هر چه از نقش سازنده ی احزاب و سازمان های سیاسی در نقد قدرت آگاه تر می شوم سوالات بیشتری در ذهنم شکل می گیرد که به راستی ضرورت پاسخگویی شفاف به این سوالات هیچ گاه به ذهن حاکمان وقت نرسیده است؟ یا این که نمی خواستند این سوالات به ذهن شان خطور کند چرا که چاره ای جز پاسخگویی به آنها را نداشتند !
شاید بعضی از افراد مثل ریس جمهور معنی کلماتی را که بر زبان جاری می کنند درست نمی دانند یا به الزامات آن کلمات نمی خواهند پای بند باشند. مثل بحثی که درخصوص انتقاد از عملکرد دولت از جانب ریس جمهور اصولگرا در جمع اصحاب خبر و رسانه ها در سالن مطبوعات نمایشگاه بین المللی کتاب ، مطرح شده بود. که تعجب صاحب نظران و فعالان عرصه مطبوعات و سیاست را برانگیخت .
تعجب از این جهت که دعوت به نقد دولت عدالت محور از جانب شخصی مطرح می شود که خود نقش بسزایی در خاموش کردن صدای منتقدین داشته است و این خفقان درست چند هفته پس از به قدرت رسیدن احمدی نژاد نماد عینی پیدا کرد.
1مسدود کردن بسیاری از سایت های اینترنتی منتقد اعم از داخلی و خارجی که این اقدام آن چنان ابعاد گسترده ای یافت که سایت های علمی ، ادبی و حتی هنری را هم در حیطه خود به دام انداخت 2 تهدید، تعقیب، احظار، بازداشت و صدور احکام سنگین قضایی برای فعالین سیاسی و مطبوعاتی و دانشجویی 3 برهم زدن و به خشونت کشاندن بسیاری از تجمعاتی که صرفا صنفی بوده و نه سیاسی از جمله تجمع کارکنان اتوبوسرانی تهران برای تشکیل سندیکای کارگری و تجمع دانشجویان سراسر کشور که هم جنبه ی سیاسی داشته و هم جنبه ی صنفی که هیچ گاه به رسمیت شناخته نشد.
همه در یک سالی که گذشت توسط نیروهای پلیسی،امنیتی و قضایی انجام شد با این خیال که می توان جامعه را یک جامعه ی مطیع و یکپارچه نشان داد.
اما شکستن این فضای بسته چندان دور از ذهن نبود فضای که استعداد طغیان و سرکشی بسیاری از اقشار را در درون خود نهفته داشت و مطالباتی که در چند سال اخیر به رغم اعتراضات خیابانی و نافرمانی های مدنی انباشته شده بود به مثابه بشکه ی باروتی که منتظر جرقه ای هر چند کوچک بود ، شعله ور شد. شعله هایی که خاموش کردن موقت آنها برای نیروهای امنیتی پلیسی کار زیاد دشواری نبوده. اما مشکل اینجاست که این طیف افراد سکوت و رخوت فعلی جامعه را همیشگی و پایدار می بینند و احتمال سرکشی و به سر رسیدن صبر اقشار متنوع را بسیار ناچیز می بیند .
از تهدید و تعقیب و دستگیری دوستانم در ادوار تحکیم وحدت و سرکوب تجمع مسالمت آمیز22 خرداد زنان در میدان هفت تیر تهران آن چنان اشفته ام که تنها به این نکته اکتفا می کنم که با سرکوب و بازداشت فعالان سیاسی اجتماعی واقعا می خواهید به کجا بروید . مگر مناقشه ی هسته ای بیخ گوش ملت و کشور نیست که باز هم با عملکرد نابجا و غیر قانونی و غیر انسانی خود برای دشمنان خود مستمسکی به این بزرگی می سازید. به خاطر داشته باشید که یکی از محورهای اساسی مسئله ی ایران با جامعه ی جهانی علل خصوص ایالات متحده ، نقض صریح حقوق بشر در ایران است بیشتر از این آب به آسیاب دشمنان خود نریزید.
