تبليغاتX
نوشته های دلخواه

نوشته های دلخواه

استقبال بی سابقه ی ایرانی های سراسر دنیا از اعتصاب غذای سه روزه محدود که از تاریخ 23 تا 25 تیر ماه مصادف با14 تا16 جولای صورت خواهد پذیرفت در اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر در ايران و به خصوص وضعيت زندانيان سياسي – عقيدتي ، خون تازه ای را در رگ جنبش های تحول خواه دموکراتيک ايران به جریان در آورد. جنبش تحول دموکراتيک در ايران که تا پیش از این به طور علنی و عینی وجود نداشت وتوسط اکبر گنجی روزنامه نگار برگزيده جهان، اعلام وجود کرد . حمایت بسیاری از محافل سیاسی داخل و خارج از کشور به دلیل پویای این جنبش دمکراتیک است چرا همانطور که در مبانی این جنبش که اکبر گنجی اخیرا ارائه داده ذکر کرده که " اين جنبش، تحول‌خواهی‌ای است که نه انقلابی‌‌گری، بلکه اصلاح‌طلبی است. اصلاح‌طلبی آن صرفا در اين معنی است که شورشگر نيست ، طرفدار اقدام نظامی از درون يا بيرون نيست و اين خواست يا ادعا را ندارد که با يک ضربت می‌توان جهشی تاريخی را ممکن ساخت ." و باز در جایی دیگر می گویید که " تحول‌خواهی‌ای دموکراتيک است، دموکراتيک است چون معتقد است که اگر از انديشه و شيوه‌ی عمل دموکراتيک نياغازيم، به دموکراسی دست نخواهيم يافت ."*

پذیرش مبانی جنبش تحول دمکراتیک از سوی فعالان احزاب، سازمان‌ها و نهادهاى فرهنگى واجتماعى در سراسر جهان به‌ رغم داشتن انديشه، برنامه و پيشينه تاريخى و اجتماعى متفاوت نشان از مانایی و پویایی این جنبش است . احزابی چون سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ، حزب ملت ایران ، جبهه ملی ایران ، دفتر تحکیم وحدت و بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی از جمله شیرین عبادی ، سیمین بهبهانی ، عباس امیر انتظام و دیگر فعالان که بخش حامیان داخلی این جنبش را تشکیل می دهد و اما در خارج کشور هيئت سياسی-اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) ، کمیته دفاع از حقوق بشر و زندانیان سیاسی در ایران ( کالیفرنیای جنوبی) ، جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران- کلن و صد ها شخصیت سیاسی و اجتماعی دیگر در سراسر دنیا گویای این واقعیت است که رسیدن به نوع روش مشترک جهت رساندن داد زندانیان سیاسی – عقیدتی و جلب توجه جهانیان نسبت به نقض فاحش حقوق بشر توسط حاکمیت جمهوری اسلامی ، دیگر مرز بندی های سیاسی را درنوردیده و نمی شناسد و با مقاومت مدنی و مبارزه ی مسالمت آمیز برای پیشبرد دمکراسی و حقوق بشر باید اهتمام ورزید.

در هر عمل سیاسی ابتدا باید میزان تاثیر گذاری و بازتاب این عمل را در نظر داشت و به عبارتی بی گدار به آب نزد زیرا آثار و تبعات هر نوع عمل سیاسی ( مبارزه ) میزان پایبندی و توجه مبتکر آن را به اصول دمکراتیک و مشی مسالمت جویانه ، مشخص می سازد . در هر زمان باید دست به نوعی مبارزه زد که خاص شرایط زمانی خودش است. چند قسم مقاومت در شرایط مبارزه ی مسالمت آمیز می تواند شکل پذیرد. نافرمانی مدنی راه آخر این نوع مبارزه هست که با نقض یا بی توجهی به قانون یک نهاد حکومتی انجام می شود و اما اعتصاب غذا یک نافرمانی مدنی نیست زیرا هیچ قانونی ما را ملزم به خوردن غذا نمی کند اساسا با زور نمی توان به کسی عملی را تحمیل کرد زیرا نقص ازادی عمل است . بنابراین اعتصاب غذا یک مقاومت مدنی است که حق هر فرد می باشد که به انتخاب خود و با هدفی همچون اعتراض به زندانی کردن فعالین عرصه ی سیاست و اجتماع و مقاومت در برابر استبداد و شکستن فضاى خفقان سياسى کشور صورت می گیرد .

