تبليغاتX
نوشته های دلخواه

نوشته های دلخواه

حمله به دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان در تهران

گستره ی دست اندازی های حاکمیت

علیرضا خادمی

 

خبر را ساعت 21 از یکی از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت شنیدم . در طی تماسی که با این عضو سازمان داشتم و در مورد اشکالی که در باز کردن سایت سازمان دانش آموختگان به وجود آمده ، جویای کم وکیف جریان شدم ، خبر به این شکل به من منتقل شد که ماموران وزارت اطلاعات به دفتر مرکزی حمله کردند  و تمامی اسناد و مدارک داخلی سازمان به همراه تجهیزات مربوط به کار کردن بر روی سایت خبری تحلیلی  ادوار نیوز از قبیل کامپیوتر ها و متعلقات جزیی آن را به همراه خود بردند . خوشبختانه فردی در جریان این حمله ی ماموران دستگیر نشدند و مشکل خاصی برای اعضای سازمان به وجود نیامده است .

 

بعد از دست اندازی های آریستوکراسی حاکمیت آن هم به طور رسمی و بی پرده به بقایای جامعه ی مدنی نیم بندی که در چند سال اخیر به واسطه ی دولت اصلاح طلب به وجود آمده بود چندان دور از ذهن نیست که این احساس خطر و تحدید فضای نقادی دیدبانان جامعه ی مدنی از چنین وسعت گسترده ای برخوردار شود. ابتدای پروژه با برخورد با فعالین عرصه ی سیاست و اجتماع و اندیشه و مطبوعات کلید می خورد و به برخورد وحمله های غیر قانونی به تنها نهادهای مدافع حقوق ملت و مصالح ملی میرسد وبه طور حتم به این جا ختم نخواهد شد و رشته ای را که سر دراز دارد به محافل و مراکز دیگر هم خواهد کشاند.

 

این که فایده ی به وجود آوردن فضای خفقان و وحشت چه خواهد بود را هر عاقلی با کمی تامل و بررسی تاریخی خواهد دانست . فایده این که تمامی نیروهایی را که حول همین قانون اساسی فعلی به فعالیت های مسالمت آمیز و قانونی می پردازند به سمت وسوی سوق میدهد که دیگر جایی برای دوری از خشونت وقهر و تخریب نخواهد گذاشت و عینا به محاق افراط گرایی و رادیکالیسم کور دچار می سازد.

 

هیچ زمانی این گفته ی مرحوم بازرگان را از ذهنم دور نمی کنم که در دادگاه به قاضی پرونده گفت : ما آخرین گروه هایی هستیم که به طور مسالمت آمیز فعالیت می کنیم .

 

 وقتی ممانعت هایی از سوی حکومت برای فعالیت های قانونی فعالان رفرمیست و بی خطر برای قدرت به وجود می آید تنها صدای منتقدین منطق محور ومسالمت جو نیست که خاموش یا کمتر شنیده می شود بلکه منجر به تقویت افراط گرایی وخشونت از جانب گروهایی می شود که هیچ بوی از مدارا و منطق نبرده اند. جایی هم که این اصل" خشونت ،  خشونت می افریند" حاکم شود دیگر جبران شرایط ساخته شده به سادگی امکان پذیر نخواهد بود .

 

کار و فعالیت گروهی از اعضای این سازمان که من هم افتخار همکاری هر چند کوچک را با آنها داشتم ، چنان حاکمیت را آزرده است که حتی بعد از گذشت سه ماه از بازداشت موقت مهندس موسوی اجازه تبدیل قراربازداشتش به وصیغه را نمی دهد و حمله به اعضا و اموال سازمان را به امید خاموش کردن آنها انجام خواهند داد.

               ما زنده به آنیم که آرام نگیریم            موجیم که آسودگی ما عدم ماست

 

 

Alirezakhademi_iran@yahoo.com

این مطلب در سایت زیر منتشر شد:

www.mellimazhabi.org/news/092006nes/1909khadmi.htm

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 13:40  توسط علیرضا خادمی  | 

شاید هیچ زمانی مثل زمان نوشتن من را ارضا نمی کند اما امروز فقط به یک دلیل مینویسم اون هم به خاطر هجدهم است هجدهم شهریور ماه سال هزار و سیصد و شصت و دو خورشیدی که یک نفر به جمع انسان های دیگر اضافه شد به هر تقدیر تولد من از گفته های مادر وعمه خانم ، به سختی و با وساطت مردی که احتمالا تا به حال نباید پوست و مویی هم برایش باقی مانده باشد،انجام پذیرفت .کله ی گنده و کشیده ی من دکتر زایمان مادرم را متعجب کرده بود و دکتر هم نوید داشتن پسر کله گنده و باسوادی را به مادرم داده بود . اما دست قضا و شاید بی تدبیری های خودم از من کله گنده نساخت که هیچ حتی باسواد هم نشدیم اما: حداقل یک نفر علاقه مند به دانش علوم اجتماعی و مشتقات آن که شدیم.
امروز تولد من هست تولد یعنی آغاز ، اما آغازی که هیچ گاه پایانش پیدا و معلوم نیست چندان خوشایند دیگران نیست اما من این طور نیستم چون با دقت به تجزیه و یررسی بسیاری از امور شخصی خودم می پردازم آن هم طوری که خیلی از دوستان این تحلیل های من را بدون داشتن اطلاعات مافوق سری از بعضی از مسائل تقریبا امکان ناپذیر می دانند اما...