زنده باد آزادی – پاینده باد ایران
این مطلب در سایت زیر منتشر شد:
http://www.mellimazhabi.org/news/062006news/1306khadmi.htm
شاید بعضی از افراد مثل ریس جمهور معنی کلماتی را که بر زبان جاری می کنند درست نمی دانند یا به الزامات آن کلمات نمی خواهند پای بند باشند. مثل بحثی که درخصوص انتقاد از عملکرد دولت از جانب ریس جمهور اصولگرا در جمع اصحاب خبر و رسانه ها در سالن مطبوعات نمایشگاه بین المللی کتاب ، مطرح شده بود. که تعجب صاحب نظران و فعالان عرصه مطبوعات و سیاست را برانگیخت .
تعجب از این جهت که دعوت به نقد دولت عدالت محور از جانب شخصی مطرح می شود که خود نقش بسزایی در خاموش کردن صدای منتقدین داشته است و این خفقان درست چند هفته پس از به قدرت رسیدن احمدی نژاد نماد عینی پیدا کرد.
1مسدود کردن بسیاری از سایت های اینترنتی منتقد اعم از داخلی و خارجی که این اقدام آن چنان ابعاد گسترده ای یافت که سایت های علمی ، ادبی و حتی هنری را هم در حیطه خود به دام انداخت 2 تهدید، تعقیب، احظار، بازداشت و صدور احکام سنگین قضایی برای فعالین سیاسی و مطبوعاتی و دانشجویی 3 برهم زدن و به خشونت کشاندن بسیاری از تجمعاتی که صرفا صنفی بوده و نه سیاسی از جمله تجمع کارکنان اتوبوسرانی تهران برای تشکیل سندیکای کارگری و تجمع دانشجویان سراسر کشور که هم جنبه ی سیاسی داشته و هم جنبه ی صنفی که هیچ گاه به رسمیت شناخته نشد.
همه در یک سالی که گذشت توسط نیروهای پلیسی،امنیتی و قضایی انجام شد با این خیال که می توان جامعه را یک جامعه ی مطیع و یکپارچه نشان داد.
اما شکستن این فضای بسته چندان دور از ذهن نبود فضای که استعداد طغیان و سرکشی بسیاری از اقشار را در درون خود نهفته داشت و مطالباتی که در چند سال اخیر به رغم اعتراضات خیابانی و نافرمانی های مدنی انباشته شده بود به مثابه بشکه ی باروتی که منتظر جرقه ای هر چند کوچک بود ، شعله ور شد. شعله هایی که خاموش کردن موقت آنها برای نیروهای امنیتی پلیسی کار زیاد دشواری نبوده. اما مشکل اینجاست که این طیف افراد سکوت و رخوت فعلی جامعه را همیشگی و پایدار می بینند و احتمال سرکشی و به سر رسیدن صبر اقشار متنوع را بسیار ناچیز می بیند .
از تهدید و تعقیب و دستگیری دوستانم در ادوار تحکیم وحدت و سرکوب تجمع مسالمت آمیز22 خرداد زنان در میدان هفت تیر تهران آن چنان اشفته ام که تنها به این نکته اکتفا می کنم که با سرکوب و بازداشت فعالان سیاسی اجتماعی واقعا می خواهید به کجا بروید . مگر مناقشه ی هسته ای بیخ گوش ملت و کشور نیست که باز هم با عملکرد نابجا و غیر قانونی و غیر انسانی خود برای دشمنان خود مستمسکی به این بزرگی می سازید. به خاطر داشته باشید که یکی از محورهای اساسی مسئله ی ایران با جامعه ی جهانی علل خصوص ایالات متحده ، نقض صریح حقوق بشر در ایران است بیشتر از این آب به آسیاب دشمنان خود نریزید.
زنده باد آزادی – پاینده باد ایران
این مطلب در سایت زیر منتشر شد:
http://www.mellimazhabi.org/news/062006news/1306khadmi.htm
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 7:35  توسط علیرضا خادمی
|