در شرایطی که بحران هسته ای ایران وارد فاز جدیدی شده است که خروج از این وضع به راحتی با مذاکره و اتلاف وقت با طرفین درگیر این مناقشه امکان پذیر نیست و رفتار حاکمیت در صدر توجهات جهانی قرار گرفته است بر طبل جنگ کوبیدن و مبارزه ی غیر دمکراتیک هنر نیست و نتیجه ای در بر نخواهد داشت. انتخاب این نوع از مبارزه برای به اثبات رساندن نیت مبارزان در دمکراتیک بودنش شایسته ترین عمل سیاسی می باشد . اعتصاب غذای سراسری در این سه روز می تواند ایستادگی مبارزان راه آزادی و دمکراسی را بیش از پیش هویدا سازد و دولت های سراسر دنیا را از وضعیت نا بهنجار حقوق بشر و آزادی های مدنی در ایران و نقض هر روزه ی آن توسط دولت مدعی مهروزی و عدالت گستری واقف سازد .

سکوت در شرایطی که خفقان به وجود آمده توسط حاکمیت می رود تا سرانجامی تیره و تار را برای ملت رنجدیده ی ایران فراهم کند ، سکوت بی معنا و غیرانسانی است . نباید گذاشت تا حاکمیت دست به هر اقدام ناسنجیده ای بزند و مملکت را به سمت و سویی سوق دهد که بیرون آمدن از آن به اصطلاح کارحضرت فیل باشد. در شرایط کنونی دفاع از کیان ملت به عهده ی فعالین سیاسی و اجتماعی است و دفاع از حق ابراز عقیده و نقد صریح عملکرد دولت به منظور اصلاح پذیری رفتارحاکمیت به عنوان حقوق اولیه ی هر فرد به عهده ی فرد فرد ما ایرانی ها است . زندانیانی از جمله منصور اسانلو، رامین جهانبگلو و علی اکبر موسوی خوئینی برای دفاع از حقوق مسلم ما ایرانی ها در بند هستند. سکوت جایز نیست به اعتصاب کنندگان بپیوندید .


مبانی جنبش تحول دمکراتیک در ایران*
http://www.advarnews.org/humanright/2263.aspx


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 12:55  توسط علیرضا خادمی  | 

حملات تلافی جویانه بر علیه مواضع یکدیگر در عراق بین مذهبیون افراطی شیعه و سنی بار دیگر به اوج خود رسیده است و هر روز ابعاد گسترده تری می یابد . حمله ی نظامی ایالات متحده به عراق به بهانه ی نگهداری سلاح های اتمی توسط دولت دیکتاتوری بعث عراق و در راستای مبارزه ی سر سختانه با تروریست خاورمیانه ای در سال2003 همچون بادی به زیر خاکستر ، آتش تمام اختلافات قومی ، مذهبی و سیاسی را بر انگیخته است اما در این میان اختلافات مذهبی بیشترین لطمه را به دولت موقت ، نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا ، دولت فعلی عراق که از طریق انتخابات آزاد و دمکراتیک به قدرت رسیده و سپس ملت رنجدیده ی عراق ، وارد کرده است .

این اغتشاشات و ناآرامی ها از عراق جنگ زده و اشغال شده چهره ی خشن و نا امنی ساخت که به گمان من حتی با خروج نیروهای اشغالگر به رهبریت امریکا هم غبار خشونت از چهره عراق زدوده نخواهد شد چرا که وقتی ایالات متحده به همراه نیروهای ائتلاف و نیروهای تازه نفس و بی تجربه ی امنیتی – نظامی دولت عراق از عهده ی این ناآرامی ها با توجه به تجهیزات پیشرفته ی روز ، بر نمی ایند چه طور می توان تصور کرد عراق خالی از نیروهای خارجی ( بخوانید اشغالگر ) توان ایستادگی در برابرحجم وسیع ترور ، بمب گذاری ها ، آدم ربایی ها و اختلافات مذهبی را دارد.

اما به راستی ریشه ی این تخاصمات قومی ، مذهبی در کجاست ؟ مگر نه این که شیعه و سنی دوستان دیرینه و دیروز یکدیگر بودند و زندگی مسالمت امیزی را در کنار هم داشتند این پایین آمدن سطح تحمل وهجوم به یکدیگر از چه زمانی بروز و ظهور یافت ؟ ابتدای حملات به اماکن مقدس وعمومی و محلات شیعه و سنی از سمت کدام یک صورت پذیرفت ؟ آیا اساسا مهم است که شروع این حملات از جانب کدام بنیادگر مذهبی آغاز گردید ! مگر نه اسلام دین شفقت و گذشت و رعایت حقوق همنوعان خود هر چند با یک باور و ایدوئولوژی دیگر است. مگر نه پیامبر اسلام نسبت به مخالفین و گمراهان ، راه تسامح و تساهل را بر میگزید .