امروز چنان سرم به در اتاقم خورد که شاید نظرم در مورد بعضی مسائل تا حدودی تغیر کند. هفته های آینده با گذاشتن مقالات و نوشته های که سابق در وبلاگ قبلی خودم میگذاشتم به روز می شوم .
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 3:20  توسط علیرضا خادمی 

ادوارنيوز: 405 تن از فعالان سياسي ، فرهنگي و دانشجويي با انتشار بيانيه اي خطاب به ملت ايران نسبت به درگذشت اكبر محمدي در زندان اوين اعتراض كرده و نسبت به وضعيت ساير زندانيان سياسي اعلام خطر كردند.

هشدار به مردم شریف و آزاده ایران

خطر مرگ زندایان عقیدتی و سیاسی را تهدید می کند

مرگ تاسف بار اکبر محمدی را در زندان اوین محکوم می کنیم

مردم شرافتمند ایران

زنده یاد اکبر محمدی زندانی عقیدتی و سیاسی که از تیرماه 1378 در پی اعتراض به شبیخون به خوابگاه دانشجویی و ضرب و شتم و کشتار دانشجویان تا کنون به مدت 7 سال به اتهام های واهی و ساختگی مانند اخلال علیه امنیت کشور و اهانت به مقدسات و مصاحبه با رسانه ها و با تبدیل حکم اعدام به 15 سال حبس بی وقفه در زندان بسر می برد، سرانجام پس از 9 روز اعتصاب غذا در اعتراض به محروم ماندن از داروهایی که به تشخیص پزشک برای سلامت او ضرورت مبرم داشتند، و به دنبال بی اعتنایی و برخوردهای تند و غيرمسولانه ماموران زندان در زندان اوین به طرز مشکوکی جان باخت.

این جوان دانشجوی آزادی خواه در حالی اینچنین تاسف بار و غریبانه از میان رفت که از دید نمایندگان مجلس، که برای بازدید به زندان رفته بودند، با دست و دهان بسته پنهان نگه داشته شده بود.

جنازه‌ی این جوان دانشجوی مبارز، بی هیچ مجوزی از سوی خانواده که از ترکیه برای تحویل جسد به تهران آمدند و سازمانهای انسان دوست و حقوق بشر، مخفیانه در نقطه‌ی دورافتاده‌ای در 220 کیلومتری شمال شرق تهران و در 50 کیلومتری شهر محل سکونت ایشان ( آمل) به ادعای مسولان امنیتی، به خاک سپرده شد تا راز مرگ مشکوک وی مخفی بماند، ماموران امنيتي هراسان از تبعات دامنگير اين حادثه ، حتي به دفن مخفيانه اكبر محمدي اكتفا نكردند و با توقيف و بازداشت 40 تن از دانشجويان و نيروهاي سياسي كه براي شركت در مراسم محمدي عازم آمل بودند از حضور آنان بر سر مزار اكبر محمدي جلوگيري كردند و با فشار و تهديد و به بهانه برگزاري مراسم اعتكاف مراسم ترحيم وي در مسجدي در تهران را لغو كردند تا شايد نام اكبر محمدي و مرگ مظلومانه او را از ديد همگان پوشيده نگاه دارند که البته اين قتل نيز چون دیگر قتل هاي از اين دست ، از ديد وجدان بيدار آزاديخواهان مخفی نماند و در سینه تاریخ ثبت شد.

از لحظه دستگیری تا هنگام مرگ، مردم شریف و هوشیار و فعالان آزادیخواه در این سرزمین نگران حال او، برادر زندانی اش ، دانشجويان مظلوم محبوس كوي دانشگاه و هزاران زندانی عقیدتی دیگر که جرمشان تنها اعتراض به بی عدالتی‌ها، آزادی خواهی و افشای حقیقت بوده و هستند. همچنین احمد باطبی دانشجوی دیگری که با گذراندن شش سال حبس و تبدیل حکم اعدام به همان اتهام های بی اساس به 12 سال زندان در مرخصی به سر می برد در همان روز مرگ اکبر محمدی بازداشت شد و این موضوع بر نگزانی ما افزوده است .

