتي شد که طي پنج روز تاخير در اعلام نتايج انتخابات اخير شاهد آن بوديم. براي همه کساني که درانتخابات مختلف حضور داشته اند، ازجمله نگارنده، تفسير اتفاقاتي که طي اين چند روز رخ داد چندان سخت نيست. مجموعه خبرهايي هم که طي روزهاي اول انتخابات منتشر شد، نشان مي دهد که سلامت انتخابات دردوره سوم انتخابات شوراها با سوال هاي جدي مواجه است.
نگراني از اين جهت است، که اگر در رياست جمهوري، نهادهايي خارج ازدولت، درهماهنگي با بخش هاي انتصابي حکومت، توانايي بازي با آراء را داشتند، اين زمان، اين خود نهادهاي متولي برگزاري انتخابات هستند که منشاء شايعه و تغيير جهت آراي مردم به شمار مط روند. اين روند ممکن است به همين نحو ادامه يابد ودر انتخابات بعدي عملا راي مردم به موضوعي طفيلي وتزييني تبديل شود و آن ضرب المثل معروف مربوط به وزارت کشور دوباره کارکرد خود را بيابد.
درپاسخ به اين نگراني مي توان گفت، نيروهاي اصلاح طلب ودموکرات درايران عرفا، اخلاقا وشرعا حق ندارند پي گيري راي مردم را به خدا وپيغمبر و اگذار کنند. مردم به سياستمداران اعتماد نمي کنند که آنها شکايت خودشان را به دستگاه باري تعالي ببرند. آنها انتظار دارند سياستمداران صرف نظراز امتيازاتي که در صحنه سياسي به دست مي آورند، براصول ومباني حضور خود پاي بفشارند. کسب چهار راي توسط اصلاح طلبان در تهران، اگر چه گامي به جلو است، باعث نمي شود آنها چشم بر اتفاقاتي ببندند که طي دو انتخابات اخيررخ داده واندک اندک تبديل به يک روند مي شود.
"سلامت انتخابات" درحال حاضر مهمترين مساله اي است که مي تواند به انسداد مجاري حضورمردم منجر شود. اظهارات وزير کشور که از يک انتخابات خودماني درسال آينده خبرمي دهد نيز در راستاي تعميق اين نگراني قابل تفسير است. به نظر مي رسد آنچيزي که توسط برخي رگه هاي افراطي محافظه کار دردستور کار قرار دارد، بي اعتبار کردن صندوق هاست. بي اعتباري صندوق ها، فاتحه خواندن براي دموکراسي خواهي درايران است. وقتي مردم صندوق راي را مبدا تحول ندانند و به آن بهايي ندهند آنگاه يا بي تفاوت مي شوند، همچنان که بسياري شان هم اکنون هستند، ويا راه هاي ديگري را برمي گزينند. نگاهي به تجربه عراق نشان مي دهد که وقتي نزد مردم صندوق راي محور تحول نيست، چه بلايي برسرجامعه مي آيد.
مردم بايد بدانند انتخابات چگونه برگزار ميشود، هرکسي بايد به راي راي و صندوق به صندوق دسترسي داشته باشد. مي توان مکانيسم هاي مختلفي براي جايگزيني سيستم نظارت برانتخابات همچون بهره مندي ازمعتمدين محلي انديشيد، مدل هاي مختلف درکشورهاي ديگررا مطالعه کرد ومعضلاتي چون داستان صندوق هاي سيار را حل نمود. اينکه آقاي خاتمي مي گويد "شيريني حضور مردم را به کامشان تلخ نکنيد"، بدترين پاسخي است که مي توان در زمينه صيانت ازآرا وپاسخ به نگراني هايشان به مردم داد. کام مردم وقتي تلخ مي شود که ببينند راي آنها وسيله اي براي چانه زني برسرميزان قدرت براي عده اي معدود است وفي نفسه فاقد اعتبار است وهرروز نيز ازميزان اعتبارش بيشتر کاسته مي شود.
به همين جهت است که موضوع سلامت انتخابات و پاسداري از راي مردم، مي بايستي دردستور کار اصلاح طلبان قرارگيرد. براي چنين کاري ايجاد کميته مستقل تحقيق وتفحص از ميان نيروهاي دلسوزي که اتفاقا درميان اصول گرايان ميانه رو هم وجود دارند، يک ضرورت است. اعتبار بيشتر به صندوق هاي راي، چه نام اصول گرايان ازآن بيرون بيايد چه اصلاح طلبان وچه هرگروه ديگري، از لوازم تعميق فرهنگ دموکراسي در جامعه ايراني است. اگر اين موضوع دغدغه رييس جمهور نهي کننده هولوکاست نيست، اگر دغدغه رييس جمهوري گفت وگوي تمدن ها نيست، دغدغه بسياري از نيروهاي دموکرات جامعه ايراني است. سرنوشت اصلاحات درايران امروز، بيش ازهرزمان ديگري به افزايش اعتبار صندوق هاي راي بستگي دارد.