این مسلمانان افراطی تلقی غیر واقع بینانه ای از مذهبیون دیگر دارند در حالی که در اسلام بارها مسلمانان را به مدارا و تحمل همنوعان" دیگر" خود دعوت کرده است . بی توجهی به اصول مصرح اسلام چهره ی اسلام و پیروان آن را در پیش جهانیا ن مخدوش و ضربات شدیدی را به این دین وارد ساخته است . شاید چاره ی خروج از این وضعیت اسفبار و کلافه کننده تنها پذیرش و تحمل یکدیگر به عنوان یک "دیگر " باشد به امید روزی که این بنیادگرایان اهل رواداری شوند .

Alirezakhademi_iran@yahoo.com

lمطلب فوق در سایت زیر منتشر شد .
http://news.gooya.eu/politics/archives/050589.php
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 12:26  توسط علیرضا خادمی  | 

آقای غلامحسین محسني اژه‌‏اي در ارزيابي عملكرد وزارتخانه متبوع خود در طول فعاليت دولت نهم مطالب و مسائلی را عنوان کرده بود که سخن گفتن از آن خالی از لطف نیست و این نوشته ی کوتاه با نقد و بررسی این اظهارات تصور در خصوص عملکرد وزاتخانه متبوع شان را راحت تر خواهد کرد.

در طول زمان سپری شده از تکیه بر مسند وزارت آقای اژه ای ، نقاط گسترده ای از ایران دستخوش ناآرامی و تشنج گروه های جدایی طلب و غیر ایرانی – انسانی شد که دامنه ی این ناآرامی ها به ترور و بمب گذاری و قتل عام مردم بی گناه کشیده شد .

آقای اژه ای عملکرد وزارتخانه متبوع خود را بسیار مثبت ارزیابی کرده است که با اتفاقات رخ داده در اقصی نقاط کشور این جمله جای بسی تامل دارد . وزارت اطلاعات و امنیت وظیفه ی اصلی آن تامین امنیت و آرامش برای شهروندان است امری که در یک سال اخیر از تمام بخشهای کشور سلب شده است. شاید آقای اژه ای از ناامنی و عدم آرامش شهرهای بزرگ کشور خبر دار نباشند که چنین به ضرس قاطع عملکرد خود و وزارتخانه ی متبوع خود را مثبت ارزیابی می کنند چطور می توان با آمار بالای جرایم اخلاقی و مفاسد اجتماعی باز هم این چنین سخن راند .

از ترورهای گروه جند الله به سرکردگی عبدالمالك ريگي چندان زمان طولانی نگذشته که وزارت اطلاعات با ورود به این ماجرا خبر از دستگیری تعدادی از افراد این گروه در سیستان را داد اما آیا به راستی گروه جند الله و فرمانده ی این گروه به هلاکت رسید و این گروه تروریستی نیست و نابود شد .
در جریان اغتشاشات و بمب گذاری های گروه های جدایی طلب خوزستانی با دستگیری تعدادی دانشجوی آزادیخواه و فعال سیاسی آیا این قائله ختم به خیر شد. ریشه ها و عوامل شناسایی شده توسط وزارت اطلاعات آیا عوامل اصلی این فجایع غیر انسانی بودند. اگر چنین می بود ادامه ی عملیات های خرابکارانه در جنوب کشور چه معنایی را اذهان عمومی متبادر می سازد.

دستگیری منصور اصانلو، رامين جهانبگلو و علی اکبر موسوی خوئينی در جهت حفظ امنیت ملی و جلوگیری از نفوذ بیگانگان به کشور صورت گرفت . اما پایه های امنیت ملی و نظام مستقر اگر قرار باشد با دستگیری این چند نفر مستحکم شود پیداست که کاملا متزلزل است و به راحتی با نوشته های استاد فلسفه ی دانشگاه یا کار تشکیلاتی نماینده ی اسبق مجلس شورای اسلامی یا تلاش برای استیفای حقوق کارگری ریس یک سندیکای کارگری ، در هم فرو می ریزد پس باید به فکر احیای این پایه ها و قوام دادن به آن باشید.

همه ی دستگیر شدگان یک سال اخیر در راستای اهداف دشمن حرکت می کنند اما حال که وظیفه ی خطیر تحقيقاتي را در مورد آنها، آن هم به دستور قوه ی به اصطلاح مستقل قضاییه به عهده ی وزراتخانه ی تحت وزارت شماست چرا از عمل به شعار های دولت نهم که خود جزیی از آن هستید سر باز می زنید.