مردم شریف ایران! " مرگ در مرداب را یاد آوریم "

اکبر محمدی نه اولین و نه آخرین قربانی آزادی خواهی و حق طلبی ، آن هم در درون حصارهای زندان در این سرزمین بوده و خواهد بود . بلكه پیش از آن سابقه ی سر به نیست کردن زندانیان سیاسی و عقیدتی و تعقیب و شکنجه و کشتار آزادی خواهان را از سوی ماموران خفقان شاهد بوده ایم . زین پس نیز تا زمانی که اراده ی کامل مردم ایران سرنوشت و حاکمیت ما نسازد ما کماکان با خطر حذف هم میهنان آزاده و مبارز و حتی منتقد و معترض خود روبرو خواهیم بود و از همین راه باز توطئه و ناامنی و جنگ جای دموکراسی ، آزادی و عدالت و صلح را خواهد گرفت .

ما امضا کنندگان این بیانیه مسئولیت مستقیم مرگ مشکوک اکبر محمدی را مانند مرگ دیگر زندانیان جان باخته متوجه مسولان عالیرتبه اجرایی و قضایی و به ویژه مسئولان امنیتی و زندان ها می دانیم .

این جوان بی گناه به لحاظ انسانی ، قانونی و حقوق بشر امانتی در دست این مسئولان ، که خودشان هم برایش پاپوش درست کرده بودند ، بوده است . شرافت و انصاف به ما حکم می کند که انزجار خود را از این گونه زشت کرداری ها به همه مردم آزادیخواه و انسالن دوست ایران و جهان اعلام داریم و خواهان ادامه تلاش برای مردم سالاری و توقف خیره سری های دستگاه های سرکوب در سراسر کشور خود به ویژه در زندان ها باشیم . ما همچنین از تمام نهادهای مسول در ایران و سازمانهای حقوق بشری در همه جای جهان خواستار پیگیری این مورد ، مانند مورد زنده یاد زهرا کاظمی هستیم .

ادامه ی این مصائب و زشتی ها آزادی و استقلال همه ما را باز هم بیشتر از پیش به مخاطره می افکند و ملت را کماکان از امنیت و مردمسالاری محروم می سازد.

آدرس بیانیه به شرح زیر:
http://www.advarnews.org/politic/2604.aspx
+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 16:2  توسط علیرضا خادمی  | 

هر چه از پایان درگیری اسرائیل و حزب الله لبنان می گذرد ابعاد ویرانی ها و خرابی ها و تلفات جانی این جنگ 34 روزه بیشتر نمایان می شود . جنگی که به بهانه ی حمله ی حزب الله به یکی از پایگاه های نظامی اسرائیل و با هدف آزاد سازی تنها پنج اسیر لبنانی در بند اسرائیل انجام پذیرفت، جنایت وخشونت طلبی رژیم اسرائیل را بیش از پیش در چشم جهانیان نمایاند . فجایعی چون کشتار قانا در لبنان سکوت بسیاری از کشورهای جامعه ی جهانی به خصوص کشورهای حوزه ی خلیج فارس را شکست و اراده وعزم چند کشور پیشنهاد دهنده ی طرح آتش بس میان دو طرف درگیر را دو چندان کرد و ایالات متحده را هم به رغم مخالفتهایش در تصویب طرح آتش بس، همراه با دیگر کشورها ساخت تا تلاشهای دیپلماتیک را در سطحی وسیع تر و جدی تر انجام دهد.

پذیرفتن قطعنامه ی1701 شورای امنیت سازمان ملل متحد از جانب دو طرف درگیر و اعلام تاریخ و زمان دقیق آتش بس گامی مهمی درپایان دادن به این جنگ خانمان سوز برای دو طرف بود.اما پیش از پذیرفتن این قطعنامه از طرف حزب الله باید به ریشه های این جنگ وخونریزی 34 روزه برگردیم و برای روشن شدن پاره ای از ابهامات ، مجدد اهداف دو طرف را بازخوانی کنیم.

بازخوانی خصومت حزب الله و اسرائیل:

حمله ی حزب الله لبنان به گفته ی عبدالله صفی الدین نماینده ی حزب الله در ایران، بعد از هشداری که 7 ماه پیش از آغاز درگیری اخیر، برای آزاد سازی پنج اسیر لبنانی در بند دولت تل آویو داده شده بود، صورت گرفت آن هم به همان سبک و سیاقی که در گذشته به عنوان تنها راه آزاد سازی اسرای لبنان انجام می شد. در واقع با گروگان گیری به اهداف مورد نظر خود رسیدن که این اهداف، مبادله ی اسرای در بند و خروج کامل از مناطق اشغالی توسط اسرائیل را شامل می شد. در سال 1985 و 1996 و 2004 این ماجرای گروگان گیری به عنوان یک تاکتیک جنگی- مبارزاتی جواب داده بود و قریب به1700 نفر از زندان های اسرائیل آزاد شده بودند آن هم به واسطه ی همین عمل، اما پس از قطعنامه ی 1559 شورای امنیت دیگر این تاکتیک، از سوی دولت تل آویو پذیرفته نشد و اثر پذیر نبود و جنگی 34 روزه را در دامن دو طرف گذاشت .