به گفته ی خودتان :" شعارهاي كليدي عدالت, مهرورزي و تعالي و پيشرفت همه‌‏جانبه كشور " متعلق به دولت نهم است اما نحوه ی عملکرد شما در مواجه با دانشجویان واساتید دانشگاه ها و احزاب دگر اندیش هیچ شباهتی به این شعار ها ندارد که هیچ بلکه نقض فاحش آرمانهای دولت مهرورز و عدالت گستر است . کافی است کمی نحوه ی رفتار ضابطین و بازجوهای مهربان خود را تحت نظر بگیرید تا نقض حقوق شهروندی که ریس قوه قضاییه کشور هم چندی پیش از آن سخن گفت ، با خبر بشوید .

آقای وزیر این ها همه از سر دلسوزی گفته شد نه از سر خصومت ، رفتارهای حاکمیت باید مبنای ارزیابی عملکرد ش قرار گیرد نه شعارها و آرمانها و وعده های سر خرمن که تا این نوع رفتارحاکم باشد وضع مملکت چنین خواهد بود . انداختن تمام تقصیرات خود به گردن دشمن و دیگران برای توجیه عملکرد غلط و بی اساس خود همان تئوری قدیمی توهم توطئه است که تا به حال جواب نداده است کمی بیشتر فکر کنید و به خودتان بیایید این شما و این ما .
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 0:51  توسط علیرضا خادمی  | 

چند روز پیش برای آب و هوا عوض کردن و رتق و فتق امور شخصی عازم شهر یزد شده بودم . تاخیری که در حرکت از شیراز به وجود آمده بود بسیاری از مسافران را شاکی و خسته کرده بود همین موقع بود که باز شیطنتم گل کرد و خواستم وضع را از حالت فعلی خارج کنم و شروع کردم به صحبت و تحریک احساسات مسافران که این تاخیر باید با عکس العمل شدیدی از جانب ما رو به رو شود و از مسافران خواستم که به همراه من به مدیریت تعاونی مسافربری آن اتوبوس شکایت ببریم و با کمی خنده از مسافران عصبانی خواستم دفتر مدیریت را به هم بزنیم . درست صحبت هایی که بیشتر جنبه ی مزاح و تغیر فضای گرم و خسته کننده ی مسافران را داشت جدی گرفته شد و هنوزسخنم تمام نشده بود که چند نفر مرد جوان به تحریکات من پاسخ مثبت دادند و از من خواستند که به مدیریت برویم و مدیریت را چنین کنیم و چنان ...

این قائله ختم به خیر شد و اتوبوس فقط چند دقیقه بعد از اعتراض ما به جایگاه مربوطه آمد اما در حاشیه ی این حرکت اعتراضی و نوع رفتاری که مسافران به ستوه آمده از خود بروز دادند این سوال در ذهنم شکل گرفت که چرا ما ایرانی ها همواره در هر حرکتی احتیاج به زعامت و رهبری داشتیم و داریم .

در رفتار شناسی جامعه ی ایرانی ، توده ای بودن اقشار مختلف جامعه انکار ناپذیر است . احساسات هر فرد ایرانی را که در این فضای توده ای رشد و نمو داشته به راحتی می توانید جریحه دار کنید حال آن که این احساسات اگر از نوع مذهبی – اعتقادی باشند نصف بیشتر راه پیموده شده است و با طرفه العینی می توان به تحریک و قلقلک این احساسات پرداخت .

شاید یکی از دلایل این مستعد بودن برای تحریک پذیری را بتوان در عدم استفاده ی صحیح از قوه ی درک و شعور در جای خودش ، خلاصه کرد .

زعیم گرایی در بین ما ایرانیان سابقه ی طولانی داشته است . غالب مبارزات بر علیه جور و فساد طبقه ی حاکم با تحریک و تهییج افکار عمومی توسط یک یا چند نفر رهبر کاریزماتیک صورت پذیرفته است . صرفه نظر از فرجام این مبارزات و به ثمر نشستن و یا ننشستن این تلاشها در جهت بهبود شرایط باید به این نکته اذعان داشت که نقش بی بدیل رهبریت و زعامت غیر قابل انکار است.

وقتی عقاید و باورهای ذهنی سطحی و قابل انعطاف می شوند فرد در جامعه همیشه در نحوی عمل خود مردد هست و از انجام رفتارهایی که به درستی آنها مشکوک است پرهیز می کند و منتظر ورود فردی با درک جامع تری از شرایط موجود می نشیند. البته به زعم خود با درک جامع و کامل تری از شرایط موجود ، که این مهم بسیار اتفاق افتاده که به روئیت و تحقق نرسیده است . به محض ورود این شخص آگاه انجام تحریک و توجیه این فرد{ توده ای و معمولا مسئولیت ناپذیر } دست به عمل می شود کما این که نوع رفتار بروز داده شده کاملا خلاف عقیده و عمل خطایی تلقی شود . اما هرچه باشد فرد مسئولیتی را هر چند کم برای خود قائل نخواهد بود .

باید به شعور و فهم خودمان کمی بیشتر رجوع کنیم و به راحتی وسیله ای برای اهداف شوم وغیر منطقی اربابان قدرت نشویم . باید خومان را بیشتر باور کنیم و مسئول اعمال و رفتارهای خودمان باشیم تا در سرنوشت آینده خود مستقیما دخیل باشیم و آن را با دستان خودمان بسازیم .
+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 14:10  توسط علیرضا خادمی  | 

یک هفته از بازداشت و ضرب و شتم غیر قانونی نماینده ی شجاع و آزادی خواه مجلس ششم می گذرد. سید علی اکبر موسوی خوینی دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) که به جد در طول این مدت با صراحت از آرمانهای حقوق بشر و آزادی مدنی و مطالبات بخش محذوف جامعه دفاع کرد و لحظه ای سکوت اختیار نکرده بود در تجمع مسالمت آمیز زنان در میدان هفت تیر به دست عوامل انتظامی امنیتی دستگیر و راهی زندان اوین شده است .

دستگیری مهندس موسوی تنها و تنها به دلیل بیان عقاید و دیدگاه های وی در دوره نمایندگی مردم تهران و پرونده ی اتمی ایران و حمایت از فعالین حقوق بشر انجام شده ،آن هم در شرایطی که هر کدام از طرفین درگیر با بحران فعایت های هسته ای ایران ، به نحوی سعی در یافتن بهانه ای برای تحت فشار قرار دادن حاکمیت ایران هستند . بحرانی که به مسئله ی حیاتی برای حاکمیت ایران تبدیل شده است . اما در همین اوضاع و احوال که تمام رسانه های داخلی و خارجی صدر اخبار و گزارشات خود را به مسئله ی اتمی ایران اختصاص داده اند بهترین فرصت برای جناح تندرو در درون حاکمیت ایجاد شده که باز هم کما فی سابق به پروژه ای که مدت ها پیش کلید خورده بود ادامه دهد . پروژه ای که در آن تهدید، تعقیب، دستگیری، شکنجه عده ی زیادی از عناصر منتقد درونی را هدف خود قرار داده تا شاید با سرکوب صدای هر منتقد ریز و درشتی به یک دست کردن جامعه دست یابد .

متاسفانه دستگیری های اخیر چندان عجیب و دور از ذهن نبود در حکومتی که قاضی سعید مرتضوی به راحتی به عنوان نماینده ایران به همراه وزير دادگستری جمهوری اسلامی انتخاب می شود آن هم برای نخستين نشست شورای تازه تاسيس حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو ، چه توقعی می توان داشت که دلسوزان ایرانی مثل مهندس موسوی دستگیر نشوند .

قاضی که در توقیف بسیاری از روزنامه های در هشت سال اخیر و دستگیری بسیاری از روزنامه نگاران و فعالین سیاسی دانشجویی و بالاخره حقوق بشر نقش اساسی را ایفا می کرد ، جدا ً از کدام حقوق بشر می خواهد صحبت کند . از حقوق بشری که شکنجه یا مجازات یا رفتاری غیر انسانی را با شهروندان حق حکومت می داند ، از حقوق بشری که همه را دربرابر قانون مساوی می داند غیر از عده ای ، از کدام حقوق بشر ؟

انگار حاکمیت نمی خواهد به آزادی این فعال سیاسی وحقوق بشر وقعی بنهد آن هم در شرایطی که ایران در تیررس حملات و سوظن های جهانی قرار دارد . به رغم هشدارهای بی پرده به حاکمیت همچنان شرایط فعلی ادامه دارد. قو ه قضاییه باید آزادی مهندس موسوی را فراهم کند و بیشتر اجماع منتقدین قانونی و غیر قانونی خود را ممکن نسازد که به زیان قطعی ساختار قدرت خواهد انجامید .

به خاطر داشته باشید که مهندس موسوی حمایت جنبش دانشجویی را پشت سر خود دارد جنبشی که برای محار و انفعال آن تا به حال زیاد سعی شده اما راه به جایی نبرده. پتانسیل این جنبش هر بار نادیده گرفته شد غوغای به پا کرد.

Alirezakhademi_iran@yahoo.com

این مطلب در سایت زیر به منتشر شد:
http://news.gooya.eu/politics/archives/049735.php
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 0:31  توسط علیرضا خادمی  |