در بندی از قطعنامه ی 1559 شورای امنیت به صراحت از حزب الله لبنان خواسته بود تا خلع سلاح شود و به عنوان یک حزب سیاسی در میان احزاب لبنانی ظاهر شود اما حزب الله از اجرای این بند از قطعنامه سر باز زد و موجب نگرانی اعضای سازمان ملل شد. فشارهای جهانی بر دولت لبنان هم نتوانست به خلع سلاح حزب الله بیانجامد زیرا دولت لبنان یارای مقابله با حزب الله را نداشت. اسرائیل به دلیل موشک پراکنی های متداوم حزب الله از عدم اجرای این بند از قطعنامه نگران بود، خشمگین تر از هر زمان دیگری مترصد یک فرصت و یا بهانه ی کوچک بود تا به یکی از آرمانهای دیرینه ی خود جامه ی عمل بپوشاند که این حمله ی حزب الله به پایگاه نظامیش این فرصت را فراهم آورد تا دولت آویو به زعم خود برای پایان بخشیدن به حملات رزمندگان حزب الله و آزاد سازی اسرای خود حمله ی بیرحمانه و بی حد وحصر خود را به لبنان آغاز کند.

پیش از اینکه قطعنامه 1701 شورای امنیت به تصویب اعضای آن برسد دولتهای ایران و سوریه مفاد این قطعنامه را به سود اسرائیل می دانستند و حتی در یک موضع گیری، روزنامه ی تندروی کیهان حزب الله را به نپذیرفتن قطعنامه و عدم تمکین خواسته ی شورای امنیت تشویق می کرد اما از آن جایی که بسیاری از مواضع حزب الله در جریان حمله ی جنگنده های اسرائیلی نیست و نابود شده بودند سید حسن نصر الله رهبر حزب الله در یک فضای منطقی و به دور از آرمان گرایی قطعنامه را پذیرفت. هر چند بعد از پذیرفتن مفاد قطعنامه پیروزی را از آن مقاومت اسلامی و مردم مبارز و صبور لبنان دانست .

اجرای بند بند قطعنامه ی 1701 منافع دو طرف را تامین خواهد کرد و دیگر هیچ کدام از دو طرف نمی توانند ادعای پیروزی خود و یا شکست طرف مقابل را داشته باشند. خروج اسرائیل از مزارع اشغالی در جنوب لبنان و آزاد سازی اسرای لبنانی از طرفی و از طرف دیگر خلع سلاح حزب الله و آزاد سازی دو گروگان اسرائیلی و حضور نیروهای حافظ صلح در خط مرزی مشترک با اسرائیل، تنها راه صلح و جلوگیری از موشک پراکنی های حزب الله به خاک اسرائیل بود که به وضوح در مفاد قطعنامه گنجانده شده بود.

هر چند تا اجرای کامل مفاد قطعنامه هنوز زمان باقی است اما این اتلاف وقت می توانند درگیری های بین دو طرف را تشدید کند و فضای آرامی که نسبتا در منطقه حاکم شده را بر هم زند ، در همین حال از گوشه و کنار لبنان این خبر به گوش می رسد که ارتش اسرائیل درحال آماده سازی خود برای حمله ی مجدد به لبنان است. بنابراین اجرای هر چه سریعترمفاد قطعنامه می تواند در تداوم شرایط صلح و آتش بس کمک کند.

بسیاری از آوارگان لبنانی سر پناه و حداقل های زندگی خود را از دست داده اند. با توجه به سپری شدن گرمای تابستان و نزدیکی به فصل پاییز و نرسیدن به موقع کمک های بین المللی به دلیل خرابی و از بین رفتن بسیاری از راه های ارتباطی، آوارگان لبنانی با بحرانی دیگر بعد از پایان جنگ در حال دست و پنجه نرم کردن هستند که مقاومت اسلامی می تواند یاری رسان آنها باشد . اما آیا مقاومت اسلامی قادر به کنترل این وضع نا به سامان خواهد بود؟ یا همچنان به رفتارهای گذشته خود ادامه خواهد داد، رفتارهایی که دیگر برای اعضای شورای امنیت و دولت تل آویو قابل تحمل نیست!

این مطلب در سایت های زیر منتشر شد:
http://news.gooya.eu/politics/archives/052256.php

http://www.advarnews.org/article/2629.aspx 



+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 4:19  توسط علیرضا خادمی  |